اشتباهِ خوب"
_
"مینویسم ، مینویسم چون صدای نوشتن را گاهی از عمقِ جان میشنوم، که اصرار میورزد چرا مرا نمیخوانی ؟
چرا صدای مرا به خط ترجمه نمیکنی تا شاید دلیلی باشم برای ریختنِ اشکهای کسی که حرف زدن برایَش سخت بود ؟
چرا سکوتِ مرا برای رهاییِ دلت از تلنبارِ بغض های قورت دادهات نمیشکنی ؟
مینویسمت !
مینویسمت چرا که ادامه دادنِ دلایلت شاید من را هم در تنگنای سکوت ، دفن کند . "
- Oct.
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
اشتباهِ خوب"
"مینویسم ، مینویسم چون صدای نوشتن را گاهی از عمقِ جان میشنوم، که اصرار میورزد چرا مرا نمیخوانی ؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
همونطور که سرت آروم گرفته روی بالشتِ همیشگی ،
صدای تیک و تاک ساعت شده ریتم پلک زدنات ،
و عطرِ سرد و گرم شب و پتوی ساکت مهتاب روی آسمونت پهن شده ،
فکرت رو توی حصار گیر بنداز و کوچیک و کوچیک و کوچیکترش کن حلقهٔ دستاتُ دورش ..
[ انقدری که
جمع و جورش کنی .. ]