eitaa logo
موکب قرارگاه صف(عس) 🇮🇷
85 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
953 ویدیو
52 فایل
🇮🇷🏴 #موکب_قراگاه_صف @GRARGAHSAF2 GRARGAHSAF ارتباط https://mahdishorjh.blogfa.com/ https://eitaa.com/joinchat/139854710C701a7b7479
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🍃الحمدالله کماهواهلــــــــــــــــــــــــــه الســـــــــــــــلام وعلیـــــــــــک یا علی بن موسی الرضا علیه السلام 🍃 وقت_سلام✋🕗 هرکسی رالطف حق صبر و قراری داده است رشته ای از نورِ خود را در دلش بنهاده است آن زمانیکه محبت را خدا قسمت نمود قرعه ی ما هم علی موسی الرضا افتاده است یاامام_رضاجانم✋   اللهّمَ صَلّ عَلے عَلے بنْ موسَے الرّضا المرتَضے الامامِ التّقے النّقے و حُجّّتڪَ عَلے مَنْ فَوقَ الارْضَ و مَن تَحتَ الثرے الصّدّیق الشَّهید صَلَوةَ ڪثیرَةً تامَةً زاڪیَةً مُتَواصِلةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَـہ ڪافْضَلِ ما صَلّیَتَ عَلے اَحَدٍ مِنْ اوْلیائِڪَ أَلَا بِذِکرِاللَّهِ تَطْمَئِـنُّ الْقُلُــوبُ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 ختم مادر فاطمه زهرا سلام الله امام حسن عسکری(ع) (کاربرد هفتم چهلم ) بسم الله الرحمن الرحیم یا رحمن یا رحیم یا فاطِمَةُ الزَّهْراءُ، یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ، یَا قُرَّةَ عَیْنِ الرَّسُولِ، یَا سَیِّدَتَنا وَ مَوْلاتَنا إِنَّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِکِ إِلَی اللّٰهِ وَ قَدَّمْناکِ بَیْنَ یَدَیْ حاجاتِنا، یَا وَجِیهَةً عِنْدَ اللّٰهِ اشْفَعِی لَنا عِنْدَ اللّٰهِ؛ 🔸آبروی اهل دل از خاک پای مادر است 🔸هرچه دارند این جماعت از دعای مادر است 🔸آن بهشتی راکه قرآن می کند توصیف آن 🔸صاحب قرآن بگفتا زیرپای مادر است ⬅️مراسم امروز به مناسبت سالگرد درگذشت مادری مهربان خواهری دلسوزبرگزار گردید خانواده محترم.شما یک ساله جای خالی مادرو احساس می کنید خدا صبرتون بده انشاالله هیچ کسی را داغ مادر نشان نده اما زبان حال بچه این مادر رو بگم.. 🔸همی نالم که مادر در برم نیست 🔸صفای وسایه او برسرم نیست 🔸مرا گر دولت عالم ببخشند 🔸برابر با نگاه مادرم نیست ⏪مادرجان چقدر زود سفر کردی مادرخوبم هنوز زود بود که مایتیم بشیم مادر هرگوشه خونه رو نگاه می کنیم جای خالی تورا می بینیم مادرم خداکنه هیچ کسی را گرفتار نکنه واقعا لحظات سختی است انشاالله خداوند به شما صبر بده ⬅️ اما دلها امده شد بریم مدینه دلها بسوزه برای ان مادری که نیمه شب غسل دادند بمیرم چه کرد مولا علی به وصیت زهرا😭 میگن شبانه بدن زهراش را ارام غسل داد اسماء روی بدن زهرا آب می ریخت یک وقت اسماء متوجه شدامام علی علیه السلام دست ازغسل کشید دست بر دیوار غربت گذاشت صدای ناله آقا امام علی بلندشد لا اله الا الله.. صدازدعلی جان چرا بلند گریه می کنید.