رفتم که درین شهر نبینی اثرم را
لب های ترک خورده و چشمان ترم را
حاجت به رها کردنم از کنج قفس نیست
ای قیچی تقدیر مچین بال و پرم را
تنها شدم آن قدر که انگار نه انگار
با آینه آراسته ام دور و برم را
فردا چه طلب می کند آن یار که دیروز
دل برده و امروز طلب کرده سرم را
من ماهی دریایم و دل تنگم از این تُنگ
ای مرگ به تعویق میفکن سفرم را
هنوز اين آسمان آلودهٔ پرهای كركسهاست
و از خون تو، تر، دامان خشكیها و اطلسهاست
جهان تشنه ست، ماه آسمان تشنه ست، اما آب
هنوز آن سوی، دست بيعت (خشکمقدسها)ست
چنان پاشيده از هم نقشهای روزگار انگار
زمين يک كاشیِ افتاده از طاق مقرنسهاست
در آن سو گربه رقصانی شامیهاست و اين سو
شترها پای میكوبند و ميدان دست ناكثهاست
به دنيا برنگرد ای ذوالجناح تشنه! در اين عصر
اگر آن روزگار شمر بود اين عصر اشعثهاست!
@gorbe_ir
سر هرجاده منم، چشم به راهی که تويی
شب و روزم شده چشمان سياهی که تويی
بندبازي وسط معرکه ام، واي اگر
روي دوشم بنشيند پر کاهي که تويي!
زير پايم پلي از موست، ولي زل زده ام
بين چشمان تماشا به نگاهي که تويي
کور کرده ست مرا عشق و سر راهم باز
باز کرده ست دهان حلقه ي چاهي که تويي
...
نيست کم وسوسه اي سيب بهشت، اما من
دستم آغشته به نارنج گناهي که تويي!
داییم ارتشی بود
یه رفیق داشت به اسم جواد
کرمانی بود و چشم بادومی!
جواد مُرد
دایی زمان بازنشستگی با چوب، مقوا و ... خیلی ماکت هواپیما و ماشین و کاردستی درست میکرد .توی خونه همه فامیل یکی از کارهاش هست
توی اتاقش یه قاب مقوایی صورتی درست کرده بود و یه عکس ۱۰ در ۱۵ قدیمی از خودش و جواد رو چسبونده بود بهش
زیرش نوشته بود:
ای که برانداختی مجلس اهل وفا
مجلس صاحبدلان بی تو ندارد صفا
...
داییم هم مُرد
۱۵ سالی میشه...
فاتحه
فروغ فرخزاد4_5981080918499005134.mp3
زمان:
حجم:
2.9M
بشنوید: شعر اخوان با صدای فروغ
ای تکیهگاه و پناهِ
زیباترین لحظههای
پُرعصمت و پُرشکوه
تنهایی و خلوت من
ای شطّ شیرین پُرشوکت من...
📝 مهدی اخوان ثالث (۱۳۰۶-۱۳۶۹ ش)
🗣 فروغ فرخزاد (۱۳۱۳-۱۳۴۵ ش)
رباعی از اهلی شیرازی
که بصورت عمودی و افقی
یکسان خوانده میشود،
البته اگر «دگر» و «دیگر» را در
شعر یکسان در نظر بگیریم...
@gorbe_ir
چون شغالان به لانهات تازند
کم ز مرغ ار نهای، خموش مباش
هرچه گردی، عدوپَرَست مَگَرد
هرچه هستی، وطنفروش مباش
😐👈🏻 دیوان کامل رهی معیّری، به اهتمام کیومرث کیوان، انتشارات مجید، تهران، ۱۳۷۹، ص ۳۴۶
@gorbe_ir