.
#امام_زمانم
گفتند امام هر عصر ،بابای مهربان است
روز پدر مبارک بابای مهربانم
.
🔺علی، مرد است و مردان را دوست دارد!
💎مرحوم علامه محمد تقی #جعفری نقل میکردند:
یکی از نوههای مرحوم مورخ الدوله سپهر- نویسنده کتاب ناسخ التواریخ- به منزل ما آمد و اظهار داشت در شب عید غدیر در منزلی در شمال تهران، جشنی برقرار است و علاقهمندم شما هم در آن شرکت کنید.
گفت: در این جشن تعداد زیادی از رجال لشکری و کشوری هستند. من تصور میکنم که اگر شما تشریف بیاورید و در آن محفل، مطالبی نیز بفرمایید، مؤثر واقع شود.
🔸محل برگزاری جشن، منزلی بزرگ و تقریبا جنگل مانند بود و بخشهایی از آن، به صورت آب نماهای بسیار بزرگ بود و به هرحال، باغی بود که کمتر نمونه آن را دیده بودم. وارد جلسه شدیم. دیدم سالنی بسیار بزرگ است که انواع و اقسام میوهها و شیرینیها جهت پذیرایی از حُضار در آن چیده شده است. در ادامه برنامه برخی آمدند و در وصف امیرالمؤمنین (ع) اشعاری خواندند. برخی از شعرها خوب بود و برخی نیز سطحی نداشت...
🔹من دیگر خسته شده بودم و بنا داشتم که بلند شوم که از در مجلس، سیّدی با ظاهری بسیار ساده وارد شد و حتی کفش خود را برداشت و به داخل آورد که البته در آن جا این کار، خلاف عادت بود و پیدا بود که صاحب مجلس و تعدادی دیگر ناراحت شدهاند.
🔸عموم حضار به سید نگاهی تحقیر آمیز داشتند. کسی به او احترامی نگذاشت، ولی من در مقابلش به احترام برخاستم و او نیز سری تکان داد. سید، جوان بود و با یک طمأنینه و اطمینان خاصی بر روی زمین نشست و کسی هم تعارف نکرد که روی صندلی بنشیند.
بالاخره نوبت به اشعرالشعرا رسید و از او دعوت کردند که بیاید و اشعارش را بخواند. این شاعر با یک طمطراقی آمد و شروع به قرائت اشعار نمود.
🔹وقتی بیت اول را خواند هر چند بد نبود ولی سید یک اشکال جدی به آن وارد کرد. اشعرالشعرا محل نگذاشت و بیت دوم را خواند. دوباره سید ایراد گرفت. شاعر همچنان توجه نمیکرد. وقتی بیت سوم را خواند، سید گفت:
این هم اشکال دارد. شاعر عصبانی شد و گفت: چرا؟ سید گفت:
🔸خوب، این را اول می پرسیدی، الان برایت توضیح میدهم.
سید بحثی از معانی بیان و صنایع ادبی را به صورت خیلی خلاصه بیان کرد... دیدم که دریایی است بیکران... چند نفر از حضار آمدند و احترام کردند و به زور سید را به بالای مجلس بردند.
در این هنگام یکی از حضار به سید گفت:
اولا خوش آمدید، هر چند که نمیدانیم چطور آمدید. دوم این که آیا خودتان هم شعر میگویید؟ سید گفت:
گاهی اوقات. گفتند:
میشود یکی از سرودههای خود را بخوانید؟ گفت: آری و حتی میتوانم همین الان شعر تازه بگویم. گفتند: پس بفرمایید. گفت: نه، چرا که ممکن است بگویید این اشعار را قبلا گفتهای. شما بگویید که چه بسرایم؟
🔹آنها با حالت اعجاب آمیز نگاهی به یکدیگر کردند و گفتند:
غزلی بگویید در مدح امیرالمؤمنین که دو بیت اول عاشقانه باشد و بیت سوم این باشد که اگر علی به خاری نگاه کند، گلستان میشود و بیت چهارم این باشد که اگر معصیت کاران عالم حتی فرعون، توسل به علی پیدا کنند، بهرهمند میشوند. خلاصه، محدوده را برای او خیلی تنگ کردند.
