#دعای_کمیل
جلسه ی چهاردم
وَ لاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ وَ لاَ مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدِينَ مِنْ بِرِّكَ وَ إِحْسَانِك، فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ لَوْ لاَ مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلاَدِ مُعَانِدِيكَ لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَ سَلاَماً وَ مَا كَانَ (كَانَتْ) لِأَحَدٍ فِيهَا مَقَرّاً وَ لاَ مُقَاماً (مَقَاماً) لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَهَا مِنَ الْكَافِرِينَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ وَ أَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعَانِدِينَ وَ أَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً وَ تَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعَامِ مُتَكَرِّماً :
اَفَمَنْ كانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كانَ فاسِقاً لا يَسْتَوُونَ...
ایا کسی که مومن است با کسی که فاسق است شبیه به هم هستند ؟ معلومه که بین این ها فرق خواهی گذاشت.
خدایا ، آیا کسی که گریه کن امام حسین است با کسی که اهل هیئت نیست یکی است؟
آیا کسی که امشب آمده جمکران، (حرم، مسجد، هیئت) با کسی که این شب جمعه سرش گرم دنیاست، یکی است؟
یعنی آنکه سینه زن حسین فاطمه است با آنکه اصلا غم اهل بیت ندارد یکی است؟
الهى وَ سَيِّدى .... خدای من
همه دست ها را به حالت دعا نگه دارند . می خواهیم دعا کنیم
فَاَسْئَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتى قَدَّرْتَها وَ بِالْقَضِيَّةِ الَّتى حَتَمْتَها وَ حَكَمْتَها وَ غَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ اَجْرَيْتَها اَنْ تَهَبَ لى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ
خدایا همین امشب مرا ببخشی
وَ فى هذِهِ السّاعَةِ
نه ، نه من که از یک ساعت بعدم خبر ندارم . خدایا همین لحظه ببخشی . چه چیز را ببخشی؟
كُلَّ جُرْمٍ اَجْرَمْتُهُ
وَ كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ هر جرم و گناهی که کردم
وَ كُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ هر کار زشتی که خودت پوشاندی و کسی نفهمید
وَ كُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ كَتَمْتُهُ اَوْ أَعْلَنْتُهُ أَخْفَيْتُهُ اَوْ اَظْهَرْتُهُ وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِاِثْباتِهَا الْكِرامَ الْكاتِبينَ
#دعای_کمیل #کمیل
#آموزش
⭕️
#دعای_کمیل
جلسه ی پانزدهم
الَّذينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما يَكُونُ مِنّى وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى وَ كُنْتَ اَنْتَ الرَّقيبَ عَلَىَّ مِنْ وَراَّئِهِمْ وَالشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِكَ اَخْفَيْتَهُ وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ وَ اَنْ تُوَفِّرَ حَظّى مِنْ كُلِّ خَيْرٍ اَنْزَلْتَهُ اَوْ اِحْسانٍ فَضَّلْتَهُ اَوْ بِرٍّ نَشَرْتَهُ اَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ اَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ اَوْ خَطَاءٍ تَسْتُرُهُ يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ
سلمان (رض) به نقل از پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «همانا پروردگارتان بسيار با شرم و بخشنده است. شرم مى كند از اين كه بنده اش دستهايش را به سوى او بلند كند و او آنها را خالى برگرداند.».(1) هر کس ایمان داره خدا صدایش را می شنود، صدا بزند. مگر می شود این دست ها بالا بیاید و از در خانه کریم، خالی برگردد.
