eitaa logo
🇮🇷🌙 قرارگاه صف
184 دنبال‌کننده
5.1هزار عکس
3.4هزار ویدیو
44 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
⭕️ رهبر جنبش انصارالله یمن: انگلیس و آمریکا به جهان عرب وعده و سراب می‌فروشند 🔺همان طور که انگلیسی ها توهم و سراب به جهان عرب فروختند، آمریکایی ها نیز همین نقش را ایفا می کنند. پروژه صهیونیست ها و غرب، هدف قرار دادن امت عربی و اسلامی در تمام زمینه ها از جمله سرزمین های آنها، دین و دنیای‌شان است.
پزشکیان: تلاش کرده‌ام به آنچه در انتخابات گفته‌ام عمل کنم 🔹پزشکیان در دیدار با هیات رئیسه جبهه اصلاحات: 🔹هر چند که از همان روز رژیم صهیونیستی با ترور اسماعیل هنیه در روز تحلیف و اتفاقات پس از آن، دشواری‌هایی برای ما ایجاد کرده. 🔹در انتخاب استانداران که هنوز هم ادامه دارد و جلسات زیادی برای آن برگزار می‌شود، تلاش بر این بوده است که به اجماع برسیم. 🔹در فرآیند انتخاب وزرا تلاش‌های زیادی شد که به وفاق و همدلی برسیم و در مجموع نتایج بد نبود. 🔹برای اصلاح نظام آموزشی قرار شده گروهی از متخصصین سناریوهای تغییر نظام آموزشی را اجرا کنند.
پزشکیان: مشکل از دانشجو و محصل نیست؛ مشکل از رفتار من است رئیس جمهور در مراسم بزرگداشت استاد حسین انصاریان: 🔹به خاطر رفتار، افراد اصلاح می‌شوند نه با گفتار و ما این رفتار را کم داریم. 🔹مشکل از دانشجو و محصل نیست بلکه مشکل من هستم که نمی توانم با رفتارم انصاف را نشان بدهم. 🔹وقتی از من بی انصافی ببیند، دیگر من را نمی پذیرد. 🔹نیاز امروز جامعه است که استادانی مثل استاد انصاریان در جامعه دیده شوند و بیشتر شوند.
💐🍀🌺🌸🌺🍀💐 چشم باز کرد خودش را روی تخت بیمارستان دید بدنش کرخت بود و چشماش خوب نمی دید فکری شد که شده و حالا در بهشتِ و هنوز حالش سر جا نیامده تا بلند نشود و تو دار و درخت ها شلنگ تخته بزند و میوه های بهشتی بلمباند و تو قصر های زمردین منزل کند پرستاری که به اتاق آمده بود متوجه او شد، اومد بالا سرش ... مجروح با دیدن پرستار اول چشم تنگ کرد و بعد گفت: «تو حوری هستی» پرستار که خوش به حالش شده بود که خیلی زیباست و هم احتمال میداد که طرف موجی شده و به حال خودش نیست ریز خنده ای کرد و گفت: «بله من حوری هستم» مجروح باتعجب گفت: «پس چرا اینقدر زشتی» پرستار ترش کرد و سوزن را بی هوا در باسن مجروح فرو برد و نعره ی جانانه مجروح در بیمارستان پیچید . 🍀 🍀 •┅✿❀🍃🌹 🇮🇷🌹🍃❀✿┅• •┅✿❀🍃🌹 🇮🇷🌹🍃❀✿┅•
💥جلسه ساعت۳ بامداد 🔸امروز یکی از مسئولان ارشد ثبت اسناد قم تعریف می کرد: 🔻حدود دو هفته قبل از شهادت شهید رئیسی ایشان به قم سفر کرده بود. ساعت یک بامداد در منزل بودم که طی تماس تلفنی از من خواسته شد برخی مستندات مورد نیاز در نهضت ملی مسکن و جوانی جمعیت را به محل پروژه‌ها ببرم. 🔻حدود ساعت ۳ بامداد به محل پروژه‌ها در اطراف شهر قم رسیدم با صحنه‌ای مواجه شدم که بغض کردم. 🔻دیدم در آن ساعت روی زیراندازی نشسته و جلسه‌ای تشکیل داده و با جدیت پیگیر ساخت و رفع مشکلات مربوط مسکن استان است... 🔸گویا شهید رئیسی در برخی از سفرها، بازدید از طرح های مسکن را با توجه به تراکم برنامه ها پس از ساعت ۱ بامداد انجام می داد... ✍حمیدرضا ابراهیمی ⁦