🔸سید قبل از شروع نگاهی به حضار کرد که کسی اشعار او را ننویسد. من زیر عبا خودکار و کاغذ را آماده کردم تا اشعار را یادداشت کنم. فهمید اما اعتراضی به من نکرد. سید شعر را این گونه آغاز کرد:
گر شمیمی ز سر طُرّه جانان خیزد
تا قیامت ز صبا، رایحه جان خیزد
والهام من که چو ازخواب، تو بیدار شوی
زچه رو، از سرِ چشمانِ تو مژگان خیزد؟
علیِ عالیِ اعلا که ز بیم نهلش
روح از کالبد عالم امکان خیزد
گر به خاری کند از قاعده لطف، نظر
از بُنِ خار، دو صد روضه رضوان خیزد
گر زند دست به دامان ولایش، فرعون
از لحد با دو کف، موسی عمران خیزد
داورا! دادگرا! جانب "جدّا" نظری
کز پی مدح تو چون بحر، به طوفان خیزد
...
معلوم شد که اسمش[تخلّصش] جدّا و قمی است.
🔻پس از خواندن شعر، سید خطاب به حاضران گفت:
آقایان! علی(ع) از این جلسات که دور هم بنشینید و انواع غذاها را بخورید و چند بیت هم شعر بخوانید، راضی نیست. علی مرد است و مردان را دوست دارد. اگر مرد هستید و مردانگی دارید بروید سراغ محرومان، دردمندان و فقرا. یعنی همان کسانی که مورد عنایت علی بودند. این جا نشستهاید و غذاها، شیرینیها و شربتهای خوشمزه میخورید بعد میروید خانه و فکر میکنید که در مدح علی شعر گفتهاید. صریح بگویم که باید وضعتان را عوض کنید و بروید سراغ محرومان جامعه!
این را گفت و کفش خود را برداشت و از مجلس بیرون رفت.
🔹پس از رفتن او تا مدتی همه بُهت زده بودند... آن شب شاهد بودم که تعدادی از آن ها بسیار گریه میکردند. آقای سپهر، بعدها میگفت:
تعدادی از آنها زندگیشان را تغییر دادند و رفتند و به رسیدگی به محرومان پرداختند.
📚کتاب ابن سینای زمان، ص ۹۷-۱۰۲
#خاطرات_علما
#امیرالمؤمنین
.
.
اشعار ناقوسیه حضرت امیر
آخوند ملاحسینقلى همدانى در یکى از سفرهاى خود، با جمعى از شاگردان به عتبات عالیات مى رفت. در بین راه، به قهوه خانه اى رسیدند که جمعى از اهل هوى و هوس در آن جا مى خواندند و پایکوبى مى کردند. آخوند به شاگردانش فرمود: یکى برود و آنان را نهى از منکر کند. بعضى از شاگردان گفتند: این ها به نهى از منکر توجه نخواهند کرد. فرمود: من خودم مى روم. وقتى که نزدیک شد، به رئیسشان گفت: اجازه مى فرمایید من هم بخوانم، شما بنوازید؟ رئیس گفت: مگر شما بلدى بخوانى؟ فرمود: بلى. گفت: بخوان. آخوند شروع به خواندن اشعار ناقوسیه حضرت امیرمؤمنان کرد:
لا اِلهَ اِلاّ الله * حقاً حقاً صِدقاً صِدْقاً
اِنَّ الدُّنْیا قَد غَرَّتْنا * وَ اشتَغَلَتْنا وَ استَهْوَتْنا
یابْنَ الدُّنْیا مَهْلاً مَهْلاً * یابْنَ الدُّنْیا دَقَّاً دَقَّاً
یابْنَ الدُّنْیا جَمْعاً جَمْعاً * تَفْنى الدُّنْیا قَرْناً قَرْناً
ما مِنْ یَوم یُمضْى عَنّا * اِلاّ اَوْهى رُکُناً مِنّا
قَدْ ضَیَّعْنا داراً تَبْقى * وَ اسْتَوْطَنّا داراً تَفْنى
لَسْنا ندرى ما فَرَّطْنا *** فیها اِلاّ لَوْ قَدْ مِتْنا
✅آن جمعِ سر مست از لذت هاى زود گذر دنیوى، وقتى این اشعار را از زبان کیمیا اثر آن عارف هدایتگر شنیدند، به گریه در آمده و به دست ایشان توبه کردند. یکى از شاگردان مى گوید: وقتى که ما از آن جا دور مى شدیم، هنوز صداى گریه آن ها به گوش مى رسید.
🌸 #امیرالمؤمنین
.
#نشر_مجدد
🔮 پرسش:
آیا امام علی علیه السلام واقعا در کعبه به دنیا آمده اند؟
🔮 پاسخ:
1️⃣ یكى از خصوصياتى كه حضرت على(عليه السلام) به آن ممتاز گشته است، محل و مكان ولادت ايشان است كه هيچ مخلوقى از آدم تا خاتم به آن ممتاز نگشته است.