شما مارا سفارش کردید آرام گریه کنید چرا خودت بلند گریه می کنی صدا زد اسما دست روی دلم نگذار حالا دستم رسید به بازوی ورم کرده زهرا .. یاد شهدا امام شهدا اموات جمع حاضر الخصوص روح این مادر فیض ببرد اما عزیزان داغ دیده روز شهادت امام حسن عسکری (ع) است یک جمله دراین خصوص بگم همه اموات فیض ببرند ⏪امروز سامرا چه خبر بود؟ امام زمان در سن کودکی بر بدن نازنین بابا نماز خواندند شیعیان و دوستان بودند ، بدن آن امام را با عزت و احترام تشییع نمودند سامرا ، کنار قبر پدر بزرگوارشان امام هادی آن بدن دفن شد . دلهاتان آماده است یک جمله بگویم : بفدای آن بدنی که خواهرش زینب نشناخت ، دیدند زینب خیره خیره به آن بدن نگاه می کند یک وقت هم صدا زد : آیا تو حسین منی همه صدا بزنید حسین ... الالعنة الله علي القوم الظالمين و سيعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبون احمد بهزادی 🏴🏴🏴🏴🏴 1404/6/8
شعله ور است از دلم.mp3
زمان: حجم: 2.4M
🏴 🏴 🍀 با مداحی حاج جواد حسن زاده 🍀 ✍شاعر:میثم مومنی نژاد ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ شعله ور است از دلم آتش زهر جفا بر جگر پاره ام گریه کند سامرا گریه کند بر غم و حال پریشان من گریه کند روز و شب بر من و زندان من خانه ام زندان و من اسیر بودم در دست دشمن اسیر وا غربتا...... ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️ حاصل زهر جفاست این تن لرزان من کاسه ی آب میخورد بر لب و دندان من آمده در خاطرم ماتم بزم یزید داغ لب و خیزران راس حسین شهید چوب کین بر لبها میزدند قاری قرآن را میزدند وا حسینا..
. پایان عزا شصت و نه روز عزا رفت ونشد یک خبری چشم ها خیره به در مانده ولی در سفری صاحب ِخانه ای و خانه ی تو غصب شده از چه در بین بیابان همه دم دربه دری دق نکردیم چرا از غم تنهایی تو سالها منتظر سیصد و اندی نفری یک خبر می دهی از خود، نگران تو شدیم ناخوش احوال، از آن روضه ی شام و سحری موقع روضه کسی هست به دادت برسد؟ کاش می شد که مرا هم به خیامت ببری هشتم ماه ربیع، باز رسید ای مظلوم سامرا رفته ای و فکر عزای پدری تن لرزان پدر، آتش قلبت شده است شده تبدار و تو از ناله ی او خون جگری کاش می بود کسی بابت دلداری تو آن زمانی که تو از داغ پدر محتضری داغ سنگین پدر دیده ای اما صد شکر روبروی تو نرفته به روی نیزه سری او شده کشته ولی پیکر او دست نخورد تو ندیدی تن عریان شده و پُر شرری نشدی همسفر قاتل او شهر به شهر بر سرت سنگ نخورده ست میان گذری مجلس باده نرفتی و ندیدی که پدر خیزران خورده لبش در وسط طشت زری آخرین روز عزا، روضه مدینه برود پس تو هم لطمه زنان،از غم مسمار دری ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) .
