من مهربونی واقعی رو تو اون دختری دیدم که همیشه صفت سرد و خشک بودن بهش چسبیده.اما وقتی سرم روی شونش بود آروم نفس کشید زخمای دستاشو پوشوند نه چون میترسید،اونارو پوشوند که دیگران نبینن و حالشون از شدت جراحتش بد نشه
اون خندید،محیطو ترک کرد تا حال بدشو با کسی تقسیم نکنه
اون کسی بود که مهربونی واقعی رو بهم ثابت کرد حتی اگه همه بگن بده
اگه کسی خواست یمدت تنها باشه و قبلا ازت میخواست نگرانش نباشی و یا اطلاع میداد حالا چیزی بهت نگفته بدون جایگاهتو برای همیشه از دست دادی
𖥨┈𝙂𝙧𝙖𝙮 𝙬𝙝𝙞𝙨𝙠𝙚𝙮⃝
⊱┄ׄ━ׅ┄⊰ɢʀᴀʏ ᴡʜɪꜱᴋᴇʏ⊱┄ׅ━ׄ┄⊰
روبه روی هم می ایستن کسایی که یه روز کنار هم بودن
از یه جایی به بعد حالت خوب نیست،بدم نیست
نمیتونی دیگه ادامه بدی ولی بازم انجامش میدی