eitaa logo
گذر از زمستان
45 دنبال‌کننده
106 عکس
6 ویدیو
3 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
گذر از زمستان
📚#معرفی_کتاب امید_بازیافته کتاب امید بازیافته نوشته بابک احمدی، با موضوع سینمای آندری تارکوفسکی به
آیا تنها دلیل توجه به آثار هنری ارزش ذاتی است؟ 🎁 برخلاف رشته‌های ورزشی که با رکورد و آمار روشن و قابل سنجش، برنده مشخص می‌شود یا علومی مثل فیزیک که با اعداد سر و کار داریم، در علوم انسانی و به خصوص هنر، ترویج، ارج‌گذاری، برجسته سازی، تعریف و تمجید از یک اثر هنری می‌تواند به شدت وابسته به اموری باشد که خارج از ارزش ذاتی اثر هنری باشند. 🔸 از روابط تجاری اقتصادی، تاثیر محافل مختلف تا جهت گیری سیاسی هر کدام می‌توانند عامل تبلیغ یک اثر هنری باشند. شاید تعریف و تمجید در مورد فیلمهای تارکوفسکی هم از این قاعده مستثنی نباشد. درست است که تارکوفسکی دارای بیان هنری قابل اعتنایی است، ولی می‌توان حدس زد که زاویه‌ داشتن با حکومت شوروی در تبلیغ و ترویج آثارش در جشنواره‌های غربی تاثیر جدی داشته باشد. 🔸🔸 از طرفی هم،از آنجایی که ما هم عمدتا دنباله روی ذائقه جشنواره‌ها و محافل هنری اروپایی هستیم، طبیعتا موجی از توجه به آثارش را در میان برخی از مخاطبین ایرانی به دنبال داشت.
گذر از زمستان
آیا تنها دلیل توجه به آثار هنری ارزش ذاتی است؟ 🎁 برخلاف رشته‌های ورزشی که با رکورد و آمار روشن و قاب
هنر، تاریخ و جغرافیا ریشه آثار هنری در تاریخ، فرهنگ و اندیشه هنرمند نهفته است. گاهی ما به تقلید و ستایش آثار هنری می‌پردازیم، بی‌آنکه درک واقعی از جهان‌بینی هنرمند داشته باشیم؛ اما اگر بتوانیم با جهان اندیشه او ارتباط برقرار کنیم، پیوندی ویژه شکل می‌گیرد. معمولاً در این موارد، ترس ما از عدم مقبولیت یا عدم درک تعالی یک اثر هنری، ناشی از فضایی است که خودمان پیرامون یک اثر ایجاد کرده‌ایم. حتی سعی می‌کنیم باور کنیم که یک اثر هنری بسیار ارزشمند است و حتماً مشکل از ماست که ارزش آن را درک نمی‌کنیم. 🔸 غافل از اینکه یک اثر هنری می‌تواند در یک فرهنگ، تاریخ و جامعه خاص ارزشمند و جذاب تلقی شود، ولی در جامعه و محیط دیگری فاقد آن جذابیت باشد. برای مثال، هرچقدر هم که «سه‌گانه برگمان» آثار ارزشمندی در حوزه مسائل پیرامون ایمان باشند، طبیعتاً برخی زوایای آن تنها برای کسانی قابل فهم است که با تاریخ، فرهنگ، اندیشه و دینداریِ پیرامون تولد اثر ارتباطی داشته باشند. 🔸🔸 در مورد فیلم‌های تارکوفسکی هم همین موارد را می‌توان مشاهده کرد. درست است که آثار او از نظر زیبایی‌شناسی و محتوا نکات حائز اهمیتی دارند، ولی نمی‌توان نادیده گرفت که بسیاری از مسائل مورد نظر او ریشه در تجربه زیسته‌ای دارد که شاید با تاریخ زندگی ما متفاوت باشد. اشاره به مضامین تمدن مدرن، چقدر برای جامعه‌ای که هنوز آنچنان مدرن نشده قابل درک است؟ ایمان برگرفته از مسیحیت ارتدوکس تا چه حد برای انسانی که با اندیشه اسلامی در ارتباط است قابل درک است؟ کسی که تجربه زیبایی‌شناختی‌اش برگرفته از معماری منحصر به فرد ایران، ادبیات فارسی و مینیاتور است، چقدر می‌تواند با زیبایی‌شناسی برگرفته از نقاشی خاص فرهنگ روسیه، معماری کلیساهای مسکو و ادبیات خاص روسیه ارتباط کامل برقرار کند؟ 🔸🔸🔸 در نهایت، همانطور که آفرینش هنری تا حد زیادی مسئله‌ای شخصی است که اصول خودش را دارد، فهم، درک و لذت بردن از یک اثر هنری نیز یک مسئله شخصی است که البته چارچوب‌های خاص خودش را دارد.
