eitaa logo
موکب قرارگاه صف(عس) 🇮🇷
85 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
954 ویدیو
52 فایل
🇮🇷🏴 #موکب_قراگاه_صف @GRARGAHSAF2 GRARGAHSAF ارتباط https://mahdishorjh.blogfa.com/ https://eitaa.com/joinchat/139854710C701a7b7479
مشاهده در ایتا
دانلود
‌⚫️روضه جانسوز_ماجرای ام حبیبه و اسارت خاندان اهل بیت علیهم السلام _حاج مجید سبزعلی⚫️ السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ السلام علیک یا اخیک الشهید ابوالفضل العباس " نام زینب در شئون زندگی گل می کند در دل عشاق ایجاد تحول می کند مهدی زهرا که خود رمز توسل با خداست در مقام ذکر با زینب توسل می کند بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد آقا نشد هرآنکه گدای شما نشد مقصود از تکلم طور از تو گفتن است موسی نشد هر آنکه کلیم شما نشد روز ازل برای گلوی تو هیچ کس غیر از خدای عز و جل خونبها نشد در خلقتش زمین و مکانهای محترم بسیار آفرید ولی کربلا نشد .... ما گندم رسیده ی شهر ری توایم شکر خدا که نان تو از من جدا نشد یک گوشه می رویم و فقط گریه می کنیم حالا که کربلای تو روزی ما نشد *داداش* داغ تو اعظم است تحمل نمی شود در حیرتم چگونه قد نیزه تا نشد شاعر:علی اکبر لطیفیان ایام شهادت ابی عبدالله و شهدای کربلا ، روضه،روضه ی عمه ی سادات حضرت زینب یااباعبدالله؛ وارد کوفه شدن کنیز ام حبیبه اومد گفت خانم یه مشته زن و بچه اومدن،لباسا همه پاره،پای برهنه،خیلی گرسنه اند، ام حبیبه یه زنبیل پر از نان و خرما کرد گفت ببر،کنیزه اومد تو کاروان خرماها رو دادن،بچه ها همه گرسنه" خانم کلثوم اومد نون و خرماها رو از دست بچه ها گرفت انداخت تو زنبیل گفت صدقه بر ما حرامه ...." برگشت، (قدیمیا وقتی کارد به استخوانشون میرسید به دو نفر توسل میکردن بعد از عاشورا،یکی حضرت صغری،یکی هم روضه ام حبیبه)گفت نون و خرماها رو برگردون،ام حبیبه تعجب کرد گفت مکه تو نگفتی اینا گرسنه ان،چند روزه غذا نخوردن؟گفت خانوم،تا نون و خرماها رو دادم دست بچه ها یه خانمی اومد گرفت انداخت تو زنبیل گفت صدقه بر ما حرامه" بلند شد از جا گفت صدقه فقط به یه خانواده حرامه"اونم بنی هاشمیان ...." اومد خود ام حبیبه با گریه زنبیلای نان و خرما رو آوردن از بچه ها سوال کرد بزرگ شما کیه؟همه یه خانم قد خمیده رو نشدن دادن؛همه زینب و نشون دادن ..." اومد ام حبیبه،گفت چرا این نان و خرماها رو نزاشتید بچه ها بخورن؟گفت صدقه بر ما حرامه" گفت خانم جان صدقه نیست نذره ...."گفت ام حبیبه نذرت چیه؟گفت نذر من اینه هر کاروانی اومد تو این شهر نان و خرما نذر می کنم،نذرم اینه یه دفعه دیگه خانمم زینبو ببینم ..." یه موقع زینب صدا زد ام حبیبه" نذرت قبول شد ... من زینبم ...." گفت اگه تو زینبی چرا قدت خمیده؟چرا موهات سپید شده؟باورم نمیشه تو زینبی ،اون زینبی که من میشناسم"هیچ موقع از حسین جدا نمیشد ..." یه موقع عقیله ی بنی هاشم حضرت زینب صدا زد ام حبیبه اون سری که بالا نیزه ست سر حسینه ...." حسین لذا چند روز اهل بیت ابی عبدالله رد تو یه خرابه ای نگه داشتن،نه بامی نه در " ده هزار نفر نوشته مرحوم اشتهاردی شهر رو محاصره کرده بودن گفتن الان جیگر بچه های حسین رو میسوزونیم"چی کار کردن؟