. 🏴 شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و توسل به امام زمان (عج) عج 🏴بند اول حرم سامرای تو،قبله ی قلب من آقا یاابالمهدی عسکری،سیدی یاحسن آقا میباره از دستای تو،بارون رحمت و کرم منم گدای سامرات،بده به این گدا حرم ای معدن جود و سخا ای سومین ابن الرضا ازت میخوام بهم بدی برگ براته سامرا حجت بر حقه خدا به شیعیان تو رهنما ازت میخوام نیگاه کنی امشبی رو به این گدا مولا یا عسکری مدد 🏴بند دوم دلمو پر میدم میام،توو حرم تو میشینم معجزه ی خدارو من،توو حرم تو میبینم به منکرش لعنت اگه،مریضارو میدی شفا فرقی نداره این حرم،با حرم امام رضا تویی تو ملجا و پناه برای هر چی بی پناه هزارتا مشکل حل میشه به شرطی که کنی نگاه دنیاشو تضمین میکنی هر کی به تو رو بیاره عاقبتش به خیره و غصه توو محشر نداره مولا یا عسکری مدد 🏴بند سوم یه عمره که منتظرم،فصل هم عهدی برسه دعا میخونم تا یه روز،پسرت مهدی برسه جونمو نذرش میکنم،تا که ببینمش یه روز سر میذارم پا قدمش،اگه ببینمش یه روز دلشوره ی اینو دارم بمیرم و نبینمش هی به خودم امید میدم امروز میاد میبینمش من زنده ام به این امید که میرسه صبح سپید با ذوالفقارش میرسه منتقم شاهه شهید عجل امام منتَظَر ✍♩کربلایی امیرحسین سلطانی
متن روضه 2 🔸یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت آجرك الله يا صاحب الزمان... امشب کجا زانوی غم بغل گرفتی... برای غربت امام عسکری زار زار گریه می کنی و... اشک میریزی... 🔸یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت 🔸خون جای اشک می چکد از چشم اطهرت داغ پدر.. خیلی سخته... مخصوصا.. برا کسی که پنج سال بیشتر نداره... مخصوصا.. برای کسی که بابای مهربونی...مثل امام عسکری داره... 🔸داغی نشسته بر جگر داغدار تو 🔸در خون نشسته است دل درد پرورت 🔸قربان آن امام، که در آخرین نفس خدایا امشب خانه امام عسکری چه خبره... 🔸قربان آن امام، که در آخرین نفس 🔸سیراب گشته است به دست مطهرت یکی از سخت ترین لحظات برای فرزند... اون موقعیه که... بابا در بستر احتضار باشه و... فرزند نتونه کاری کنه... امام زمان آمد کنار بابا نشست... هی خیره خیره به صورت قشنگ بابا نگاه میکرد... گریه میکرد... یک وقت امام عسکری فرمودند... پسرم... مهدی جان... تشنه ام بابا... سریع رفتند یک ظرف آبی رو آوردند... خود امام زمان... با دستان مبارک لحظات آخر به بابا آب دادند... پدر رو سیراب کردند... عرضه بداریم... یا صاحب الزمان... خوب شد شما... لحظه آخر کنار پدر بودید... حضرت رو سیراب کردید... نگذاشتید امام عسکری... با لب تشنه از دنیا بره... اما دلها بسوزه برای اون آقایی که کربلا... گودال قتلگاه... با لب تشنه... سر از بدنش جدا کردند... 🔸مگر به کرببلا آب قیمت جان است 🔸چرا نگفته کسی این حسین مهمان است فقط همین رو بگم... وقتی ذوالجناح برگشت به طرف خیمه ها... دختر ابی عبدالله اومد کنار ذوالجناح... صدا زد... ذوالجناح... میدونم بابام رو به شهادت رسوندند... میدونم سر از بدنش جدا کردند... فقط بهم بگو... آیا بهش آب دادند یا نه... یا جَوادَ اَبی هَل سُقِیَ اَبی اَم قَتَلُوهُ عَطشاناً 🔸چرا به تشنه لبان هیچ کس جواب نداد 🔸به کام تشنه شان یک دو جرعه آب نداد