یک وقت هایی یک دعاهایی داریم، شاید به خیر و صلاحمان نباشد ولی کریم تو را دست خالی رد نمی کند.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیدْعُو اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِی حَاجَتِهِ فَیقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَخِّرُوا إِجَابَتَهُ شَوْقاً إِلَى صَوْتِهِ وَ دُعَائِهِ فَإِذَا كَانَ یوْمُ الْقِیامَةِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَبْدِی دَعَوْتَنِی فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَكَ وَ ثَوَابُكَ كَذَا وَ كَذَا وَ دَعَوْتَنِی فِی كَذَا وَ كَذَا فَأَخَّرْتُ إِجَابَتَكَ وَ ثَوَابُكَ كَذَا وَ كَذَا قَالَ فَیتَمَنَّى الْمُؤْمِنُ أَنَّهُ لَمْ یسْتَجَبْ لَهُ دَعْوَةٌ فِی الدُّنْیا مِمَّا یرَى مِنْ حُسْنِ الثَّوَابِ؛ (2) بهراستی مؤمن خدا را برای حاجتش می خواند. پس خداوند می فرماید: حاجت او را به تأخیر اندازید، بهخاطر اشتیاقی كه به [شنیدن] صوت و دعایش دارم. وقتی روز قیامت می شود، خداوند می فرماید: بندة من! از من [حاجت] خواستی و من اجابتت را به تأخیر انداختم؛ در حالی كه ثوابت فلان مقدار است. و فلان دعا را كردی [باز هم] اجابت را به تأخیر انداختم؛ در حالی كه فلان ثواب را داری. همچنین حضرت فرمود: [در چنین حالی] مؤمن آرزو می كند كه [ای کاش] هیچ دعایی برای او در دنیا مستجاب نشده بود، بهخاطر ثواب خوبی كه می بیند.»
است كه پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم در دعا دستهايش را به قدرى بلند مى كرد كه سفيدى زيربغل آن حضرت ديده مى شد و با انگشتانش اشاره نمى كرد.(3)
پس با تمام وجود دست ها را بالابیاور و صدا بزن یا رب یارب یارب ...
اسناد :
1- ترمذى، ج 13، ص 68؛ ابو داود، ج 1، ص 342.
2. سفینة البحار، شیخ عباس قمی، دار الاسوه، ۱۴۲۷ هـ. ق، ج۳، ص ۵۷.
3. صحيح بخارى، ج 2، ص 38؛ صحيح مسلم، ج 3، ص 24 بدون جمله( و با انگشتانش اشاره نمىكرد) و آن را در نماز استسقاء ذكر كرده، السّنن الكبرى بيهقى، ج 3، ص 358.
#کمیل #دعای_کمیل #آموزش
⭕
.
#دعای_کمیل
جلسه ی شانزدهم
يا اِلهى وَ سَيِّدى وَ مَوْلاىَ وَ مالِكَ رِقّى يا مَنْ بِيَدِهِ ناصِيَتى يا عَليماً بِضُرّى وَ مَسْكَنَتى يا خَبيراً بِفَقْرى وَ فاقَتى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ اَسْئَلُكَ بِحَقِّكَ وَ قُدْسِكَ وَ اَعْظَمِ صِفاتِكَ وَ اَسْماَّئِكَ اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً وَ بِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً وَ اَعْمالى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً حَتّى تَكُونَ اَعْمالى وَ اَوْرادى كُلُّها وِرْداً واحِداً وَ حالى فى خِدْمَتِكَ سَرْمَداً يا سَيِّدى يا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلى يا مَنْ اِلَيْهِ شَكَوْتُ اَحْوالى يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ قَوِّ عَلى خِدْمَتِكَ جَوارِحى وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزيمَةِ جَوانِحى
حضرت شعیب ع آنقدر گریه کرد تا اینکه بینایی خود را از دست داد. خدای متعال به لطف خودش بینایی او را برگرداند. سپس آن قدر گریه کرد تا اینکه دوباره نابینا شد. خدای متعال بار دیگر بیناییاش را به او برگرداند. تا سه مرتبه این عمل تکرار شد.
وقتی که نوبت سوم خداوند چشمان حضرت شعیب ع را بهبود بخشید، به وی وحی فرستاد: «ای شعیب! چرا اینقدر گریه میکنی؟ اگر از شوق بهشت است که آن را بر تو حلال نمودهام و اگر از خوف جهنم است پس آن را بر تو حرام کردهام.»
شعیب ع عرض کرد: خدایا! برای اینها نیست، بلکه این گریه، گریهی شوق است. دل من به محبت تو بسته است و گریهی دوستی و محبت به تو است.