شروع کردن غذا پختن ...." بچه ها زینب و میگرفتن،عمه ما گرسنمونه ...." زخانه ها بوی طعام می آید ..... اینم برا شهدا،شهدای مدافع حرم زینبی؛ دارن حرکت می کنن،یه موقع زینب دید شمر و زجر ابن قیس و سنان و دیگر نانجیبا دارن به رباب میخندن ...." آخ آخ ..... یه نگاهی کرد حضرت زینب دید رباب دستاشو داره تکون میده ،اما خوابه ...."گفت خانم جان،رباب،همسر برادر بیدار شو ببین این نانجیبا دارن بهت میخندن ....." گفت خانم جان خوابم برد ؛ خواب علی اصغر و دیدم..... خواب دیدم علی اصغر تو بغلمه،دارم براش لالایی می گم ..... دستمو تکون میدادم ........." حسین .......... غم عشقت بیابون پرورم کرد ....... هوای وصل بی بال و پرم کرد ...... ای دل .....ای دل ..... به ما گفتی صبوری کن صبوری صبوری، طرفه خاکی بر سرم کرد ...... دلم را هر چه میخواهی بسوزان تنم را هرچه میخواهی بلرزان ولی در کوچه های کوفه و شام .... به پیش چشم نامحرم مگردان ... حسین .........
بسم الله الرحمن الرحيم ( با سلام بر حضرت ابالفضل علیه السلام) السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَبْدُ الصَّالِحُ الْمُطِيعُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَ سَلَّمَ السَّلامُ عَلَيْكَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ مَغْفِرَتُهُ وَ رِضْوَانُهُ وَ عَلَى رُوحِكَ وَ بَدَنِكَ 🔸بیا یا بـــن الحسن جانم فدایت 🔸تمــــــام زندگی باشد برایت 🔸بیا یا بـن الحسن دردم دوا کن 🔸مرا با دیدنت حاجت روا کن 🔸بیا یا بن الحسن دورت بگردم 🔸بیا تــا دست خالی بر نگردم اَللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّهِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَهِ وَفی کُلِّ ساعَهٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً. یا صاحب الزمان...
متن روضه 1 🔸ای اهل حرم میرو علمدار نیامد 🔸سقای حرم سید و سالار نیامد یاابالفضل العباس باب الحوائج... اقا جان.... امشب اومدیم در خونه شما اقای من... آقا امشب کلیمی ها... امشب مسیحی ها میان در خونتون... دست خالی ردشون نمیکنی آقا... من که یه عمره گدای در خونه شمام.... ما که یه عمره گدای در خونه شماییم... میشه یه نگاهی هم به مجلس ما کنید آقا.... خدا ميدونه ... اینها همشون عاشق شما هستند... امشب به عشق ابالفضل اومدند آقا... به یه امیدی اومدند آقا... خیلی ها مریض دارند... گرفتارند...حاجت دارند... 🔸سقای حرم میر و علمدار نیامد روز عاشورا وقتی صدای غربت ابی عبدالله بلند شد... ابالفضل العباس سریع خودش رو رسوند کنار برادر... صدازد ‌آقا جانم... قَدْ ضَاقَ صَدْرِي دیگه سینه ام تنگ شده... دیگه طاقت ندارم صدای غربتت رو بشنوم... ‌ اجازه میدان بده ... ابی عبدالله فرمودند.. برادرم... يا أَخِي أَنْتَ صَاحِبُ لِوَائِي تو علمدار منی .