اخیرا چهار فیلم مستاجر جنتلمن (ماجرای بیوه‌ای که به ناچار سرپرست پسربچه‌ای گم‌شده می‌شود)، مرغی در باد (تلاش دردناک زنی برای درمان فرزندش در غیاب شوهر جنگ‌زده‌اش)، پدری بود (روایت فداکاری‌ها و دوری ناگزیر یک پدر مجرد از پسرش) و صبح بخیر (اعتصاب دو برادر کوچک برای خرید تلویزیون)، رو دیدم. سینمای یاسوجیرو اوزو قاب عکسی از مفهوم «خانواده» است. ساختار سنتی خانواده زیر چرخ‌دنده‌های تغییرات جامعه، فقر پس از جنگ و شکاف میان نسل‌ها قرار می‌گیرد. بحران‌هایی مثل غیبت یا فداکاری ناگزیر والدین و ناتوانی اعضای خانواده در برقراری ارتباط، هسته اصلی این آثار را می‌سازد؛ فیلم‌هایی که نشان می‌دهند خانواده در عین شکنندگی، تنها پناهگاه انسان است. 🔸 امضای اوزو در این فیلم‌ها کاملا تکرار میشه نمای دوربین پایین (هم‌سطح فرد نشسته روی زمین) قرار دارد تا حس صمیمیت ایجاد کند. کادرهای آرام و بدون حرکت که مانند یک ناظر صبور عمل می‌کنند. گاهی شخصیت‌ها هنگام گفتگو به جای یکدیگر، رو به لنز دوربین صحبت می‌کنند. علاوه بر اینها نماهای کوتاه از اشیاء بی‌جان یا مناظر خالی میان سکانس‌ها که فرصتی برای تنفس مابین روایت هستند. 🔸🔸🔸 اینها و روایت، ریتمی کند و تقریبا هم‌اندازه با زندگی روزمره ایجاد می‌کند. در این آثار خبری از هیجان یا گره‌های پیچیده نیست و جذابیت اثر در جزئیات و سکوت‌ها نهفته است. شاید برای مخاطبی که عادت به ویدئوهای کوتاه یوتیوبی دارد، این سبک فیلمها جذاب نباشد. با این حال برای شروع و آشنایی با آثار اوزو از بین این چهار فیلم، فیلم صبح بخیر به دلیل لحن شوخ‌طبعانه‌اش گزینه مناسبی‌تری است.
