اشتباهِ خوب"
POV: رکوردِ سرعتیترین و سردردیترین و ضدحالترین و بطور کلی بدترین تعطیلاتِ سالنو تعلق میگیرد به 1
POV:
گمونم دوباره پوش شدم تو سایدی که بزور خودمو ازش نجات داده بودم.
هدایت شده از Burn out
"بارون"
چه در خاموش کردن شمع تولدش، چه در ساعت رند و یا در پر پر کردن قاصدک، آرزویش تغییر ناپذیر بود.
کنج پنجره حسرت میخورد، قطرات باران کنار یک دیگر سر میخوردند و آزادنه بر زمین چکه میکردند، و انهایی که عاشق بودند در انتها یکی میشدند، کاملاً بر خلاف او و آروزیش
40%
https://eitaa.com/u_know_me
اشتباهِ خوب"
"بارون" چه در خاموش کردن شمع تولدش، چه در ساعت رند و یا در پر پر کردن قاصدک، آرزویش تغییر ناپذیر بود
یادم نبود که اینو گذاشته بودم یا نه*
اشتباهِ خوب"
[دلم خیلی تنگه صدای تیک تاک ساعت قبلی اتاقمه بشدت جاش تو سکوتم خالیه]
دوباره یه تیکتاکِ دلنشین به اتاقم برگشته*