متن روضه 1 🔸تسلیت ای حجّت ثانی عشر یابن الحسن آجرک الله یا صاحب الزمان 🔸تسلیت ای حجّت ثانی عشر یابن الحسن 🔸زود بود از بهر تو داغ پدر یابن الحسن بمیرم برات یا صاحب الزمان... پنج سال بیشتر نداشتید اقا... داغ بابا رو به دلتون گذاشتند... 🔸قلب بابت از شرار زهر دشمن آب شد 🔸سوخت جسم و جانش از پا تا به سر یابن الحسن از همینجا یک کاروان دل بریم... خانه امام عسکری... 🔸طفل بودی پیش چشمت چشم بابا بسته شد 🔸تو نگه کردی و او زد بال و پر یابن الحسن راوی میگه لحظات آخر... دیدم امام عسکری در بستر بیماری... فرمود برید پسرم مهدی رو خبر کنید... بگید پسرم بیاد... میگه رفتم داخل حجره نگاه کردم دیدم... یه آقازاده خوش سیمایی... صورت مبارکش مثل ماه میدرخشه... مشغول عبادت خداست... (الهی... یعنی میشه ما زنده باشیم یک روز چشم ما هم به جمال دلربای یوسف فاطمه روشن بشه) عرضه داشتم آقا جان... حال امام عسکری منقلبه... میگه تا بر پدر وارد شد... نگاه امام عسکری به جمال دلربای مهدیش افتاد... صدا زد... یا سَیِّدَ اَهْل ِبَیْتِهِ... إسْقِنِی الْمَاءَ... پسرم مهدی جان جرعه آبی برام بیار بابا... فَاِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی... من دیگه رفتنیم بابا... دیگه بعد از من یتیم میشی بابا... دیگه بعد از من غریب میشی بابا... پسرم.. بعد از من سر به بیابون ها میزاری... همه تنهات میگذارند... خدا ميدونه... خیلی سخته برا فرزندی ببینه... جلو چشمانش بابا داره جان میده... نتونه کاری کنه... اما هر طوری بود لحظات آخر... حضرت با دستان مبارک به پدر آب دادند... نگذاشتند امام عسکری با لب تشنه از دنیا برند... عرضه بداریم یا صاحب الزمان... خوب شد لحظات جان دادن شما کنار بابا بودید... پدر رو سیراب کردید... 🔸پدرت لحظه های آخر عمر 🔸آب از دست پاکتان نوشید اما یا صاحب الزمان... میخوام بگم... 🔸دم آخر پسر نداشت حسین آی کربلایی ها... آماده ای بگم یا نه... 🔸دم آخر پسر نداشت حسین 🔸تشنگی از گلویش می جوشید مردم.. من از شما سوال میکنم... لحظه آخر پسران ابی عبدالله کجا بودند؟... عزیزان ابی عبدالله کجا بودند سر بابا رو در آغوش بگیرند... یک طرف علی اکبر... با بدن قطعه قطعه... روی زمین کربلا... یک طرف دیگه هم امام سجاد... از شدت بیماری... با صورت به زمین افتاده... نميتونه از جاش بلند شه... لحظات آخر هر چی نگاه کرد ابی عبدالله... دید کسی نمیاد کنارش... یا صاحب الزمان منو ببخشید آقا... یک وقت چشمان مبارک باز کنه ببینه... ( وَ الشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِكَ، وَ مُولِـغٌ سَيْفَهُ عَلى نَحْرِكَ ) شمر روی سینه حسین... خنجر برهنه کرده... تسلای دل امام زمان... ناله بزن یاحسین... 🔸مولا چه عاشقانه به معراج رفته بود 🔸وقتي که زير چکمه ي آن نانجيب بود 🔸پيچيده بود ناله ي زينب ولي چه سود 🔸تنها سلاح خواهرش" امّن يجيب "بود