مبانی نظری اقتصاد اسلامی در الحیاة 📚 اقتصاد؛ فقط اعداد و نمودار نیست، بلکه جهان‌بینی است. 🔸 شاید مطلع باشید، مشی و روش مولفان کتاب الحیاة، طرح‌ آیات و روایات در موضوعات مختلف و‌ ارائه توضیحاتی است ذیل روایات است. 🔸🔸 در گام اول، تفاوت بنیادین اقتصادی اسلامی مد نظر با اقتصادهای رایج مبتنی بر افزایش منفعت و سود مطرح می‌شود. در واقع اگر بخواهیم با ابزار و مبانی اقتصادی معمول به مطالب و راهکارهای کتاب نگاه کنیم، راه به جایی نخواهیم برد. 🔸🔸🔸 در ادامه‌ انواع حدود در اقتصاد مطرح شده است. از محدودیت مال و مالکیت گرفته تا آزادی اقتصادی، تولید، مصرف، بازار، عدالت، اخلاق و مسئولیت اجتماعی، نویسنده تلاش کرده تصویری منسجم از مبانی اقتصاد اسلامی ارائه دهد. 🔸🔸🔸 یک نکته جالب در خصوص مرزها و محدوده‌های عنوان شده که برای من تازگی داشت، مرز و حد مصرف بود. یعنی اینطور نیست که ما صرف اینکه درآمد بالایی هم داشته باشیم، در میزان مصرف آزاد و رها باشیم. به طور کلی در نگاه مولفین الحیاة، آزادی اقتصادی به معنای آزادی مالکیت و آزادی مصرف به صورت مطلق مورد پذیرش نیست و در در دستگاه اقتصاد اسلامی برای مالکیت، مصرف، واردات محدودیت‌هایی گذاشته شده است و حکومت اسلامی در تامین نیازهای مردم مسولیت دارد 🔸🔸🔸🔸 📖 البته‌ به نظرم استدلال‌های و استفاده‌های مولفین از روایات بدون مناقشه نیست. برای مثال استفاده از محدودیت مالکیت از روایات مذموم بودن مصرف زدگی و دنیاطلبی که غالبا در حوزه مسائل اخلاقی دسته بندی می‌شود راحت نیست. 🔸🔸🔸🔸🔸 به نظرم برای آشنایی با دیدگاه های مرحوم حکیمی، کتاب جمع‌ و جور و مناسبی است.
📚فلسفه زیارت و آیین آن ✍🏻 مرتضی جوادی آملی و🔸 کتاب «فلسفه زیارت و آیین آن» تلاش می‌کند به همین پرسش از زاویه‌ای معرفتی پاسخ دهد؛ یعنی زیارت را فقط مجموعه‌ای از اعمال و مناسک نبیند، بلکه ابتدا به معنا و جایگاه آن بپردازد و سپس نشان دهد که این نگاه چگونه در آداب زیارت ظهور پیدا می‌کند. کتاب در دو بخش و شش فصل تنظیم شده است: 🔹 بخش اول: فلسفه زیارت در این بخش، نویسنده ابتدا سراغ معنا و مفهوم زیارت می‌رود و سپس درباره ارکان زیارت و رابطه زائر و مزور بحث می‌کند. در ادامه نیز به ضرورت و اهمیت زیارت می‌پردازد و ارتباط آن با قرآن و اهل‌بیت(ع)، اهداف زیارت و آثار معرفتی آن را مورد توجه قرار می‌دهد. در این نگاه، زیارت فقط «رفتن» نیست؛ اصل مسئله، نوع ارتباطی است که میان زائر و زیارت‌شونده شکل می‌گیرد و اینکه زائر با چه شناخت و نگاهی در برابر ولیّ خدا حاضر می‌شود. 🔹 بخش دوم: آیین زیارت کتاب وارد ساحت عملی می‌شود و به ویژگی‌های سفر زیارتی و آداب زیارت می‌پردازد. در این بخش، موضوعاتی مانند آمادگی برای زیارت، توجه به آداب حضور، اذن دخول، استقبال قبله، خواندن زیارت‌نامه، نماز زیارت، تلاوت قرآن، حضور قلب و توبه، تکریم حرم و خادمان و در نهایت ادب وداع مطرح می‌شود. ✨ یکی از ویژگی‌های قابل توجه کتاب، همین پیوند میان «معرفت» و «عمل» است. 📖 شاید بتوان مسیر کتاب را در دو سؤال خلاصه کرد: زیارت چرا؟ و زیارت چگونه؟
