هدایت شده از 𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
شب تاریک است و نوای موج دریایی که رو به روی خانه کوچکمان است،ذوق زیر دلت را به شور می آورد.امشب جای تو کنار من امن است.چشمهایت را بر دست پرده های رقصان در باد بسپار.نویسندگی رویای امشبت در دستان ستاره ها و کارگردانی آن توسط مهتاب برای تو خواهد بود ماهزادم؛خوب و آرام بخوابی نسخه تک دانه کهکشان.
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
·⁺˚*•✭•*˚⁺‧⁺˚*•✮•*˚⁺‧⁺˚*•✭•*˚⁺‧
اینکه کنارت باشم و در میان آغوشم لانه کنی؛تا سحرگاه عطر موهایت در بند بند وجودم تزریق شود و چیزی جز صدای ملایم قلب هایمان که چطور در کنار هم راضی از تپش هستند،نباشد.
نوازشت کنم و دردهایی که به تنهایی متحمل شدی را بر جانم بخرم.
_HYUN
من به شدت آدم تدریجی هستم.به تدریج ازت سرد میشم به تدریج متنفر میشم و یهو تمام این ملایمت ها به سکوت تبدیل میشه.به سردی با تو؛
به بی محلی به حسودی نکردن و جواب دادنای سربالا...
تدریج رفتارت منو از تو برای همیشه میگیره.چیزی که میتونستم برات باشم و چه بسا بودم اما حواست جای دیگه پرت بوده.
اگه یه روز دیگه از خوب بودن حالت مطمئن نشدم،با شنیدن صدات لبخند نزدم،ویساتو رو حالت تندش گوش کردم و دلم نخواست که ازت خبری داشته باشم؛بدون تدریج باعث انکارت شد.انکاری که انگار از اول برام وجود نداشتی.
_HYUN
بدون ترس و تردید،بدون ارواح گذشتهاش،کلماتش نرم و خسته اما واقعی بودند.مانند یک نعمت بر او فرود آمدند،همانطور که بالاخره کاملاً باور کرد.همانطور که بالاخره نه فقط آن مرد بلکه اجزای وجودش که قول داده بود باشد.مردی که همیشه میخواست باشد،مردی که لیاقتش را داشت.مردی که میتوانست آن را در آغوش بگیرد؛کسی که میتوانست دوستشان داشته باشد،کافی باشد...
همانطور که فاصله،گناه، ترس،بالاخره....
بالاخره شروع به محو شدن کرد.آینده ای نامطمئن اما متعلق به آنها در مقابلشان گسترده شد.او بالاخره شفا یافت.شفایی که از جانب کسی جز خودش بود.
•𝑯𝒀𝑼𝑵
16𝑺𝒆𝒑𝒕𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓2025