مردان خدا اینطور عبادت می کردند. اما من تا دوتا مجلس می آیم، خسته می شوم ، می گویم خدا چرا من را نگاه نمی کند؟ امشب از ته دل ناله بزن خدایا به من قدرت خدمتگزاری بده . توان اطاعت و بندگی بده ، با همه ی وجود از خدا بخواه قَوِّ عَلى خِدْمَتِكَ جَوارِحى وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزيمَةِ جَوانِحى.
منبع اصلی داستان ذکر شده: ارشادالقلوب دیلمی، ج 2، ص 219.
⭕️ #دعای_کمیل #آموزش
.
.
.
#دعای_کمیل
جلسه ی هفدهم
وَ هَبْ لِىَ الْجِدَّ فى خَشْيَتِكَ وَالدَّوامَ فِى الاِْتِّصالِ بِخِدْمَتِكَ حَتّى اَسْرَحَ اِلَيْكَ فى مَيادينِ السّابِقينَ وَ أُسْرِعَ اِلَيْكَ فِى الْبارِزينَ وَ أَشْتاقَ اِلى قُرْبِكَ فِى الْمُشْتاقينَ وَ أَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصينَ وَ اَخافَكَ مَخافَةَ الْمُوقِنينَ وَ اَجْتَمِعَ فى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنينَ اَللّهُمَّ وَ مَنْ اَرادَنى بِسُوَّءٍ فَاَرِدْهُ وَ مَنْ كادَنى فَكِدْهُ وَاجْعَلْنى مِنْ اَحْسَنِ عَبيدِكَ نَصيباً عِنْدَكَ وَ اَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ وَ اَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ فَاِنَّهُ لا يُنالُ ذلِكَ اِلاّ بِفَضْلِكَ وَ جُدْلى بِجُودِكَ وَاعْطِفْ عَلَىَّ بِمَجْدِكَ وَاحْفَظْنى بِرَحْمَتِكَ وَاجْعَلْ لِسانى بِذِكْرِكَ لَهِجاً
خدایا یک کاری کن زبانم به اسم تو باز بشود. قبل از آنکه بخواهند حضرت ابراهیم ع را در آتش بیاندازند، غلامی در دستگاه سلطنتی نمرود متهم شد که گوهری قیمتی دزدیده است. پس دستور دادند او را قبل از حضرت ابراهیم ع به آتش بیندازند.
غلام هرچه نزد درباریان التماس کرد و بتها را شفیع نمود و به آنها قسم خورد، فایده ای نبخشید. پس غلام را در منجنیق گذاشتند و خواستند او را در آتش سرنگون کنند، او که از همهجا مأیوس شده بود، بیاختیار فریاد برآورد: یا الله!
خطاب الهی رسید: جبرئیل! بندهی مرا دریاب! جبرئیل عرض کرد: الهی تو دانایی که این غلام کافر است. فرمود: هرچند کافر است، ولی من را صدا زد. چطور جوابش را ندهم؟
با این خدا هر آنکه طرف شد ضرر نکرد
یک دم صدا زدیم, دمادم حساب کرد
آه یکى گرفت ، به پاى همه نوشت
ما باهم آمدیم که با هم حساب کرد
معلوم بود آبرویم را نمیبرد
از اولش گناه مرا کم حساب کرد
منبع اصلی داستان ذکر شده : نقل از محجةالبیضاء، ج 8، ص 92.
.
.