استاد محسن فرهمندAUD-20211001-WA0006.mp3
زمان: حجم: 6.5M
دعای ندبه استاد محسن فرهمند 🌱 أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَبْنَاءِ الْأَنْبِیَاءِ أَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِكَرْبَلاءَ؛ ° ----------------------
🔻با حضور سردار قاآنی برگزار شد؛ 📸 آیین بزرگداشت روز پرستار در بیمارستان تخصصی و فوق‌تخصصی حضرت بقیة‌الله الاعظم(عج) تهران تصاویر بیشتر: basijnews.ir/00eSCJ@basijnewsir
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مداحی شهید مدافع حرم معز غلامی برای امام زمان عج؛ 📌در آخر این قصه نبردیست که پیروز در این واقعه مردیست و ما منتظر آمدنش لحظه شماریم... •┅✿❀🍃🌹 🇮🇷🌹🍃❀✿┅• به قافله جاماندگان از شهادت بپیوندید👇 https://eitaa.com/jamandeh75 •┅✿❀🍃🌹 🇮🇷🌹🍃❀✿┅• ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
🌹🕊🥀🌴🥀🕊🌹 یکى از روزها ، در منطقه عملیاتى « والفجر یک » در ارتفاع 112 فکه، محورى که نیروهاى گردان خندق لشکر 27 حضرت رسول صلى‌الله علیه وآله وسلم، عملیات کرده بودند، صحنه بسیار عجیبى دیدم که برایم جالب و تکان دهنده بود. از دور پیکر را دیدم که آرام و زیبا روى زمین دراز کشیده و طاق باز خوابیده بود؛ سال 72 بود و حدود 10 سال از مى‌گذشت؛ نزدیک که شدم، از قد و بالاى او تشخیص دادم که باید باشد حدود 17 - 16 ساله. بر روى پیکر، آنجا که زمانى قلبش در آن مى‌تپیده، برجستگى‌اى نظرم را به خود معطوف کرد؛ جلوتر رفتم و در حالى که نگاهم به استخوانى و اندام اسکلتى‌اش بود، در گودى محل چشمانش، دیدگانش را مى‌خواندم، آهسته و با احتیاط که مبادا ترکیب استخوان‌هایش بهم بریزد، دکمه‌هاى لباس را باز کردم؛ در کمال حیرت و تعجب، متوجه شدم یک و زیر لباسش گذاشته بوده؛ کتاب پوسیده را که با هر حرکتى، برگ برگ و دستخوش باد مى‌شد، برگرداندم؛ که 10 سال تمام، با همراه بوده است، فیزیک بود. یک که در صفحات اولیه آن بعضى از دروس نوشته شده بود؛ که لاى دفتر بود، ابهت خاصى به آنچه مى‌دیدم، مى‌داد؛ نام بر روى جلد کتاب نوشته بود. مسئله‌اى که برایم خیلى جالب بود، این بود که او قمقمه و وسایل اضافى همراه خود نیاورده و نداشت، ولى کسب علم و دانش آن قدر برایش مهم بوده که در بحبوحه عملیات و را با خود جلو آورده بوده تا هرجا از رزم یافت، را بخواند. شادی روح و بالاَخص دانش آموز •┅✿❀🍃🌹 🇮🇷🌹🍃❀✿┅• به قافله جاماندگان از شهادت بپیوندید👇 https://eitaa.com/jamandeh75 •┅✿❀🍃🌹 🇮🇷🌹🍃❀✿┅•