صدای خنده هامون وقتی که چیزی جز تاریکی نیست میتونه بهترین ملودی زندگیم باشه.
_HYUN
𝗚𝗥𝗔𝗬 𝗪𝗛𝗜𝗦𝗞𝗘𝗬
دلم میخواد اینجا بمونه....
چون قشنگه چون واقعیه چون از ترس و بی اعتمادی پر نشده
خنده ها و حرفا پر از چیزای بیخود ولی دلخوش کنه
دیدن ریلزایی که مارو به خنده ها و پچ پچای یواشکی میکشونه:)
چشمهایش میان دو مردمک تیره او گره خورد.سکوتی از جنس سخن های ناگفته که فقط خودش توانایی خواندن و درکش را داشت.
دستم را میان رشته های خوشرنگ او بردم.اگر میگفتند خدا نیست،پس چگونه چنین فرشته ای در راس نگاهم بود؟چه کسی توانایی خلق چنین شاهکاری را داشت؟
هیچ چیزی قابلیت توصیف او را نداشت.نت های گوش نواز؟طراحی های روی بوم؟چه چیز میتوانست از زیبایی الهه ای بگوید که تک به تک جزئیاتش از عشق و ملاحت لبریز بود...
با ترس از شکست های قبلی و صدایی زمزمه وار پرسیدم:میدونی که چقدر آسیب دیدم و ممکنه ناخودآگاه بهت آسیب بزنم؟یا احساساتت رو جریحه دار کنم؟
به آرامی سر تکان میدهد و نفس حبس شده اش در سینه را بیرون میدهد:احساساتم را جریحهدار کنی؟ من...من فکر میکنم همه پتانسیل اینو دارند که به هم آسیب بزنند.
او به آرامی اعتراف میکند و در چشمانم چیزی میجوید:اما با تو...احساس میکنم میتونم اعتماد کنم و درکت کنم و اینو بهت ثابت میکنم.شاید بتونیم در تمام این مدت از هم حمایت کنیم. دستم را به لبهایش نزدیک میکند و بوسهای آرام روی بند انگشتانم میزند:بهعلاوه، حتی اگر برای همیشه دوام نیاورد،داشتن لحظاتی مثل این،با تو...همین لحظه برای من کافیه و تا ابد قراره با فکرش لبخند بزنم.
هنوز مردد هستم:چرا من؟تو از من خوشت میاد؟
با اشتیاق سر تکان میدهد و لبهایش را با حالتی عصبی میلیسد:چرا؟چون من به تو اهمیت میدم...عمیقا و بیشتر از هر کسی که مدتهاست به او اهمیت دادم.
دستم را میگیرد و روی قلبش که تند میزند میگذارد:اینو حس میکنی؟ همهاش به خاطر توعه
•𝑯𝒀𝑼𝑵
1 𝑨𝒖𝒈𝒖𝒔𝒕 2025