مرگ، زندگی و خاطر «اتاق سبز» (۱۹۷۸) از شخصی‌ترین فیلم‌های فرانسوا تروفو و روایتی درباره مرگ، خاطره و نسبت انسان با گذشته است. ژولین، مردی که همسرش را از دست داده، همچنان در جهان او زندگی می‌کند و اتاقی را به یاد او به زیارتگاهی خصوصی تبدیل کرده است. پس از سوختن اتاق، کلیسایی متروک را به مکانی برای یادبود همسر و دیگر مردگانش تبدیل می‌کند. 🔸 فیلم درباره این پرسش است که چگونه می‌توان با یاد مردگان زندگی کرد. تروفو از یک سو به سوگ و وفاداری به خاطره احترام می‌گذارد و از سوی دیگر نشان می‌دهد که این وفاداری اگر به وسواس تبدیل شود، می‌تواند انسان را از زندگی جدا کند. 🔸🔸 از باب نمونه ژولین برای مردگان مختلف شمع روشن می‌کند و عکس‌های آنها را گرد می‌آورد. این آیین نشان می‌دهد که برای او، فراموشی نوعی مرگ دوباره است. همچنین، ژولین نمی‌تواند با سسیلی، زنی زنده که امکان عشق تازه را فراهم می‌کندرابطه درستی برقرار کند. تقابل سسیلیا با مردگان نشان می‌دهد که ماندن کامل در گذشته می‌تواند به ناتوانی در زندگی کردن منجر شود. 🔸🔸🔸 اتاق سبز و کلیسا فضاهایی هستند ضد فراموشی درگذشتگان که در آنها زمان متوقف شده است. فضایی در ستایش یادبود رفتگان و خاطرات گذشته. مکانی برای احترام به یاد و خاطره دیگران. شخصیت اصلی حتی نمی‌خواهد هیچ چیز را فراموش کنید حتی خاطرات تلخ گذشته. 🔸🔸🔸 «اتاق سبز» احترام خاطرات گذشته و ستایش از یاد نبردن است. و در نهایت این پرسش اصلی فیلم که چگونه می‌توان مردگان را به یاد داشت، بدون اینکه از زندگی دست کشید؟
📚 نوشته آیت‌الله جوادی آملی 🔸 کتاب تلاشی است برای پاسخ به یکی از بنیادی‌ترین پرسش‌های فلسفه حقوق: حق انسان از کجا می‌آید و چه چیزی آن را برای همه انسان‌ها معتبر و جهان‌شمول می‌کند؟ 🔸🔸 نویسنده در این کتاب، حقوق بشر را صرفاً محصول قرارداد، اراده حکومت‌ها، رأی اکثریت یا توافق‌های تاریخی نمی‌داند و می‌کوشد مبنای آن را در «حقیقت انسان» و فطرت جست‌وجو کند. از نظر او، حقوق مشترک زمانی معنا پیدا می‌کند که انسان‌ها حقیقت مشترک و واقعی داشته باشند 🔸🔸🔸 کتاب سپس به موضوعاتی چون رابطه حق و تکلیف، تفاوت عدالت و مساوات، آزادی، حقوق زن، حقوق غیرمسلمانان، منابع و مبانی حقوق و نسبت عقل و نقل می‌پردازد. در این میان، برخی بخش‌های کتاب بیش از آنکه مستقیماً وارد مسائل حقوق بشر شوند، جنبه مقدمات نظری و فلسفی پیدا می‌کنند 🔸🔸🔸🔸 البته این کتاب را باید در حال‌وهوای فکری دهه ۷۰ و منازعات فکری آن دوره نیز خواند؛ دوره‌ای که پرسش درباره نسبت اسلام با حقوق بشر، آزادی، دموکراسی و اندیشه‌های مدرن به یکی از مباحث مهم فضای فکری ایران تبدیل شده بود. به نظرم کتاب، می‌تواند آغاز مواجهه‌ای جدی با یکی از صورت‌بندی‌های مهم حقوق بشر در یک دستگاه فلسفی ـ اسلامی باشد. 🔸🔸🔸🔸 پی‌نوشت: قیمت پشت جلدش ۲۳۰۰ تومنه! هم آدم می‌مونه از این تورم عجیب، هم از اینکه من این‌همه سال کتاب رو نخونده بودم! پی‌نوشت دوم: کتاب از «حقوق بشرِ جهان‌شمول» حرف می‌زنه، ولی توی همین سال‌های اخیر، خودِ مدعیان حقوق بشر هرجا پای منافع و قدرت وسط بوده، خیلی هم به جهان‌شمول بودنش وفادار نموندن!
