اشتباهِ خوب"
_
اسمِ گل های کوچکِ سفیدی را از تو شنیدم و از بعد از آن موقع بود که هر گلِ سفیدی که میبینم ،
به یادِ تو میافتم .
شاخه ی ژیپسوفیلیای کوچکی که در کنار نامههایت برایم فرستاده بودی ، خشک شده بود و گلبرگ های شکنندهی شکستهاش ،
شیرینیِ تهِماندهٔ تهِ جعبه شده بود ..
[ اما همان شاخهٔ باریکِ بدون گلبرگ را
به خاطرِ زمانی که گلِ موردعلاقهات بود ، ]
درمیانِ قرمزیِ دفتری نگه داشتم.
به اجزای این جهان به چشمِ معنیهایی که برای همه دارند ، نگاه نمیکنم؛
با خاطرات
آنها را میسنجم .. .
میخواهد شاخهای خشک باشد یا گلی تر و تازه!
- Abr .
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
_
تو را دوست دارم ،
و شعرهایم را در وصف تو می سرایم
همچون شاملو برای آیدا؛
با این تفاوت که شاملو برای کسی می سرود
که او را داشت،
اما من برای بزرگترین نداشته زندگی ام
عاشقانه شعر می نویسم
و بیتابانه دلتنگ می شوم ،
راستش را بخواهی نه تو آیدایی و نه من شاملو ..
تو زیباترین پروانه ی رویاهای منی
و من مجنون و دیوانه ی تو؛
میخواهم تا ابد از تو بگویم و به تو بیاندیشم
بیا و بالهای پروانهایت را بگشا
و بر آسمان زندگی ام قدم بگذار ،
و پایان بخش دلتنگی های خزانم باش ..
- محسن مصطفی نژاد
"𝒖 𝒌𝒏𝒐𝒘 𝒎𝒆"
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"