‌.. تو پرچمدار منی .. عباسم میخای بری برادرت رو تنها بگذاری... تمام دلخوشی بچه ها تویی عباسم... این بچه ها میان نگاه میکنند میبینند... هنوز خیمه عباس برپاست خوشحال میشند... فَاطْلُبْ لِهَؤُلَاءِ الْأَطْفَالِ قَلِيلًا مِنَ الْمَاءِ میخواهی بری اول برا بچه ها آب بیار عباسم... صدا زد سمعا و طاعتا مولای... عباس علمدار مشک و گرفت... حرکت کرد... اما دید صدای غربت بچه های حسین بلنده... هی بچها میگن االعطش العطش... خدا ميدونه چه کرد صدا العطش بچه ها با دل عباس... رفت به سمت شریعه ی فرات... دیدن مشک رو پر از آب کرد ... دست برد زیر آب... میخواد آب بنوشه اما... ذَكَرَ عَطَش الحسين و اهل بيته یادش اومد از لب تشنه ی حسین... یادش اومد از لب تشنه علی اصغر یادش اومد از لبان تشنه بچه های ابی عبدالله... آی عباس تو میخای آب بنوشی... درحالیکه بچه های حسین توی خیمه ها تشنه اند... صداشون به ناله بلنده... هی میگن العطش... برگشت به سمت خیمه ها... یه نانجیبی خدا لعنتش کنه... دست راست حضرت رو قطع کرد... صدا زد... وَ اللهِ اِنْ قَطَعْتُموا يَميني، اِنّي اُحامي اَبَداً عَنْ ديني بخدا اگه دست راستم رو قطع کنید من از دینم دست برنمیدارم... یه نانجیبی هم دست چپ آقا رو قطع کرد... (یارب مکن امید کسی را تو ناامید) همه ی امید اباالفضل اینه آب رو به خیمه ها برسونه... 🔸ای مشک تو لااقل وفاداری کن 🔸من دست ندارم تو مرا یاری کن 🔸من وعده آب تو به اصغر دادم 🔸یک جرعه برای او نگهداری کن چهار هزار نفر کمان دار دور آقا رو گرفتند... هرکسی تیری از کمان رها میکنه... یک تیر آمد و به مشک اصابت کرد... آب روی زمین ریخت..‌. ‌یا زهراا ... همین جا بود که دیگه امید اباالفضل نا امید شد... آقا جانم ابالفضل ....اینام امشب به یه امیدی اومدن درخونه ی شما آقا... فَوَقَف متحیرا متحیر ایستاد... دیگه دست دربدن نداره... آب هم نداره... با چه رویی برگرده به سمت خیمه ها... در همون حالت تیری آمد و به چشم مبارک.... ای وای... ای وای... هرچی سر رو حرکت داد این تیر از چشم بیرون نیومد... سر رو خم‌ کرد... ‌‌ نانجیب... آنچنان با عمود آهنین بر فرق ابالفضل زد... صدای ناله اش بلند شد... (یا اخا ادرک اخاک) برادر حسین به فریادم برس یاصاحب الزمان منو ببخشید آقا... هر کسی از بلندی بر زمین میخوره... اول کاری که میکنه دستانش را سپر میکنه... عباس که دست در بدن نداشت... بمیرم باصورت به زمین افتاد... تا صدای ابالفضل رو ابی عبدالله شنید... خودش رو سریع رساند کنار برادر... خدایا چکار کردن با برادرم... اومد کنار بدن عباسش نشست... صدا زد... 🔸گر نخیزی تو زجا کار حسین سخت تر است برادرم عباسم پاشو ببین دیگه تنها شدم 🔸نگران حرمم آبرویم در خطر است آی برادر خوبم... بلند شو ببین بچه ها بهونه ی آب گرفتند نه... میگن دیگه آب هم نمیخواهیم... بگید عموجانمون عباس برگرده... 🔸قامت خم شده را هر که ببیند گوید‌ برادر ببین دیگه قدم خمیده... 🔸بی علمدار شده دست حسین بر کمر است نگاه کرد به بدن عباسش... دید دستهای برادر رو قطع کردن... تیر به چشم عباسش زدند... عمود آهنین به فرقش زدند... بدن رو قطعه قطعه کردند... طاقت نیاورد... دستهاش رو گذاشت روی کمر... صدا زد... اَلآن اِنْکَسَر ظهری، وَقَلَّتْ حیلتی ، وَشَمَتَ بی عدوّی الان کمرم رو شکستند... بلند شو عباسم ببین دشمن داره به من میخنده... 🔸تا تو بودی خیمه ها آرام بود 🔸دشمنم در کربلا ناکام بود 🔸تا تو بودی خیمه ها پاینده بود 🔸اصغر ششماهه ی من زنده بود 🔸تا تو رفتی چهره ها نیلی شدند 🔸دستها آماده سیلی شدند