🎥،خشم_خداوند فروپاشی استعمار 🔸 ،خشم_خداوند Aguirre, the Wrath of God)، فراتر از یک فیلم ماجراجویانه تاریخی، روایتی است از خودویرانگری اجتناب‌ناپذیر پروژه استعماری. نقد هرتسوگ به استعمار نه از طریق نمایش قربانیان، بلکه با قراردادن خودِ استعمارگر در کانون روایت شکل می‌گیرد و به طرز بیرحمانه‌ای رسالت تمدن‌سازی او را به سخره می‌گیرد. 🔸🔸 فیلم با نشان دادن خلأِ پوچ مناسک حقوقی اسپانیایی‌ها آغاز می‌شود. خواندن اعلامیه‌های مالکیت در برابر جنگلی که نه گوش می‌دهد و نه پاسخ، به طرز مضحکی نشان می‌دهد که تمام دستگاهِ قانونی استعمار، یک سراب خودساخته بیش نیست. وقتی بومیان کتاب مقدس را «سنگ سخنگو» می‌نامند، این لحظه به زیباترین شکل، نقاب دینی استعمار را برمیکند و آن را چونان دستاویزی برای غارت و خشونت عریان می‌سازد. 🔸🔸🔸 در این فیلم، آمازون خود یک کنشگر ضداستعماری است. هرتسوگ با تصویر کردن رودخانه‌های خروشان، باتلاق‌های بیماری‌زا و سکوت مهیب درختان، نشان می‌دهد که طبیعت، هرگز «قلمروی تسخیرشدنی» نیست. اسپانیایی‌ها با تفنگ و زره وارد می‌شوند، اما علیه پشه‌ها، گرسنگی و سقوط از صخره‌ها درمانده‌اند. جنگل، با خاموشی خود، پاسخ تاریخی به تمام یورش‌گران را می‌دهد: «شما اینجا غریبه‌اید». 🔸🔸🔸🔸 نقطه اوج نقد هرتسوگ، شخصیت آگیره است. او که با شورش درون‌گروهی قدرت را می‌گیرد، دیگر به فکر طلا یا سرزمین نیست؛ او به دنبال «امپراتوری خیالی» خویش است. در پایان، وقتی آگیره روی کلک تنها، با انبوهی از میمون‌ها رها شده است، تصویری از فروپاشی تمام آرمان‌های استعماری را به نمایش می‌گذارد: فاتحی که هیچ‌کس را برای فتح نمانده، تنها با توهم خود سخن می‌گوید. این جنون، نه یک حاشیه، که ذات خودکامه استعمار است؛ جنونی که وقتی «دیگری» (بومیان) را حذف می‌کند، در خلأ خودش غرق می‌شود. 🔸🔸🔸🔸 هرتسوگ عامدانه به بومیان نقش یک «سکوت فعال» می‌دهد. آنها کمتر سخن می‌گویند، اما حضورشان چونان نیرویی طبیعی، مسیر داستان را تغییر می‌دهد. این غیاب روایی، در واقع نوعی ضد-قهرمان‌سازی است: فیلم از نشان دادن خشونت مستقیم استعمار بر بدن بومیان خودداری می‌کند تا به جای آن، خشونت درونی خود استعمارگر را به تصویر بکشد؛ خشونتی که از دلِ ترس، طمع و پوچی زاده می‌شود. در نهایت، آگیره، خشم خدا یک آیینه تمام‌نمای هرگونه سلطه‌جویی مدرن است. هرتسوگ نشان می‌دهد که امپراتوری، پیش از آنکه بر دیگران چیره شود، درون خود می‌پوسد و سرانجام، تنها چیزی که از یک فاتح باقی می‌ماند، تک‌گویی دیوانه‌واری است که هیچ‌کس، حتی خودش، آن را باور ندارد. ◾️◾️ یک نکته هم راجع به تصاویر خود فیلم باید اذعان کرد که تصویربرداری اثر و نماهای شکوهمند و مهیب طبیعی، ارزش یکبار دیدن رو دارد.
