هدایت شده از Burn out
"بارون"
چه در خاموش کردن شمع تولدش، چه در ساعت رند و یا در پر پر کردن قاصدک، آرزویش تغییر ناپذیر بود.
کنج پنجره حسرت میخورد، قطرات باران کنار یک دیگر سر میخوردند و آزادنه بر زمین چکه میکردند، و انهایی که عاشق بودند در انتها یکی میشدند، کاملاً بر خلاف او و آروزیش
40%
https://eitaa.com/u_know_me
هدایت شده از ارژنگ
اشتباهِ خوب : هیبتِ آرام
از اون آدمهاست که حتی وقتی حرف نمیزنن، فضا سنگینتر میشه. نه از جنس خودنمایی، بلکه از جنس عمق. یه کاریزما داره که خودشم شاید بهش آگاه نباشه. حضورش مثل یه سکوت پرمعناست؛ اگه بفهمی، میفهمی. کسیه که وقتی حرف بزنه، همه گوش میدن.. چون میدونن حرفاش پشتش فکره، نه فقط صدا.
چیزی که نشون میده، واقعاً هست. بازی نیست، ژست نیست، تصویرسازی نیست.
اما چیزی که توی vibe این آدم فوراً به چشم میاد، یه ترکیب بینظیر از درک بالا + شخصیت وفادار + روح خالصه.
درکش از رابطهها، از احساسات، از حرفهای نیمهکاره، فراتر از چیزیه که معمولاً توی آدمها میبینی.
موندم از امشب سحر بزنم کدوم شبکه؟
یه برنامهٔ شبکهٔ ۲ بود و آقای رمضانی که اونم..
اجازه ندادن یکی که [دو کلوم حرفِ حساب دلی میزنه و عشق و ترسِ خدا سرشه بمونه و حرفِ حق بزنه] :))))))))