#دعای_کمیل
جلسه ی هجدهم
وَ قَلْبى بِحُبِّكَ مُتَيَّماً وَ مُنَّ عَلَىَّ بِحُسْنِ اِجابَتِكَ وَ اَقِلْنى عَثْرَتى وَاغْفِرْ زَلَّتى فَاِنَّكَ قَضَيْتَ عَلى عِبادِكَ بِعِبادَتِكَ وَ اَمَرْتَهُمْ بِدُعاَّئِكَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الإِجابَةَ فَاِلَيْكَ يا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهى وَ اِلَيْكَ يا رَبِّ مَدَدْتُ يَدى فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لى دُعاَّئى وَ بَلِّغْنى مُناىَ وَ لا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجاَّئى
خدایا من در خانه ی تو آمدم ، خدایا دستم را بگیر ، قسمت می دهم که دعایم را مستجاب کنی ، خدایا نکند دست خالی از در خانه ی تو برگردم . خدایا خودت در قرآن فرمودی « وَ أَمَّا السائِلَ فَلا تَنهَر » یعنی سائل و گدا را مَرانید. خدایا ما پای مکتب تو بزرگ شدیم، امام جعفرصادق (عليهالسلام)»: اذا اَتاكَ اَخوكَ فَآتِهِ بِما عِنَدكَ وَ اِذا دَعَوتَهُ فَتَكلَّفْ لَهُ. (جواهرالکلام، ج ٣٦، ص ٤٧٥) اگر مهمان آمد آنچه در منزل داري از او پذيرايي کن ، اگر این مهمان دعوت شده بود از قبل برایش تهیه ببین.
در پای این مکتب رسم نیست مهمان را دست خالی رد کنند. نمی دانم دعوتم کردی یا نه، ولی هر چه باشد مهمان تو هستم. به عزت خودت قسم من با یک دنیا امید امدم. یک عده زخم زبانزن هم بودند که می گفتند این همه دعای کمیل رفتی چه شد ؟ خدایا من به همه ی این حرف ها پشت پا زدم و آمدم، خدایا دست خالی برنگردم
آمدم درمانده و تنها، جوابم را بده
روسیاهم ای خدا اما جوابم را بده
دست خالی رد نکن من را زکویت ای کریم
بر سخایت بسته ام دل را، جوابم را بده
برای پیدای کردن مطالب قبلی دعای کمیل هشتک #دعای_کمیل جستجو نمایید.
.
.
#دعای_کمیل
جلسه ی نوزدهم
وَاكْفِنى شَرَّ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ اَعْدآئى ،يا سَريعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا يَمْلِكُ اِلا الدُّعاَّءَ....
قحطی شد. مردم خدمت حضرت موسی علیهالسلام آمدند برای ما دعای باران بخوان ، حضرت دستور داد همه در صحرایی جمع شوند.
خطاب رسید ای موسی، هر چه دعا کنید فایده ای نداره، در میان شما یک نفر است که چهل سال مرا معصیت میکرد به او بگو بلند شود تا دعای شما را مستجاب کنم.
حضرت موسی صدا زد ای کسی که چهل سال است معصیت خدا را میکنی برخیز از میان ما بیرون رو، زیرا خدا بهخاطر شومی تو ، باران رحمتش را از ما قطع کرده.
گنهکار، یک نگاه به اطراف کرد، خدایا چه کنم ؟ اگر برخیزم از میان مردم بروم، آبرویم می رود، اگر نروم خدا باران را نازل نمیکند. همانجا نشست خدایا غلط کردم، توبه می کنم . آبرویم را نبر!
یک مرتبه دیدند ابرهای باران زا ، چنان بارانی آمد که همه سیراب شدند.
حضرت موسی علیهالسلام عرض کرد: خدایا کسی که از میان ما بیرون نرفت، چهطور شد که باران آمد.
ندا آمد این بنده ی گنهکار با ما آشتی کرد. حضرت موسی علیهالسلام عرضه داشت خدایا میشود این بنده به من نشان دهی؟!
خطاب شد ای موسی آن وقتیکه مرا معصیت میکرد رسوایش نکردم حالا که توبه کرده او را رسوا کنم؟
حالا دیدی اگر دلت بشکند و از روی اخلاص بخواهی ببخشد این خدا چقدر زود راضی می شود ؟
همه ناله بزنند
يا سَريعَ الرِّضا
يا سَريعَ الرِّضا
يا سَريعَ الرِّضا
ثمرات الحیاة، ج۳
قصص الله یا داستان هایی از خدا، تالیف، احمد و قاسم میرخلف زاده ص 87
برای پیدای کردن مطالب قبلی دعای کمیل هشتک #دعای_کمیل جستجو نمایید.