📖 کتاب اثری از مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه است که راوی، دکتر بومگارد، روایت می‌کند. او پزشکی ۲۳ ساله تازه فارغ‌التحصیل شده‌تی است که برای کار به بیمارستانی در روستایی فرستاده می‌شود. او در بیمارستان تنهاست: یک امدادگر، دو ماما و یک کتابخانهٔ پزشکی. بومگارد با انواع بیماری‌ها روبه‌رو می‌شود. او باید در شرایطی که نه تجربه دارد و نه دسترسی به پزشک باتجربه‌تر، تصمیم‌های مرگ‌و‌زندگی بگیرد. 🔸 لحن کتاب ترکیبی از رئالیسم تیز و طنز است. بولگاکف تردیدهای خودش نسبت به توانایی‌هایش، بار سنگین مسئولیت و ترس از اشتباه را با صداقتی نادر روایت می‌کند. جذابیت اصلی کتاب هم دقیقاً همین است: حس استرس، دست‌پاچگی و کم‌تجربگی یک پزشک جوان که خواننده را کنار او می‌نشاند. 🔸🔸 دو داستان از این مجموعه بیرون می‌زنند: «مرفین» — که روایت اعتیاد یک پزشک همکار به مرفین است و به‌شکل دفتر خاطراتش خوانده می‌شود. کتاب فقط روایت پزشکی نیست؛ دربارهٔ تنهایی، مسئولیت، ترس از اشتباه و لحظه‌هایی است که آدم مجبور می‌شود پیش از آماده بودن، قوی باشد. 🔸🔸🔸 پی نوشت نویسنده به‌عنوان پزشک به روستایی دورافتاده در استان اسمولنسک فرستاده شد. تجربه‌های همان سال‌ها، خمیرمایهٔ این داستان‌هاست. ضمنا پس از انقلاب ۱۹۱۷ به صفوف ارتش سفید — نیروهای ضد بلشویک — پیوست و همین پیشینهٔ، آثارش را در اتحاد جماهیر شوروی در معرض سانسور و ممنوعیت قرار داد. آثاری مثل «قلب سگ» و «مرشد و مارگریتا» تا سال‌ها در کشور خودش اجازهٔ انتشار نیافتند. دقیقاً همین موقعیت باعث شد در غرب تحسین شود.
📚 داستایوسکی نه کتاب داستان به معنای مورد انتظار است نه کتاب یک سر نظری. بیشتر سیاه مشقی است از نویسندگی و اندیشه‌های جاری آن زمان. روایتی اعترافی، اول‌شخص و مکالمه محور است؛ 🔸 راوی بی‌نام و غیرقابل‌اعتماد، در بخش اول مونولوگ فلسفی و در بخش دوم خاطرات را روایت می‌کند. باختین آن را گفت‌وگویی درونی با مخاطب خیالی می‌داند. 🔸🔸 کتاب نطفه آثار بزرگ بعدی نویسنده است . یعنی جنایت و مکافات و برادران کارامازوف. به ویژه شخصیت مرد زیرزمینی در راسکلنیکف حلول می‌کند؛ نظریه به عمل تبدیل می‌شود و مضامینی مثل نقد عقل‌گرایی، اراده آزاد، رنج و انزوا بسط می‌یابند. اما در در «برادران کارامازوف»، بیشتر ایوان وارث فکری اوست. 🔸🔸🔸 ولی بیش از همه برای من لحن و محتوای نیچه‌ای اثر جالب بود. هر چند که تقدم زمانی با این کتاب هست ولی بلوغ درون‌مایه‌ای عصیانگر و شالوده شکن در آثار نیچه بروز دارد. به نظرم هم از جانب فرم و هم محتوا، با ساختار شکنانه ترین‌ اثر داستایوسکی روبرو هستیم.
