اشتباهِ خوب"
"تمامِ سال به کنار، این دو شب را گویی ستارهها بیشتر از قبل در آسمان برقِ شادی میزنند. هفت آسمان و زمین و هرآنچه که بین آنهاست، از عطر و رایحهٔ پسرانِ علیِ اعلی پر شده است.
تمامِ ملکوت و گیتی برای حُسین و علمدارَش این دو شب آذین و نورافشان است :) "
اشتباهِ خوب"
"تو برای من مثلِ همون شالگردن بافته شده با حرفای قشنگت هستی که توی روزهای سرد زمستونیم خیلی خوب منو گرم نگه میداره..
شالی که از گردن بازش نمیکنم و عطرش که مدام دورِ سرم میچرخه، نفسهای منو آروم و تازه میکنه.
ولیکن اما حرفهای بیصدایی لا به لای دونههای ریز این شال قایم شده که دلم رو تنگ میکنه و لبخندم رو انگار که بارون باشه و باریده باشه، از ابر صورتم پاک میکنه. احساسِ غریبی که بهم میگه:
[ مواظبش باش .. ]
چرا که خوب میدونم به رسمِ طبیعت، بعد از این زمستون، این شالِ گردن رو باید با تمام وجود بازش کنم، با کمال دلتنگی تا بکنم، با احتیاط ببوسم؛ و روی طاقچهٔ خاطراتِ دلم تا ابد نگاهش کنم، در زمستونهایی که دیگه شالگردن نمیبندم. "
- Abr .
اشتباهِ خوب"
[ تولدِ شاهِ عشق و صلابت، آقای مردی و آزادگی ، حُسینبنعلی مبارک🤍 * ]
[ تولدِ حضرتِ آب و ادب، مردِ عاشقی و وفاداری، برادرِ خوشغیرتِ خوشچهرهٔ خوشقامت ، عموی مهربان و خوش قلبِ رقیه و علیِاکبر و اصغر ، اباالفضل العباس-ع مبارک 🤍 * ]