اشتباهِ خوب"
"تو برای من مثلِ همون شالگردن بافته شده با حرفای قشنگت هستی که توی روزهای سرد زمستونیم خیلی خوب منو گرم نگه میداره..
شالی که از گردن بازش نمیکنم و عطرش که مدام دورِ سرم میچرخه، نفسهای منو آروم و تازه میکنه.
ولیکن اما حرفهای بیصدایی لا به لای دونههای ریز این شال قایم شده که دلم رو تنگ میکنه و لبخندم رو انگار که بارون باشه و باریده باشه، از ابر صورتم پاک میکنه. احساسِ غریبی که بهم میگه:
[ مواظبش باش .. ]
چرا که خوب میدونم به رسمِ طبیعت، بعد از این زمستون، این شالِ گردن رو باید با تمام وجود بازش کنم، با کمال دلتنگی تا بکنم، با احتیاط ببوسم؛ و روی طاقچهٔ خاطراتِ دلم تا ابد نگاهش کنم، در زمستونهایی که دیگه شالگردن نمیبندم. "
- Abr .
اشتباهِ خوب"
[ تولدِ شاهِ عشق و صلابت، آقای مردی و آزادگی ، حُسینبنعلی مبارک🤍 * ]
[ تولدِ حضرتِ آب و ادب، مردِ عاشقی و وفاداری، برادرِ خوشغیرتِ خوشچهرهٔ خوشقامت ، عموی مهربان و خوش قلبِ رقیه و علیِاکبر و اصغر ، اباالفضل العباس-ع مبارک 🤍 * ]
اشتباهِ خوب"
[ تولدِ حضرتِ آب و ادب، مردِ عاشقی و وفاداری، برادرِ خوشغیرتِ خوشچهرهٔ خوشقامت ، عموی مهربان و خو
و راستی، روزِ همهٔ کسایی که یه تیکه از وجودشونو برای دفاع ازین خاک و وطن تو میدون جبهه و جنگ جا گذاشتن هم مبارک ..
خیلی مَردید، دمتون گرم*
اه اه دو دقیقه وصل شدم نفسم گرفت حالم بد شد قطع کردم.
لطفاً منو دوباره معتاد کنید من نمیخواستم ترک کرده باشم ترک داده شدم.