. ای سرا پا حُسن حی ذوالمنن سومین ابن الرضا دوم حَسن ای هزاران آفتابت مشتری یا ابا المهدی امام عسکری اسوه ی تقوا خدایی بنده ای همچو جان در جسم ایمان زنده ای دُر دَه دریا و بحر یک گهر آن گهر خود حجت ثانی عشر با همه درد و غم و عمر کمت تا ابد مرهون احسان عالمت از نماز و از دعای متصل بردی از دشمن کنار حبس دل با خدا پیوسته در راز و نیاز روزها را روزه شب ها در نماز رنج هایت در ره توحید بود سالها یا حبس یا تبعید بود روزگارت شعله ها بر جان فکند دشمنت در برکه ی شیران فکند ایستادی بین شیران در نماز شیرها را جانبت روی نياز الله الله گرد تو درندگان سر فرو بردند همچون بندگان نور علمت از درون حبس ها کرد از ظلمت جهانی را رها ای دمت جان داده بر روح الامین آسمانِ خفته در خاک زمین رهنمای آفرینش کیست تو شهریار ملک بینش کیست تو چشم بد از ماه رخسار تو دور یک جمال و چارده خورشید نور گشت دشمن در جوانی قاتلت کُشت در ماه ربیع الاولت کفر خود را عاقبت معلوم کرد همچو اجدات تو را مسموم کرد سامره شد صحنه ی روز جزا گشت تنها مهدی ات صاحب عزا ای به قربان تو و عمر کمت قلب مهدی داغدار ماتمت بی تو مهدی بی کس و یاور شده طفل تنهای تو تنهاتر شده آه از آن ساعت که با سوز و گداز خواند مهدی بر تن پاکت نماز کرد تا جسم ضعیفت را نظر بر کشید آهی جهانسوز از جگر آسمان دیده اش انجم گریست بین مردم مخفی از مردم گریست گرچه بوده اشک دامن دامنت بود کِی زنجیر و غل بر گردنت جسم تو زخم از دم خنجر نداشت پیکر جد غریبت سر نداشت آه از آن ساعت که زین العابدین پیشوای عابدین و ساجدین دید در گودال خون بر روی خاک پیکر پاک پدر را چاک چاک یوسف زهرا و زخم تیر و سنگ گرگ ها کردند جسمش چنگ چنگ گشت از چشمش روان دریای خون خواست جانش از بدن آید برون همدم او جز شرار تب نبود جان ز کف میداد اگر زینب نبود شعر: استاد سازگار شهادت_امام_حسن_عسکری ع
❣﷽❣ ◼️ 🔳دوبیتی شهادت امام حسن عسکری ع 🔳 بر عسکری آن نور ولایت صلوات بر آن گل گلزار رسالت صلوات خواهی که خدا گناه تو عفو کند بفرست بر آن روح کرامت صلوات فرزند اما دهمین را صلوات مفخر اهل زمین را صلوات عسکری آن گلِ گلزار رسول حجت دین مبین را صلوات دلا دئ آل عبانین جلالینه صلوات پیمبرین اؤزیده همده آلینه صلوات معطّر ایله بو ذکریله محفل عشقی امام عسکرینون گول جمالینه صلوات () عسکری از دار فانی دیده بسته گرد ماتم بر رخ مهدی نشسته گشته سامرا دوباره وادی غم بر پدر، صاحب زمان بگرفته ماتم امشب که زمین و آسمان می‌گرید از ماتم عسکری، جهان می‌گرید جا دارد اگر که شیعه خون گریه کند چون مهدی صاحب الزمان میگرید گه نگاهت را به در ، با یاد مادر دوختی گه ز فرط تشنگی در خویش می افروختی کاسه آبی تا که بر لبهای عطشان تو خورد یاد تشت و خیزران و راس بی تن سوختی شاعر: در ماتم عسکری سما می گرید ارواح تمام انبیاء می گرید زهرا به بقیع حسین در کرببلا در طوس غریب الغربا می گرید شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن محسن بلنج هر کس که رفت دیدن صحن و سرای تو آتش گرفت سوخت وجودش برای تو گنبد شکسته بود و ضریحی نمانده بود افتاده بود پرچم و گلدسته های تو محسن بلنج رخت سیاه داغ پدر کرده ای تنت ؟ قربان ریشه های نخ شال گردنت آماده می کنی کفن و تربت و لحد مرد سیاه پوش، خداوصبرتان دهد محسن بلنج قبر مطهر تو اگر چه خراب شد یا بر حریم تو ستم بی حساب شد و آن دلربا ضریح نهان در تراب شد هرچند قلب شیعه از این غم کباب شد محسن بلنج پدری در دم مرگ است و به بالین پسرش پسری اشک فشان است به حال پدرش پدری جام شهادت به لبش بوسه زده پسری سوخته از داغ مصیبت جگرش گشت بابای تو مسموم از جفا یابن الحسن سوخت از زهر ستم سرتا بپا یابن الحسن عسکری شد کشته از زهر جفای معتمد عالمی ماتمسرا شد زین جفا یابن الحسن ما راه تو را با دل و جان می پوئیم با تو ز غریب سامرا می گوئیم بر بزم عزای پدر مظلومت از مقدم تو نشانه ای می جوئیم از دیده سرشک غم ببارد مهدی بر قبر پدر جبین گذارد مهدی هر جا که عزای عسکری منعقد است بر بزم عزا حضور دارد مهدی هر کس که رفت دیدن صحن و سرای تو آتش گرفت سوخت وجودش برای تو گنبد شکسته بود و ضریحی نمانده بود افتاده بود پرچم و گلدسته های تو شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن در عزای عسگری آید زنای اهل دل صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن عاشقان دارد صفایى سامرا بارگاه جانفزایى سامرا کعبه دلهاى عاشق سامرا قبله جانهاى مایى سامرا هم نجف هم مشهدى و هم بقیع کاظمینى، کربلایى سامرا زائر هر روز تو مهدى بُوَد با نوایش آشنایى سامرا ┈••✾•🌿🌺🌿•✾••┈
متن روضه 2 🔸یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت آجرك الله يا صاحب الزمان... امشب کجا زانوی غم بغل گرفتی... برای غربت امام عسکری زار زار گریه می کنی و... اشک میریزی... 🔸یابن الحسن فدای تو و دیدۀ ترت 🔸خون جای اشک می چکد از چشم اطهرت داغ پدر.. خیلی سخته... مخصوصا.. برا کسی که پنج سال بیشتر نداره... مخصوصا.. برای کسی که بابای مهربونی...مثل امام عسکری داره... 🔸داغی نشسته بر جگر داغدار تو 🔸در خون نشسته است دل درد پرورت 🔸قربان آن امام، که در آخرین نفس خدایا امشب خانه امام عسکری چه خبره... 🔸قربان آن امام، که در آخرین نفس 🔸سیراب گشته است به دست مطهرت یکی از سخت ترین لحظات برای فرزند... اون موقعیه که... بابا در بستر احتضار باشه و... فرزند نتونه کاری کنه... امام زمان آمد کنار بابا نشست... هی خیره خیره به صورت قشنگ بابا نگاه میکرد... گریه میکرد... یک وقت امام عسکری فرمودند... پسرم... مهدی جان... تشنه ام بابا... سریع رفتند یک ظرف آبی رو آوردند... خود امام زمان... با دستان مبارک لحظات آخر به بابا آب دادند... پدر رو سیراب کردند... عرضه بداریم... یا صاحب الزمان... خوب شد شما... لحظه آخر کنار پدر بودید... حضرت رو سیراب کردید... نگذاشتید امام عسکری... با لب تشنه از دنیا بره... اما دلها بسوزه برای اون آقایی که کربلا... گودال قتلگاه... با لب تشنه... سر از بدنش جدا کردند... 🔸مگر به کرببلا آب قیمت جان است 🔸چرا نگفته کسی این حسین مهمان است فقط همین رو بگم... وقتی ذوالجناح برگشت به طرف خیمه ها... دختر ابی عبدالله اومد کنار ذوالجناح... صدا زد... ذوالجناح... میدونم بابام رو به شهادت رسوندند... میدونم سر از بدنش جدا کردند... فقط بهم بگو... آیا بهش آب دادند یا نه... یا جَوادَ اَبی هَل سُقِیَ اَبی اَم قَتَلُوهُ عَطشاناً 🔸چرا به تشنه لبان هیچ کس جواب نداد 🔸به کام تشنه شان یک دو جرعه آب نداد