eitaa logo
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
5.6هزار دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
630 ویدیو
843 فایل
گریز زیارت عاشورا ، دعای کمیل و دعای توسل و جوشن کبیر https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi
مشاهده در ایتا
دانلود
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
🎧 غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد #امام_زمان غفلت از يار گرفتار شدن هم دارد از شما دور شدن زار شدن
. «وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِالله ۚ إِنَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ¹» و اگر [وسوسه ای از سوی] شیطان، تو را [به خشم بر مردم و ترکِ مهربانی و ملاطفت] تحریک کند، به خدا پناه جوی؛ زیرا خدا شنوا و داناست. ۱- سوره اعراف، آیه ۲۰۰ اگر از وسوسه ی نفس و هوا دور شوی بی شکی ره ببری در حرم دیدارش ای که از کوچه معشوقه ما میگذری باخبر باش که سر می شکند دیوارش ................................. "ای که از کـوچـه مـعـشـوقـه مـا میگذری" میشود یک خبر از این دلِ ما هم ببری؟! قلب ما پر شده از غصه و غم ، درد و مرض در فراقت شده سهمم بخدا خون جگری کیسه ام پر ز گناه است ولی ای صنمم کاش گیری ز منِ خسته رنجور ، خبری ......................... . فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش جای آن است که خون موج زند در دل لعل زین تغابن که خرف می‌شکند بازارش بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه‌بود این‌همه قول و غزل تعبیه در منقارش ای که از کوچه ی معشوقه‌ ی ما می گذری برحذر باش که سر می شکند دیوارش اگر از وسوسه‌ی نفس و هوی دور شوی بی‌شکی ره ببری در حرم دیدارش آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست هر کجا هست یارب بسلامت دارش صحبت عافیتت گرچه خوش افتاد ای دل جانب عشق عزیز است فرو مگذارش صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه به دو جام دگر آشفته شود دستارش دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود نازپرورد وصالست مجو آزارش برچسب‌ها: , غزلیات,  .
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
. #زندگینامه_اهل_بیت_علیهم_السلام 🔹لقب ایشان مجتبی(برگزیده) و سَیِّد(سرور) و زَکیّ(پاکیزه) و کریم اه
. علیه السلام چند به تربیت از ، نمیدانم، ، ، ، ، ، قلم عشق گرفتم که در این موسم عید صفحهْ مشکی کنم و نامه ی اعمال سفید ناگه از خامه ی دل این سخن پخته رسید (آسمان بار امانت نتوانست کشید قرعه ی فال به نام منِ دیوانه زدند) بی خود از خود شدم افتاد به قلبم تپشی گفتم ای خسرو جان، ای که سخاوت منشی خود نشان ده به دل غم زده راه و روشی (تا که از جانب معشوق نباشد کششی کوشش عاشق بی چاره به جایی نرسد) رو گرفتم سوی آن مظهر رحمان و رحیم خواستم تا که بگویم سخن از حال وخیم ناگهان حال دلم و خوب شد و گفت نسیم (ندهد فرصت گفتار به محتاج کریم گوش این طایفه آواز گدا نشنیده است) تا که قنداقه ی او فاطمه آورد به دست گل لبخند به لب های علی دایره بست ذکر این حال به روی ورق اینگونه نشست (روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است آری افطار رطب در رمضان مستحب است) چه شود گر که نگاهت به گدایی گذرد چشم پوشی کند و حال مرا هم بخرد تو نظر کن که خدا از گنه ما گذرد (ای که یک گوشه ی چشمت غم عالم ببرد حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد) کن نگاهی به من ای آینه ی "یاستار" قبل از آن روز که بر ما گذرد کار از کار وای اگر وعده ی دیدار بیفتد به مزار (آبرو می رود ای ابر خطا پوش ببار که به میزان عمل نامه سیاه آمده ام) جز دُر مهر علی نیست در این بسته صدف خدمت حضرت او بوده مرا اصل و هدف تا کمی نور بگیریم از آن شاه شرف (نام ما را بنویسید به ایوان نجف نشد از نام سگ کهف کتاب آلوده) عرش بوسند به خاک حرمت زائر ها مومن چشم تو هستند همه کافر ها گل فشان است به توصیف رخت خاطر ها (خواستند از تو نویسند شبی شاعر ها عاقبت باقلم شرم نوشتند نشد) .