پایان گریزهای #دعای_کمیل #کمیل #آموزش_مداحی
. #گریز_دعای_کمیل
.
#گریز_دعای_کمیل
سه تا عبارت کوتاه و پر معنی تو دعای کمیل هست ، این سه عبارت خلاصه و چکیده کل دعای کمیله.
اولیش: اللّٰهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرِى ! خدایا ببخشید . خدایا غلط کردم . خدایا خودم با گردن کج اومدم میگم اشتباه کردم . در گوشی بگم این روایت رو. خدا به ملائکه میگه من خدا حیا میکنم یه نفر خودش با گردن کج و تضرع بیاد بگه غلط کردم و من نبخشم ! نبخشم چیه ! حتی سوال هم نمیکنم . یه بار شرمنده شد دیگه .بسه . پاک کنید هرچی نوشتید و این بنده من بابتش عذر خواهی کرد
دومیش : وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّى
خدایا من حالم بده ، حالا که بخشیدی حال بدم رو هم خوب کن دیگه ! فک کن تصادف کنی ، مقصر هم باشی . طرف میگه گذشتم . باشه . دمت گرم گذشتی . منم مقصر بودم . حالا ببر منو دکتر دیگه . میخوای منو با این حال وسط جاده و بیابونی رها کنی بری؟ آقا اگه کسی بگه اره من دیگه کاری به کارت ندارم ، نمیگیم چه آدم بی معرفتی ؟ حالا تو فکر کردی خدا فقط میبخشه و تو رو با حال بدت تنها میذاره ؟ نه . خدا همه شکستگی ها و غم ها و خستگی هارو جبران میکنه
سومیش : وَفُكَّنِى مِنْ شَدِّ وَثاقِى
خدایا! دست و پای منو از بند محکم گناه باز کن . من عادت کردم . تو منو بخشیدی ، حالم رو هم خوب کردی ؛ خب من با این عادت لامصبم چیکار کنم ؟ بنداز از سر من عادت گناه رو . اینا دست و پای منو بستن ! دوباره بخوام راه بیوفتم با سر میخورم زمین . این بند رو از دست و پای من باز کن بتونم با دو بیام سمت تو . بیام بغلت
هرکسی شب جمعه این سه عبارت رو بخونه انگار همه دعای کمیل رو خونده ..
#شهاب_افشار
.
شب جمعه
🌷🌹🌷
گریزهای مداحی مناجاتی ـ #دعای_کمیل #گریز_دعای_کمیل
یا رب ارحم ضعف بدنی و رقه جلدی و دقه عظمی….”ای پروردگار من !بر تن ضعیف وپوست نازک من واستخوان بی طاقتم رحم کن….سلیمان بن خالد میگوید: اما صادق (ع) شبی در مهمانی یی شرکت کرد .سفره را پهن کردند. در میان ان مقداری نان بود.ظرف غذایی نزد امام گذاشتند.وقتی امام دست خود را بر روی غذا گذاشت؛چون داغ بود، فوراً دستش را بلند کرد و فرمود:”استجیر بالله من النار….”پناه میبرم به خدا از اتش دوزخ . ما طاقت این داغی غذا را نداریم؛پس چگونه طاقت اتش را داشته باشیم؟ما صبر بر این داغی نداریم؛پس چگونه بر اتش دوزخ صبر کنیم.این جمله ها را چندین بار تکرار کرد تا غذا خنک شد.انگاه از ان غذا خورد.یا الله !در جایی که امام معصوم این چنین از اتش جهنم خائف است،ما چه بگوییم وچه کنیم؟!وای برما!وای برما ! “با رب ارحم ضعف بدنی….”
من ضعیفم من ذلیلم مستکینم مستجیرم
روسیاهم بی پناهم یا غیاث المثتغیثین
یوسف روحم گرفتار است در چاه معاصی
خود برون اور ز چاهم یا غیاث المثتغیثین
از خجالت چون برارم سر به سوی اسمانت
شرم ریزد از نگاهم یا غیاث المثتغیثین
#کمیل
منبع:کتاب گریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست،انتشارات: صبح امید
.........................