هنگام ولادت حضرت عيسى(عليه السلام)، مريم (عليها السلام) در بيت المقدس بود كه ندايى غيبى او را مأمور ساخت تا از مسجد خارج شود: «أُخْرُجِى عَنِ الْبَيْت فَإِنَّ هَذِهِ بَيْتُ الْعِبَادَةِ لاَ بَيْتُ الْوِلادَةِ»; [1]
از بيت المقدس بيرون برو كه اين جا خانه عبادت است، نه مكان ولادت.
2️⃣ زمانى كه ولادت با سعادت على (عليه السلام)نزديك شد، مادرش فاطمه بنت اسد به داخل خانه خدا دعوت شد. [2]
فاطمه بنت اسد در كنار كعبه مشغول دعا شد و از خداوند خواست تا درد زايمان را بر آو آسان گرداند، كه يك باره ديوار خانه كعبه شكافته شد و ندايى برخاست: «يا فَاطِمَةَ أُدْخُلِى الْبَيْتَ»; اى فاطمه، به خانه داخل شو. فاطمه داخل خانه شد و ديوار به حالت اوليه برگشت و موجب تعجب همگان گرديد.
فاطمه بنت اسد، سه روز در اندرون كعبه ماند. اهل مكه از روى تعجب و حيرت در كوچه ها و بازارها اين قصه را نقل مى كردند تا روز چهارم رسيد. پس همان جايى كه قبلاً شكافته شده بود، دوباره شكافته شد و فاطمه بنت اسد در حالى از خانه خدا بيرون آمد كه فرزندش على بن ابى طالب را در آغوش خويش داشت... . [3]
3️⃣ ولادت حضرت على(عليه السلام) را در خانه كعبه، عموم محدثان و مورخان شيعه و دانشمندان علم انساب در كتاب هاى خود نقل كرده اند. در ميان دانشمندان اهل تسنن نيز گروه بسيارى به اين حقيقت تصريح كرده و آن را يك فضيلت بى نظير خوانده اند. [4]
1- حاكم در مستدرك مى گويد: «ولادت على(عليه السلام) در كعبه به طور تواتر به ما رسيده و كسى پيش از او يا بعد از او در كعبه متولد نشده است». [5]
2- شبلنجى در نورالابصار از ابن صباغ نيز نقل مى كند كه حضرت على(عليه السلام)در مكه داخل بيت الحرام متولد شد و آن گاه مى گويد: «وَ لَمْ يُولَد فِى البَيتِ الحَرامِ قَبلَهُ أَحدٌ سِواهُ»; [6] قبل از حضرت على(عليه السلام)، احدى غير از او در خانه كعبه متولد نشد.
پاورقي
[1] الامام على، احمد الرحمانى الهمدانى، ص 366، ح 18، (المنير للطباعة و النشر، تهران، 1417 هـ ق); اللمعة البيضاء فى شرح خطبة الزهرا، محمد على بن احمد القراچه داغى التبريزى الانصارى، ص 221، (دفتر نشر الهادى، قم، 1418 هـ ق).
[2] بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 35، ص 23، ح 17، (مؤسسة الوفا، بيروت); روضة الواعظين، محمد بن حسن فتال نيشابورى، ص 81، (انتشارات رضى، قم).
[3] منتهى الامال، شيخ عباس قمى، ج 1، ص 274 ـ 273، باب سوم، فصل اول (ولادت)، (مؤسسة انتشارات هجرت، قم).
[4] فروغ ولايت، استاد جعفر سبحانى، ص 16 ـ 15، بخش اول، (مؤسسه امام صادق(عليه السلام)، 1374 هـ ش).
[5] مستدرك، حاكم نيشابورى، ج 3، ص 483، (دارالمعرفه، بيروت).
[6] نورالابصار، شبلنجى، ص 85، نشر دارالكتب العلمية، بيروت.
🌐http://www.askdin.com/thread841.html
#میلاد_امیرالمؤمنین
.
11.86M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#زبان_ناقوس_چه_میگوید
🌟 شدیداً توصیه میشود 🌟
🍀 #کرامات مولا امیرالمومنین
🔺 تعجب جناب عمار یاسر و #راهبی که در دِیر بود...
با بیان شیوای استاد #مهدی_امین_فروغی
🍀 هدیه ولادت مولی علی علیهالسلام 🍀
https://eitaa.com/gorizhaayemaddahi/3032
1001 fazilat.pdf
7.97M
#امام_زمان
📚دانلود رایگان
📙 کتاب ارزشمند ۱۰۰۱ فضیلت از #فضائل #امیرالمؤمنین علیه السلام در کتب اهل سنت
✍محمد رضا رمزی اوحدی
.