📚 فقط یک رمان تاریخی نیست؛ تجربه‌ای است که تاریخ یک ملت را به احساس و اندیشه‌ی زنده تبدیل می‌کند. ارزش خواندن آن را می‌توان در چند لایه دید: 🔸 حدود سی سال درگیر این سوژه بود، از لحظه‌ای که نام «میرمهنا دوغابی» را شنید تا وقتی رمان را نوشت. حاصل کار، رمانی پنج‌جلدی است که در دوران زندیه و همزمان با حکومت کریم‌خان روایت می‌شود و خط اصلی آن مبارزه با استعمار هلند و انگلیس در جنوب ایران است. ابراهیمی در مقدمه‌ی کتاب تأکید می‌کند که روایتش «عین واقعیت» نیست، اما بر پایه‌ی مستندات تاریخی بنا شده و سعی کرده هیچ منبعی را نادیده نگیرد. 🔸🔸 ارزش اصلی کتاب در شخصیت‌پردازی میرمهنای دوغابی است. او یک سردار کلاسیک نیست؛ مبارزی بومی و وطن‌پرست است که با تکیه بر پشتوانه‌ی مردمی، نه قدرت دربار، برای حفظ جنوب ایران برخاست. نبوغ نظامی او در استفاده از قایق‌های تندرو، بهره‌گیری از جزر و مد و شبیخون‌های شبانه، ابهت فناوری اروپایی را خنثی می‌کرد. ابراهیمی قهرمانی می‌سازد که ملی است اما غیرت ایرانی‌اش آلوده به شعارهای ناسیونالیستی گل‌درشت نشده و در عین حال به اعتقاداتش پایبند است. 🔸🔸🔸 قلم ابراهیمی آمیزه‌ای از نثر شاعرانه، نگاه فلسفی و تعهد اجتماعی است. «وطن، مذهب و عشق» سه مفهوم جدانشدنی از آثار او هستند و این رمان نیز با همین سه مضمون عجین شده است. کتاب در قیاس با «آتش بدون دود» دیگر اثر مهم ابراهیمی، بُعد حماسی بیشتری دارد، هرچند شاعرانگی‌اش کمی کمتر است. 🔸🔸🔸 این کتاب فراتر از یک روایت تاریخی، یک «تمرین تاب‌آوری» است. در روزگاری که احساس ناتوانی و تردید فشار می‌آورد، خواندن سرگذشت مردی که با دست خالی استعمار یک قرن را از خاک ایران راند، یادآوری می‌کند که این سرزمین همیشه استاد عبور از ناممکن‌ها بوده است. منتقدان آن را «کتابی ملی که باعث غرور ایرانیان می‌شود» توصیف کرده‌اند و معتقدند می‌توان آن را بارها و از منظرهای مختلف خواند و آموخت. 🔸🔸🔸🔸 اگر بخواهم در یک جمله بگویم: این رمان، پلی است میان «غیرت یک مرد» و «هویت یک ملت»؛ خواندنش نه فقط برای دانستن تاریخ، که برای بازیافتن ایمان به توانِ خودی ضروری است.
📚 توسط در سال ۱۹۲۵ با تمثیلی گل‌درشت، پروژه شوروی برای ساختن «انسان جدید» را هجو کرد: موجود نیمه انسانِ داستان (شاریکوف) گستاخ و بی فرهنگ است اما در ساختار دولتی پذیرفته می‌شود. واقعیت این هست که داستان بیشتر به دلیل ضد شوروی بودن مشهور شد، نه شاهکار بودن ساختار داستانی‌اش. در واقع داستان بیشتر از آنچه از نویسنده و اعتبار کتاب انتظار داشتم، بیانی عصبانی و غیر هنری داشت.