اشتباهِ خوب"
POV: اگه الان یکی بچلونتم، خستگی ازم میپاچه.
POV:
تو اوج، صدای No battery pls charge و turn off تو گوشت میپیچه :(
«چطور میتونم به خودم اجازه بدم تمام زمانم برای ناراحتی و ترحم به حالِ خودم و چیزهایی که از دست دادم بگذره، درحالی که هنوز کلی داشته برای دوستداشتن دارم؟ و کلی دلیل، برای دوست داشته شدن؟ آدم باید توی نیمساعت، کل گریه زاریشو -چه اگه سطلسطل آب باشه چه فقط زانو بغل کردن- واسه خالی شدنِ ظرفِ دلش راست و ریست کنه و بعدش؟ بعدش دیگه زمان جدیدیه که باید سعی کنی تا دفعهٔ بعدی نیمساعته، برای این زمان کمتر غصه بخوری.»
بخاطر جنگ محیط کشتم خراب شد منفی گرفتم. لطفاً یدونه موشکو بخاطر این بزنید از الان رزرو کردم.
اشتباهِ خوب"
—
حرکت شاهکارشون تو این سروده اینه که هرتایم با اسرائیلو دیالوگ میکنه یا داره به پایین اشاره میکنه، یا با کفشش زمینو له میکنه.