#خالدین_فیها_ابدا
قالَ الاِمامُ الصّادِقُ عليه السلام:
اِنَّما خُلِّدَ أهلُ النّارِ فِى النّارِ ِلأَنَّ نِيّاتِهِم كانَتْ فِى الدُّنيا أنْ لَو خُلِّدُوا فيها أن يَعصُوااللّه َ أبَداً ؛ وَإنَّما خُلِّدَ أهلُ الجَنَّة ِ فِى الجَنَّة ِ لاِ?نَّ نِيّاتِهِم كانَتْ فِى الدُّنيا أن لَو بَقَوا فيها أن يُطيعُوااللّه َ أبَداً ؛ فَبِالنِّياتِ خُلِّدَ هؤُلاءِ وَ هؤُلاءِ. ثُمَّ تَلا قَولَهُ تَعالى : «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ» قالَ: عَلى نِيَّتِهِ.
[اصول كافى ج3، ص 135 و 136]
امـام صـادق عليه السلام فرمـود: اهل دوزخ از اين رو در دوزخ براى هميشه مى مانند كه قصد داشتند، اگر در دنيا جاودان ماندند، هميشه نافرمانى خدا كنند و اهل بهشت از اين رو در بهشت جاودانند كه نيت داشتند اگر در دنيا باقى بمانند هميشه در اطاعت خدا باشند؛ پس اين دسته و آن دسته به سبب نيّت خود (در بهشت يا جهنم) جاودانى شدند. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: « بگو هركس برابرِ برنامه خود عمل مى كند»، يعنى برابر نيت خويش .
اصول کافی ج ۲ ص ۸۵
.
گریزهای مداحی و گریز های مناجاتی
#زبان_ناقوس_چه_میگوید 🌟 شدیداً توصیه میشود 🌟 🍀 #کرامات مولا امیرالمومنین 🔺 تعجب جناب عمار یاسر و #ر
.
امام شناسی جلد دوازدهم جلد دوازدهم درس يكصد و هفتاد و چهارم تا يكصد و هفتاد و ششم; علوم مختلف و متنوعى كه از اميرالمؤمنين عليه السّلام بظهور رسيده است اميرالمؤمنين عليه السّلام صداى ناقوس را تفسير كردند
اميرالمؤمنين عليه السّلام صداى ناقوس را تفسير كردند
و اميرالمؤمنين عليه السّلام صداى ناقوس (زنگ كليسا) را تفسير كردهاند.
صاحب كتاب «مصباح الواعظ» و جمهور اصحاب ما از حارث أعْوَر و زيد بن صُوحان و صَعْصَعَة بن صُوحان و براء بن سيرة، و أصبغ بن نُبَاته، و جابر بن شَرَحْبيل، و محمود بن كَوّاء روايت كردهاند كه اميرالمؤمنين عليه السّلام گفتند: ناقوس مىگويد: سُبْحَانَ اللهِ حقّاً حقّاً، إنَّ الْمَوْلَى صَمَدٌ يبْقَى، يحْلُمُ عَنَّا رِفْقًا رِفْقًا، لَوْ لاَ حِلْمُهُ كُنَّا نَشْقَى «سبحان الله، منزّه است خدا حقّاً حقّاً. مولا صمدى است كه باقى مىماند. و بر ما صبر و بردبارى از روى رفق و مدارا دارد، اگر حلمش نبود ما بدبخت مىشديم».
حقّاً حقّاً صِدْقاً صِدْقاً، إنَّ الْمَوْلَى يسَائِلُنَا، وَ يوَافِقُنَا وَ يحَاسِبُنَا يا مَوْلاَنَا لاَ تُهْلِكُنَا. وَ تَدَارَكْنَا وَ اسْتَخْدِمْنَا، وَ اسْتَخَلَصَنَا حِلْمُكَ عَنَّا، قَدْ جَرَّانَا عَفْوُكَ عَنَّا، إنَّ الدُّنْيا قَدْ غَرَّتْنَا، وَاشْتَغَلَتْنَا وَاسْتَهْوَتْنَا، وَاسْتَلْهَتْنَا وَاسْتَغْوَتْنَا. يابْنَ الدُّنْيا جَمْعاً جمْعاً، يابْنَ الدُّنيا مَهْلاً مَهْلاً «از
300روى حقّ حقّ و صدق صدق، مولى با ما پرسش و گفتگو دارد، و با ما موافقت مىكند و محاسبه مىنمايد. اى مولاى ما، ما را هلاك مگردان و به فرياد ما برس، و ما را درياب و ما را در خدمت خود بگير، حلم و بردبارى تو ما را رها و خلاص كرده است، و عفو و مغفرتت ما را جسور و جرى نموده است، دنيا ما را فريفته است، و ما را به خود مشغول ساخته و به هواى نفس كشانده، و ما را به لهو و بازى واداشته و ما را اغوا كرده. اى پسر دنيا كه پيوسته جمع مىكنى، قدرى مهلت بده و آرام بگير».
