eitaa logo
اشتباهِ خوب"
326 دنبال‌کننده
623 عکس
49 ویدیو
5 فایل
" در درونِ هر یک از ما کهکشانی ست به وسعتِ تمامِ آسمان..! و تنها ستاره ی آن یکی ست که رشد به سویَش و مقصد ، آغوشِ اوست.. =))🌌 https://daigo.ir/secret/6141690021
مشاهده در ایتا
دانلود
من بدونِ مثال نمیتونم😂 " همه ی ما سوارِ یه قطاریم. قطار ، روی ریل حرکت میکنه و ریل به هرسمتی که بره قطار به همون سمت حرکت داره . اگه یه قسمت ازین ریل ، مهندسی نباشه ممکنه قطارُ منحرف و یا از ریل خارج کنه . پس.. مهمه کی این ریل‌گذاری رو انجام میده! ریل ‌گذار ، همین آدمایی‌ان که متاسفانه من و تو نمیخوایم تو انتخابش نقش داشته باشیم و.. فکر میکنی اگه آدم اشتباهی بیاد اوضاع رو خرابتر نمیکنه و.. قطار زندگیِ دخترِ پونزده ساله ی آیندم که قراره پونزده سالگیش سال سختی برام باشه ، هنوزم میتونه روی ریل باشه؟ 😂 آره خلاصه .. "
مستر سندمن ، یه کارکترِ جالب با یه جادوی خاص و فوق العادست.. مورفئوس، تو کمیک سندمن . شاید بعدا داستانشُ گفتم*
اشتباهِ خوب"
من بدونِ مثال نمیتونم😂 " همه ی ما سوارِ یه قطاریم. قطار ، روی ریل حرکت میکنه و ریل به هرسمتی که بره
لطفاً و لطفاً فردا، با توکل ، استدلال ، دلیل ، و اطمینان [ اطمینان به خودتون ویا فردی که از لحاظ بینش از شما بالاتره ] ، انتخاب کنید .. =)
. . . .
اشتباهِ خوب"
_
" وقتی که اولین موجود زنده ی دنیا رویا دید.. اون متولد شد ؛ سندمن از یک رویا متولد شد و تا آخرین کسی که می‌خوابه و رویا میبینه زندست.. :) زندگیِ اون تماما به زندگیِ رویاها وابسته ست.. سندمن هر شب ، به همه ی کسایی که توی این دنیا نفس میکشن سر میزنه ، و به اون ها رویا هدیه میده تا بخوابن . وجودِ سندمن از رویاهای ما تعلق میگیره.. .
دنیای سندمن هم دقیقا مثل دنیای ماست ؛ سندمن همیشه تنهاست اما از دور مواظبِ خونوادش هست . دشمنای زیادی وجود داشتن که در قبالِ خیلی چیز ها ، قدرت و جاودانگی و رویای سندمنُ میخواستن ؛ اما برای سندمن رویا ، خودشِ . وجودِ سندمن در اصل هم وجود داره و هم نداره .. چرا که اون به ما رویا میده و همزمان از رویای ما تغذیه میکنه تا زنده بمونه .
اون اگه بخواد میتونه با رویاها ، طلسم و جادو های زیادی رو بوجود بیاره اما همیشه یه محدودیت برای اون وجود داره و اونم اینه که اون ، خودشم ، به رویا ها احتیاج داره . + بدون رویا نمیتونه زندگی کنه چون ادمایی که رویا ندارن در اصل مردن :( _ آره =(. "
. . .
اشتباهِ خوب"
_
راهِ طولانی‌ای در پیش رویَم است و شاید هنوز در انحنای مسیرش ، قدم برمیدارم . آرام آرام تصمیم دارم از انزوایِ یواش و بی‌صدایم دور شوم و تنفسِ جدیدی را شروع کنم، همراهِ شخصیت هایی که نزدیک‌تر به محیطم شده‌اند و اجازه‌اش را ، خودم ، دادم ‌. اما هر دم و بازدم احساسی مثلِ پشیمانی ، ترس ، تنش ، عشق ، هیجان ، تردید ، شک و انحطاط هم از درونم به هوای بیرونم و از هوای بیرون به درون ، در رفت و آمد است. در انتهای راه ، نورِ سفیدی میبینم که نمیدانم مالِ آفتاب است یا.. [ آیینه ایست که نور را درحالِ انعکاس دادن است؟ ] حسی دستش را روی شانه‌ام میگذارد لبخندی میزند : [ شاید انعکاسِ ماست! نفس هایَت را کمی معتمد تر بکش ] این یکی کدام‌یکیشان است؟  "𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆" "𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"