سلام ودرود 👌  •-----🖤═✾🌺✾═🖤-----• خاکت به سر دنیا که دنیامو گرفتی باشه دنیا خاکت به سر که سرور هامو گرفتی باشه دنیا باشه دنیا میفتم از پا    باشه‌دنیا(۲) دشمنا کنن تماشا   باشه‌دنیا(۲) پسرم شد ارباََ اِربا   باشه‌دنیا(۲) کشتنش گرگای صحرا  باشه‌دنیا(۲) باشه ببین میپیچه اکبر   توی‌خونش(۲) باشه ببین داره یه بابا میبینه داغ جوونش ای بی وفا زمونه اکبر من جوونه... از داغ تو دارم علی از پا میشینم پاشو بابا من باورم نمیشه چی دارم میبینم پاشو بابا . . . پا نکش به روی خاکا پاشو بابا(۲) کوریه چشمای دنیا پاشو بابا(۲) آخ وای من بیچاره لیلا پاشو بابا(۲) اومدن کمک جوونا پاشو بابا(۲) پاشو علی بریم به خیمه نازنینم نازنینم پاشو علی یه بار دیگه قد و بالاتو ببینم ای بی وفا زمونه اکبر من جوونه... ای جون من جوونه من جوونیه من علی اکبر رحمی بکن به قامت کمونی من علی اکبر ای جون من جوونه من جوونیه من علی اکبر رحمی بکن به قامت کمونی من علی اکبر انقدر نزن تو پرپر علی اکبر(۲) میکشی منو تو آخر علی اکبر(۲) زدنت تموم لشکر علی اکبر(۲) پاره تن پاشیده پیکر علی اکبر(۲) انقدر نزن تو پر پر علی اکبر(۲) پاشیدیو پاشیده از هم جیگر من خاکت به سر دنیای نامرد چی آوردی به سر من ای بی وفا زمونه اکبر من جوونه....  
Beynolharameyn.IR92-10-08 (4).mp3
زمان: حجم: 9.2M
نوحه حضرت عباس علیه السلام خاکت به سر دنیا موکب قرارگاه صف قرارگاه صف @GRARGAHSAF2
‍ ‍ سینه زنی با وروضه حضرت اباالفضل ع خیلی دعا کردم نشدمشک و بغل کردم نشد داداش حسین شرمندتم ، رفتم که برگردم نشدچشمام نمیبینه داداش ، بدجوری دستام خالیه هر کار میشد کردم نشد ، شرمنده مشکم خالیه از ناقه افتادم زمین دستام برام کاری نکردتا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرددندون گرفتم عشق تو ، سینه سپر کردم نشدخواستم علمداری کنم رفتم که برگردم نشدرفتم که برگردم نشد رفتم که برگردم نشد خیلی دعا کردم نشدمشک و بغل کردم نشد داداش حسین شرمندتم ، رفتم که برگردم نشدچشمام نمیبینه داداش ، بدجوری دستام خالیه هر کار میشد کردم نشد ، شرمنده مشکم خالیه از ناقه افتادم زمین دستام برام کاری نکردتا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرددندون گرفتم عشق تو ، سینه سپر کردم نشدخواستم علمداری کنم رفتم که برگردم نشدرفتم که برگردم نشد رفتم که برگردم نشد تا اسمون رفتم نشد با چشم بارون رفتم نشد با چشم تر دیدم ترو قلبم پر از خونشد نشد ای آبروی هردوعالم ای نام تو مونس من چشمم پر از تیره نشد عباس زمینگیره نشد ای سید واقای من ای تا ابد مولای من دردمرا درمان تویی سرمراسامان تویی سیمای تو ارامشم دیدار تو شد خواهشم رفتم که اب اورم برای طفلان حرم شرمنده ام اقا نشد
متن نوحه حیدره یا که ابن الحیدره جواد مقدم ───┤ ♩♬♫♪♭ ├─── حیدر یا که ابن الحیدره؛ جبرییل روی شونش میپره… زلزله نبرد عباس و پس لرزش؛ حمله های اکبره نور پیشانیت فوق جنان؛ کشتی حسینه و تویی بادبان! پهلوانان نمیمیرن به حق؛ تا ابوالفضل تو هستی پهلوان آقام ابالفضل آقام ابالفضل… والله در چهرش حیدر نهان؛ این عیان است چه حاجت در بیان وقتی نام ابالفضل میبری؛ اذا زلزلت الارضی بخوان! دل رو دیوانه و آواره کرد؛ دشمن را خیره و بیچاره کرد وقتی با هیبت حیدر قسم؛ آن امان نامه را او پاره کرد! آقام ابالفضل آقام ابالفضل
