« تو فقط یه جمله ی ساده گفتی و متوجه نشدی اون جمله چندروز خواب و خوراک رو از اون آدم گرفت. »
اشتباهِ خوب"
—
آره بابا آزادی بیان میخوایم😠
+ همچنان خود اون افراد در برابر کسی که سالهاست بخاطر افکارش تحسینش کردن و حالا یکبار با آزادی حرف دلشو زده:
(( رفتید کامنتای بندهخدارو دیدید دیگه؟ ))
🎙«تناقضِ مطلق، انسانیتِ گزینشی مطلق، آزادیِ گزینشی مطلق، ظلم ستیزیِ مطلق، شعار دادن یکطرفهٔ مطلق، گزینش گزینش گزینش مطلق.»
«دلم برای نوشتن تنگ شده. برای چیدنِ کلماتی که کنار هم، احساسِ حقیقی من رو در لحظه، به تصویر میکشن.»
راستش باید کمکم کنید.
کمکم کنید دوباره بتونم بنویسم.
دوباره بتونم حسمو بریزم تو ظرف کلمات و به خورد خودم و قلم و کاغذ و اینجا، بدم.
دلم پر از حرفای مختلفه.
چیزایی که هرکدوم به هر روشی تکه ای از من رو به دست گرفتن و دویدن.
دور شدن از من.
و من حالا یه خلیج بی ماهی ام که نمیدونم از کدومو رود باید پیداشون کنم.
این دنیای پر از مشغله و جدی، درحال گرفتن من، از منه.
این واقع بینیِ اجباری، درحال خاموش کردن چراغ رویا پردازیهامه، چراغ دلتنگیهایی که میدونم دارمشون، اما حالا دقیقاً نمیدونم چقدر اهمیت داره.
بی کیفیت
بی کیفیت
بی تمرکز
بی حس
خشک و خالی
سطحی و پراکنده
خداوندا چه بلایی سر من آمده است.