يابْنَ الدُّنيا دَقًّا دَقًّا، تُفْنِىالدُّنْيا قَرْناً قَرْناً، مَا مِن يوْمٍ يمْضِىعَنَّا، إلاَّ يهْوِى مِنَّا رُكْناً، قَدْ ضَيعْنَا دَارًا تَبْقَى، وَاسْتَوْطَنَّا دَارًا تَفْنَى، تُفْنِى الدُّنْيا قَرْناً قَرْناً، كُلاًّ مَوْتاً كُلاًّ مَوْتاً، كُلاًّ مَوْتاً كُلاًّ دَفْناً، كُلاًّ فِيهَا مَوْتاً كُلاًّ، فَنَاءً كُلاًّ فِيهَا مَوْتاً، نَقْلاً نَقْلاً دَفْناً دَفْناً، يابْنَ الدُّنْيا مَهْلاً مَهْلاً، زِنْ مَا يأتِى وَزْناً وَزْناً، لَوْ لاَ جَهْلِى مَا إنْ كَانَتْ، عِنْدِى الدُّنْيا إلاَّ سِجْنًا، خَيراً خَيراً شَرًّا شَرًّا، شَيئاً شَيئاً حُزْناً حُزْناً، مَاذَا مَنْ ذَا كَمْ ذَا (أمْ ذَا - زظ) هَذَا (أسْنَى - زظ)، تَرْجُو تَنْجُو تَخْشَى تَرْدَى، عَجِّل قَبْلَ الْمَوْتِ الْوَزْنَا، مَا مِنْ يوْمٍ يمْضِى عَنَّا، إلاَّ أوْهَنَ مِنَّا رُكْنَا، إنَّ الْمَوْلَى قَدْ أنْذَرَنَا، إنَّا نُحْشَرُ غُرْلاً بُهْمًا.
«اى فرزند دنيا، با كوبيدن پس از كوبيدن بدان كه دنيا سادات و بزرگان را فانى مىكند، هيچ روزى از ما نمىگذرد مگر آنكه دنيا ستونى از ما را خراب مىكند. ما ضايع و خراب نموديم خانۀ باقى را، و وطن گزيديم در خانه فانى. فانى مىكند دنيا امّتى را پس از امّتى كه همگى مردهاند، همگى شربت مرگ نوشيدهاند. همگى مردهاند، همگى مدفون شدهاند، همگى در اين دنيا مردهاند و فانى شدهاند، همگى از خانۀ خود به خانۀ گور منتقل شده و دفن گرديدهاند. اى فرزند دنيا، قدرى آرام بگير و اوقات آينده را با ميزان درست سنجش كن، اگر جهات من نبود دنيا در نزد من غير از زندانى نبود. اگر كار خيرى باشد جزا خير است، و اگر بد باشد بد است، كم كم غصّه و اندوه فرا مىگيرد. تا كى مىگوئى: چيست اين؟ كيست اين؟ چقدر است اين؟ (يا اين بلندتر است)، اميد دارى نجات مىيابى، مىترسى پَست مىشوى. پيش از مرگ در رسيدگى به ميزانت تعجيل كن. هيچ روزى از ما نمىگذرد مگر آنكه ركنى و ستونى از ما را سست مىكند. مولاى ما، ما را بيم داده است كه: در روز
301قيامت ختنه نكرده و كر و لال محشور خواهيم شد».
راوى گفت: در اين حال صداى ناقوس منقطع شد1. و يك نفر از رهبانان مقيم در دَير اين كلام حضرت را شنيد و اسلام آورد و گفت: من در كتاب يافتهام كه در پس آخرين پيغمبران كسى هست كه گفتار ناقوس را تفسير مىكند2.
* **
به اتّفاق و إجماع گفتهاند كه بهترين و پسنديدهترين و انتخاب شدهگان خدا از ميان خلق او متّقين هستند، به جهت قول خداوند: إِنَّ أَكْرمَكُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاكُمْ.3