کربلایی جواد مقدم4_5992555245752815091.mp3
زمان: حجم: 4.4M
👆نوحه👆حضرت ابوالفضل العباس موکب قرارگاه صف قرارگاه صف @GRARGAHSAF2
‍ نوحه سینه زنی و زنجیر زنی حضرت عباس به روی دوشش مشک و ذکر لبش زهرا مدد بگیرد هر دم ز فاطمه سقا ذکر لبش زهرا ، ذکر لبش زهرا ذکر عطش آید از خیام عاشورا رود که آب آرد با ذکر علی مولا ذکر لبش زهرا ، ذکر لبش زهرا شش ماهه تلذی کند و در تب و تاب است قلب همه اهل حرم از غصه کباب است ای میر و علمدار ، ای یار وفادار یا ابوفاضل ، مدد مدد سقا(۲) ایا گروه اعدا ساقی عطشانم ز تشنگی بی تابند به خیمه طفلانم ساقی عطشانم،ساقی عطشانم منم که پور حیدر حافظ قرآنم منم که سربازی بر شاه شهیدانم ساقی طفلانم،ساقی طفلانم دستم بِبُرید و مزنید مشک مرا تیر در خیمه بود منتظر آن کودک بی شیر مولای غریبم،مولای غریبم یا ابوفاضل، مدد مدد سقا(۲) بیا برادر جانم برس به فریادم لحظه ی آخر بنما دمی تو امدادم برس به فریادم، برس به فریادم به ضرب قوم اعدا ز مرکب افتادم بیا به بالین من بکن دمی شادم برس به فریادم،برس به فریادم فریاد بُنَیَّ برسد از دل صحرا آمد به ملاقاتم اخا ام ابیها مولای غریبم،مولای غریبم یا ابوفاضل مدد سقا(۲) شب نهم محرم
نوحه شور سرپایی امام حسین(ع) ☑️ 👤 ✍ (یاحسین ثارالله یا اباعبدالله)۲ مگذارید که زینب به اسیری برود               مگذارید به نی راس امیری برود                        به سوی شام بلا ماه منیری برود                                   برسرنیزه سرطفل صغیری برود (یاحسین ثارالله یا اباعبدالله)۲ مگذارید به گُل سیلی کینه بزنند     تازیانه  ز جفا بهر سکینه بزنند  (یاحسین ثارالله یااباعبدالله)۲ مگذارید  رقیه  غم  بابا  بیند (مظلوم حسین، شهید حسین، غریب حسین، عطشان حسین) مگذارید شرر سایه ی دین بر چیند مگذارید نگون پرچم عباس شود       گلشن کرببلا کم ز گُل یاس شود مگذارید که گُل مضطرودلگیر شود       سرجداازتنِ آن کودکِ بی شیرشود (یاحسین ثارالله یااباعبدالله)۲ مگذارید که پژمرده شود لاله ی باغ            بردل مضطرزینب بنهد دشمن داغ   مگذارید عدو طعنه به زینب بزند     خیزران برسرببریده وبرلب بزند (یاحسین ثارالله یااباعبدالله)۲ مگذارید که زینب تنِ بی سر بیند (مظلوم حسین،شهید حسین، غریب حسین، عطشان حسین)   برروی خاکِ بلا نعشِ برادر بیند مگذارید که آتش به حرم افروزد  خیمه هاازستم وجهل وعداوت سوزد مگذارید که برنی سر اکبر گردد     ماتم داغ جوان حاصل مادر گردد (یاحسین ثارالله یااباعبدالله)۲ مگذارید که برنی سراصغرگردد داغ شش ماهه گران تاصفِ محشرگردد مگذارید که بر نیزه سر شاه رود    رو سویِ شامِ بلا طلعتِ آن ماه رود مگذارید که پژمرده گُلِ یاس شود      بر سر نیزه سرِ حضرت عباس شود (یاحسین ثارالله یااباعبدالله)۲ مگذارید که گُل خسته زگلزار رود     زینبِ زار سویِ کوچه و بازار رود   مگذارید که این قافله بی نام رود      راس هفتادودو پروانه سوی شام رود (یاحسین ثارالله