هدایت شده از - ناجه -
آدم ها هرسری من را به یک نقطه مشترک میرسانند .
نقطه ی : من میخواهم فورا بمیرم .
هدایت شده از خوابپارچهای.
کاش یه ماهی پولکی قرمز بودم، توی تُنگ بلوری. با شوق خریده و در روزهای واپسین فروردین بمیرم.