- گــوربهخانـــوم -
https://eitaa.com/MyEmptyMinded/7743 توی دوران مهد کودک و پیش دبستانی یادم میاد یه دوست داشتم اسمش ک
بعد توی مهد صف تاب خیلی دراز بود وقتی که استخر توپ باز میشد همه حمله ور میشدن سمتش بعد من میرفتم برا خودم تاب بازی میکردم😂🤌
یه پسرم بود اسمش طاها بود همیشه ی خدا اذیتم میکرد و نمیذاشت سرسره سوار شم بعضی موقع ها صدا های ترسناک در میاورد و دنبالم میکرد🥲
از بقیه ی بچه ها بزرگتر بود و همه هم ازش حساب میبردن😂
خیلی دوست داشتم ادم محبوبه ی مهد باشم ولی همیشه نفر دوم بودم براشون 🥲