اشتباهِ خوب"
POV: هوا خیلیییی گرمه بخدا، ولی من تشنهٔ گرمای دهنسوز تو هستم چایی اونم ماگماگ نه فنجون.
POV:
اگه الان یکی بچلونتم، خستگی ازم میپاچه.
هدایت شده از اشتباهِ خوب"
🌊\
صبح ، واقعاً قشنگ تر از چیزیه که فکر میکنی.
و من دوست دارم هر صبح که بیدار میشم بهت بگم: امروز هم تو از صبحتر زیباتری.
ولی بهترین صبح بخیر/دلم برات تنگ بود/حالت چطوره؟/دوست دارم/ چخبر/ و.. ، «دوتا چای بریزم بخوریم؟» عه.
نه به دانشگاه تهران که «صددرصد حضوریه» رو یجوری گفته تن و بدنت بلرزه، نه به دانشگاه آزاد که از خدا خواسته اعلام امتحانات «مجازی» کرده. دانشجوهای آزاد، خیلی خوش میگذره بهتونا رسماً تفریحاته. دانشگاه مارو خدا بخیر کنه.