یااباعبدالله)۲ خون زچشمان پرازاشک ببارد زینب  مثل مرغی که پروبال ندارد زینب مگذارید که لب تشنه بماند زینب   بذرِ غم در دلِ خود باز نشاند زینب مگذارید که اصغر بشود پاره گلو    جای آب آن گُلِ شش ماهه خورد تیرِعدو   (یاحسین ثارالله یااباعبدالله)۲ مگذارید به خون دیده ی پراشک شود    پاره از خنجر خصمان خدا مَشک شود مگذارید جدا دستِ علمدار شود  غرقِ خون پیکرِ آن ساقی و سالار شود آتش ونیزه کجا دیده ی خونبار کجا            زینبِ زار کجا کوچه و بازار کجا (یا حسین ثارالله بااباعبدالله)۲ من و این روضه ها الحمدالله من ویادِ شما الحمدالله من از این روضه هزاران خیر دیدم شدم حاجت روا الحمدالله رسد روزی که در سجده بگویم رسیدم کربلا الحمدالله بر مشامم میرسد هر لحظه بوی کربلا بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا ای بی کفن حسین وای دور از وطن حسین وای خونین بدن حسین وای ای تشنه لب حسین وای کو اکبر حسین وای کو اصغر حسین وای کو عباس حسین وای کو قاسم حسین وای عبدالله حسین وای (تشنه ی آب فرات)۲ تشنه ی آب فراتم ای اجل مهلت بده تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا را صلوات
ساقی امو کرببلا شده میخانه ام مست ز جام شهدا شده پیمانه ام عباس علمدار، علم گیر، علمدار آب فرات از غم تو گشته گریان بنگر به دستان تو، ای ساقی بی دست چشمان تو، سرمست ز جام الست آتش زده بر جان من، این غم و این درد حنجر حسین، اینگونه نشسته زرد ساقی امو، کرببلا، شده میخانه ام مست ز جام شهدا شده پیمانه ام ای ماه بنی هاشم، ای مظهر ایثار دشمن ز جبین تو، دیده شرار دین را تو خریدی به خونت ای دلیر شد کربلا، میخانه و تو امیر ساقی امو، کرببلا، شده میخانه ام مست ز جام شهدا شده پیمانه ام
زمینه تاسوعا حضرت اباالفضل العباس علیه السلام غوغا غوغاست چه قیامتی توی نخلستوناست نوک نیزه‌هایی که پرتاب میشه سمت سقاست غوغا غوغاست دوتا دست بریده رو خاک پیداست پهلوونو دوره کردند نامردا خیلی تنهاست عَلم و اُفتادو علمدار زمین افتاده پسر اُم‌بنین توی کمین افتاده کاشکی این صحنه‌ی جانسوزو نبینه زینب که چه ضربه‌ی عمودی به جبین افتاده شیر گرفتار شده اسیرِ اشرار شده داره میخنده لشکر حسین بی یار شده وای حسین وای عباس بین لشکر ، تا ابالفضل رو زمین افتاد با سر یهو کف زدند بهم تبریک گفتن قوم کافر مادر مادر زودتر از حسین رسید بالای سر خونِ چشمای ابالفضلُ پاک کرد یاس پرپر چه کسی ماهُ تا الان ، توی خون دیده کمر شاه شده خم ،بدنش لرزیده قمرالعشیره رو چَشم زدند نامردا بسکه با نیزه زدن تنش به خاک چسبیده وای برادر اُفتاد دست زِ پیکر اُفتاد پیش نعش عباس حسین با سر افتاد شیر گرفتار شده اسیرِ اشرار شده داره میخنده لشکر حسین بی یار شده وای حسین وای عباس شد بیچاره کیو دیگه مادره اصغر داره دیگه از چشم رُباب بعد عباس خون میباره در آزاره حرمی که بی یل و بی سالاره دیگه بعد عمو میشن دخترها بی گوشواره میاد از دور حسین ولی سرش پایینه رو زمین میخوره هِی ، داغ برادر اینه میکنن تجربه، کوچه گردی رو بی عباس بی عمو شدن واسه اهل حرم سنگینه شد حرم جون بر لب اهل خیمه در تب بی اباالفضل ای وای اسیر میشه زینب 〰〰〰〰〰〰