eitaa logo
ناکجا آباد
114 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
295 ویدیو
25 فایل
اینجا ناکجا آباد عه . جایی که نورا و فاطمه زندگی میکنن و چرت و پرت هاشون رو میفرستن . https://daigo.ir/secret/31162654549 ناشناسمون؛ بیاید خوشحال میشم
مشاهده در ایتا
دانلود
📪 پیام جدید ذ_۲۵۷ ؛ ذ_۲۵۷ است بله کاملا درست میفرمایید
رونمایی میکنم از کارانورا و فاریسک :
ناکجا آباد
12.8K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بحنقتفتبتیتقابتوبدقاباببدوییتبوبددبایایدبدبابایدایتیتققتقخثحثححثنقتقاقاقافابابااقاقاقاقاقاقاقااق
هدایت شده از گذرگاه زمان
پنجره‌های آپارتمان نورا، نوازنده ویولنسل، زیر باران پاییزی مه گرفته بود. درون اتاق نشیمن، تنها صدای نفس‌نفس‌های امیر، نامزد نورا، سکوت را می‌شکست. نورا، بی‌جان، روی زمین سرد کنار ویولنسلش افتاده بود. شال ابریشمی محبوبش محکم دور گلویش پیچیده شده بود، و چشم‌هایش، باز و خیره، گویی هنوز شوک لحظه آخر را در خود داشتند. امیر با دست‌های لرزان به سمت جسد خم شد. روی پیراهن سفید نورا، یک علامت قرمز نامفهوم خودنمایی می‌کرد؛ چیزی شبیه به نت موسیقی، اما با رنگ رژ لب کشیده شده بود. بوی عود سوخته و فلز در هوا سنگینی می‌کرد. آرشه ویولنسل دور از ساز، روی زمین افتاده بود. تقدیم به :ناکجا آباد (نورا) از طرف : گذر‌زمان و الفاقنطورس