اشتباهِ خوب"
_
دشت، پر از گل های سرخ بود.
باد که می وزید..
گلبرگ هایی خسته از یکجا ماندن،
با باد همرقص میشدند
به هرجایی که باشد.
گمانم برایِ آنها : هرجایی بجز دشت و کنار کل ماندن..
اما شاپرک ها با تمامِ توان در برابر باد ایستاده بودند ؛
آنها گل هارا میخواستند .
در غنچه ها پنهان میشدند شاید که باد ،
بال های کوچک و نازک و ناتوانشان را همچون گلبرگ ها پرواز ندهد و اسیر خود کند..
درنهایت
گلبرگ هایی خاکی و بیجان
روی زمین سرد مانده بودند
و شاپرک هایی خوشحال و عاشق
درحال بوسیدن و بوییدنِ رز های سرخِ دشت.. .
گاهی نباید رها کرد و همراه هر مسیری که بود راه افتاد..
گاهی باید ایستاد و سختی کشید و درد ،
برای پیدا کردن
و اثباتِ عشق و زندگی!
- Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
برایِ آرمان حرفی ندارم؛
جز الهام گرفتن ازین مصراع که میگه
"به خودم آمدم انگار تویی در من بود.."
رفتنت
منو به خودم آورد؛
نجاتم دادی!
سالگردِ رسیدن به آرزوت
برای ما نه ولی
برای خودت مبارک.. =))
#آرمان_عزیز
هدایت شده از ذِکـرِجـنـون²⁰¹ -
عاشق اگر میشوید ، عاشق ِرفتار آدمها نشوید ،
آدمها گاهی حالشان خوب است گاهی بد . .
رفتارشان متاثر از حالشان است ؛
عاشق ِافکارشان شوید ، افکار حتی در بدترین ،
حالت ِآدمها هم تغییر نمیکند .