⋆🫧𝐁𝐥𝐮𝐞𝐖𝐚𝐯𝐞
𓂃 شاد بودم. خیلی خیلی شاد. انگار روز، بیخبر، کلید چراغهایش را برایم تا آخر بالا زده بود. شاید چون
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
𓂃
امروز، جنس ِقلبم از شیشه بود. شیشهٔ رنگی و لعاب دار و زیبا نه،
شیشهٔ نازک و بیرنگ ِظریفی که ناگهان ترک برمیدارد.
با ضربهای کوچک، شکست
و وقتی شکست تکههای ریز و درشتش پخش شدند.
هر تکه یادآور ِیک زخم، یک خاطره، یک کاش ِاز دست رفته..
من سعی کردم تکههارا جمع کنم،
اما هربار که دست میکشیدم روی تکه شیشههای برنده،
لبهٔ تیزی، زخمی تازه برجای میگذاشت.
خورده شیشهها، همانهایی که روزی در کنار هم، قلب بودند..
و هرکه نزدیک میشد حتی با نیت خوب کمک، نمیدانست که دستش را خواهد برید...
تکههارا به سختی جمع کردم. و دوباره شکل ظاهری قلب را برایش ساختم.
اما شیشهای که شکسته، با چسب به شکل اولش در میآید؟
نه... فقط میتواند تظاهر کند؛ خط ُخشها میمانند و یادآور زخمها هستند.
قلب ِشیشهای ِمن، شکست. اما باز، از نو ساختمش.
حالا امشب؛
شیشهٔ دلم، دلتنگ است..
خیلیخیلی زیاد.
- نامهٔ روز ِششم، بجامانده از لونآی ِخـآکستری
هدایت شده از ⋆🫧𝐁𝐥𝐮𝐞𝐖𝐚𝐯𝐞
𝘓𝘢𝘭𝘢𝘦𝘪4_5816500709473915408.mp3
زمان:
حجم:
4.2M
آرامشِشب،مهمونِچشمات..
شبتآروم:)
⋆🫧𝐁𝐥𝐮𝐞𝐖𝐚𝐯𝐞
🎧 چالش 50 روز نوشتن :: 1. شخصیت خود را توصیف کنید . 2. چه چیز هایی باعث
-روزِ²²
ترجیح میدم چیزی نگم..