اشتباهِ خوب"
هی اسنپ، منو ببر نونخامهای((نارنجکی))فروشی.
هی اسنپ، منو ببر شانس فروشی.
اشتباهِ خوب"
POV: تو اوج، صدای No battery pls charge و turn off تو گوشت میپیچه :(
POV:
اونروزی که بتونم بدون تلاش آنتایم باشم، یعنی بالاخره آدم شدم.
اشتباهِ خوب"
POV: اونروزی که بتونم بدون تلاش آنتایم باشم، یعنی بالاخره آدم شدم.
POV:
نمیدونم من چرا این P بودنم تو زمان انقدر بولده فقط، وگرنه همهچیز باید نظم و برنامه داشته باشه حتی شلختگی وگرنه سردرد.
امیدوارم خواب بمونه امیدوارم تو ترافیک شدید بمونه امیدوارم زنش بگه ذوالفقار امروز نرو سر کار و ناز کنه امیدوارم سرراه نذری بدن بره تو صف وایسه امیدوارم بنزین نداشته باشه بره صف بنزین و صف طولانی باشه امیدوارم امروز تولدش باشه و همکاراش سوپرایزش کنن دیر بیاد.
اشتباهِ خوب"
امیدوارم خواب بمونه امیدوارم تو ترافیک شدید بمونه امیدوارم زنش بگه ذوالفقار امروز نرو سر کار و ناز ک
آخرین امیدم یه تلفن طولانی از یه فرد محبوب یا ادارهست ۸ صبح یا وایسادن به غیبت کردن با خانوم فلانی.
اشتباهِ خوب"
هی اسنپ، منو ببر شانس فروشی.
پیام «شما ۸۵ درصد بسته اینترنت— » هم برام اومد، ممنون.💗
«وارد شدم و همینطور که مینشستم، موزیکِ توراهیم، پردههای گوشمرو میلرزوند؛ که احساس کردم صدای دیگهای درحال پخشه. اهمیتی ندادم اما، مدام حواسم بیشتر بهش پرت میشد. تا اینکه آخرسر، یکی از ایرپادارو برداشتم و دقت کردم. با صدایی که شنیدم انگار برای لحظهای زمان ایستاد. توقع نداشتم و این صدا، حالا برام قابل درک میکرد این موضوع رو که چرا مرد روبهروم یهو تصمیم گرفته بود چشماش رو اینطور ببنده. «آمدهام، آمدم ای شاه پناهم بده» و صلوات خاصهٔ حضرت رضا پخش بود برای قرارِ هرروز ۸ صبح. همهٔ آدمای روزمرهای که نشسته بودیم با مقصدهای مختلف، برای یکربع رفتیم مشد زیارت و برگشتیم سرجامون.»