.
شب جمعـه شـده و ذکــر حسیـن بــر لـب مـاسـت
گـریـه از بهـر غمـش بنـدگـی هـر شـب مـاست
مـن کمیل خوانـده ام و حال عجیبـی دارم
نـام زیبـای حسیـن زمــزمـه یــا رب مــاسـت
.
شب جمعه
🌷🌹🌷
گریزهای مداحی مناجاتی ـ دعای کمیل،مناجات با امام زمان(عج)
(اللهم اغفر ذنوب التی تغیرالنعم….)گاهی نعمت و رحمتی برایمان مقرر میشود؛ولی ما با گناهانمان ان را تغییر میدهیم یا موجب به تاخیر افتادنش میشویم. خدایا ! ان گناهانی راکه موجب تغییر نعمتهایمان میشوند بیامرز!خدایا! ان گناهانی راکه موجب تاخیر ظهور میشوند ،بر ما ببخش!فرمود :(انچه که موجب جدایی ما ودوستانمان گردیده وانان را از دیدار ما محروم کرده است ،گناهان وخطاهای انان نسبت به احکام اللهی است). اقا جان امشب هم شرمنده و پشیمان امدم.امشب هم دلم از گناهانم گرفته است و امده ام با شما حرف بزنم و درد دل کنم. صورتت را برمگردان امدم جبران کنم.نگو از صدایت بیزارم ونمی خواهم صدایت را بشنوم که با صدها امید امده ام ومیدانم ناامید کردن امیدوار از شیوه ی کریمان نیست.امشب هم لطفی کن و به درد دلهایم گوش کن.مولای من !من دیگر از این چشم هایم خسته شدم . من نمیخواهم ان دیده را که به هر چه هست میافتد وبرهر دیدنی می ماند.همه را میبیند همه را می یابد،جز یک نادیدنی دیدنی.یک دیدنی نادیدنی.چنین چشمی کور باشد بهتر است.به من چشم مهدی بین عطاکن.مولای من ! من این گوشها را نمی خواهم .گوشهایی که به نواها وصداهای حرام عادت کرده است،به درد من نمی خورد .گوشهایی که همه ی صداها ،غیبتها،تهمتها را میشنود،جز صدای دل نشین مهدی فاطمه (عج)به کار من نمی اید.مولای من!دستهایم را هم نمی خواهم.دستی که به دامن قبای مهدی زهرا (عج)نرسد،قطع باشد ،بهتر است. اقای من این پای را چه کنم؟پایی را که نتوان در رکاب تو گذاشت و بدانچه تو می خواهی گماشت چه باید کرد ؟پایی که برای مجالس لهو و لعب چهار نعل میتازد و برای خدمت به مهدی فاطمه (عج)لنگ است به درد نمی خورد.این پا زمین گیر باشد بهتر است. مولای من ان سر را که جولان گاه غیر توست نباشد بهتر است.سر را چه باید کرد اگر به پای تو نتوان انداخت؟ سری که دران فکر همه کس و همه چیز هست،جز فکر مهدی فاطمه ومساله ی ظهور او ، به کار نمی اید.سر را نمی خواهم اگر پیشکش راه تو نباشد.اقاجان !اصلا من اعضا و جوارحی که مهدوی نباشد نمی خواهم.اعضا و جوارح مهدوی عنایت کن؛(قو علی خدمتک جوارحی واشدد علی العزیمه جوانحی)
ای دوست مدد، خادم دربار تو باشم
با دست تهی در صف انصار تو باشم
یک برکت جانانه به جان و نفسم ده
تا با نفسم مجری افکار تو باشم
اخر چه شده روزی من این همه کم شد
محروم ز یک لحظه ی دیدار تو باشم
ترسم بود اینبار به منزل نرسانم
در وقت سفر در صف اغیار تو باشم
از امدن و رفتن خود حاجتم این است
حتی به میان کفنم یار تو باشم
شاید که دگر میکده را درک نکردم
ساقی بده جامی که گرفتار تو باشم
#کمیل
منبع:کتاب گریزهای مداحی،نویسنده: محمد هادی میهن دوست،انتشارات: صبح امید
#گریز_دعای_کمیل
.
.
دعای #جوشن_کبیر به صورت #شعر زیبا
خود را به خدا بسپار، وقتی که دلت تنگ است
وقتی که صداقتها ، آلوده به صد رنگ است
خود را به خدا بسپار، چون اوست که بی رنگ است
چون وادی عشق است او، چون دور ز نیرنگ است
خود را به خدا بسپار ، آن لحظه که تنهایی
آن لحظه که دل دارد ،از تو طلب یاری
خود را به خدا بسپار ، همراه سراسر اوست
دیگر تو چه میخواهی ؟! بهر طلبت از دوست
خود را به خدا بسپار، آن لحظه که گریانی
آن لحظه که از غمها ، بی تابی و حیرانی
خود را به خدا بسپار، چون اوست نوازشگر
چون ناز تو میخواهد ، او را ز درون بنگر
خود را به خدا بسپار
🌺
https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi/60
وقتی ما در جوشن کبیر اسامیِ خدا را میگوییم ظاهرِ آن این است که در حالِ تعریف از خدا هستیم، «یا رحیمُ یا کریمُ یا غفورُ یا شفیقُ یا عالِم لا یعلّم» ناسزا که نمیگوییم، ظاهرِ آن این است که حرفهای خوبی میزنیم، ولی معصوم میفرماید… جاهای دیگر فرمودند، آن کسی هم که جوشن را حالا چه روایت کرده است و چه انشاء کرده است این را فهمیده است، آخرِ هر بند میگویید «سُبحانَکَ» یعنی غلط کردیم! اینکه ما گفتیم تو خیلی قدرت داری، قدرتِ من چیست؟ این است که دستِ خود را بالا ببرم… من فهمی از قدرتِ خدا ندارم، من فهمی از علمِ خدا ندارم، من فهمی از رحمتِ خدا ندارم، مثلاً اگر بروم در خیابان و دلِ من برای کسی بسوزد و پولی به او بدهم را رحمت میدانم! من فهمی از حضرت حق ندارم.
پیغمبر عظیم الشّأن صلی الله علیه و آله و سلّم میفرماید که: «سُبحانَکَ ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِکَ» ما تو را نشناختیم! لذا بعد از هر بند جوشن کبیر میگوییم غلط کردیم، «سُبحانَکَ»! تو از این حرفها منزّه هستی، ببخشید، بیادبی شد…
هزار مرتبه شستم دهان به مشک و گلاب هنوز بردنِ نامت کمالِ بیادبی است
👇
.
❇️ #جوشن_کبیر وماجرای نزول دعا
🔰جوشن کبیر، دعایی منقول از پیامبر اکرم(ص) در ۱۰۰ بند، حاوی ۱۰۰۱ نام و صفت خداوند است. این دعا را جبرئیل به پیامبر اسلام(ص) آموزش داده است. امروزه این دعا در ایران معمولا یکی از بخشهای ثابت مراسم شبهای قدر در ماه رمضان است. عدهای نیز به سفارش روایات، این دعا را بر روی کفن خود مینویسند.
💠ماجرای نزول دعای جوشن کبیر
امام سجاد(ع) از امام حسین(ع)، و او ازامام علی(ع) و او نیز از پیامبر اکرم(ص)نقل کردهاند که در یکی از جنگها، پیامبر(ص) زرهی سنگین پوشیده بود و آن زره جسمش را اذیت میکرد. جبرئیل نازل شد و ضمن رساندن سلام خدا بر پیامبر(ص) گفت: «این زره را از بدنت بیرون بیاور و به جای آن این دعا را بخوان که برای تو و امت تو امان است».[۱] علت نامگذاری این دعا به جوشن کبیر (به معنای زره بزرگ) نیز همین است.
منابع📚
دعای جوشن کبیر را کفعمی در المصباح[۲]و البلد الامین[۳] نقل کرده
1.رک: کفعمی، المصباح، ص۲۴۶،
حاشیه؛ شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان
.