eitaa logo
🎭... Aurora.Mikaelson.
50 دنبال‌کننده
681 عکس
395 ویدیو
7 فایل
آرورا مایکلسون؛از خانواده اصیل "مایکلسون" ها. isfp . 9w1 . 964 عمارت ممنوعه؟!شما فقط تا دم در میاید. پیوی: @Yuu_san
مشاهده در ایتا
دانلود
دو تا لینک ناشناسم رو پر کردی، اما فقط همینش به بقیه مربوطه که ببینن که از حرفاشون چه دروغایی میشه در آورد🗿😂بچها حرفاتونو در مورد آدما و غیبت کردناتونو پیش آدمای مطمئن بزنید، همه که غیبت میکنیم ولی حداقل به یه نفر بزنید که چند سال بعد با برداشت شخصی خودش نیاد برای اون ادم مزاحمت ایجاد کنه، طرف ممکنه از شدت خوب بودنش برداشتشو از حرفاتون به طرف بگه برای اینکه سعی کنه بینتونو خراب کنه😔😂
ناشناس تخلیه شد برای لینک های بعدی، فقط پنج تا لینک دیگه جا داره اگر کسی میخواد بدوعه✓
https://eitaa.com/henasjsj/13597 البته اینو راست میگی، خب تبرئه شودی قبوله~😔🤣🤣👈👉
اوکیه تکمیل شد👀👈👉
هعی دوست عزیز،نمیدونستی موجودی به نام موز دو پا هنوزم تو این جهان وجود داره؟ حالا ما که اینا رو میدونیم، این برای بقیه بود بدونن از حرفاشون سواستفاده میشه. وگرنه من دیگه حال ندارم ادامه بدم وجدانا هرچیم میگم درمانگر عزیز حالیش نمیشه. اگر این پیامو چک میکنی ک میدونم بیکاری و کانالمو چک میکنی کارماتو میکشم عیب نداره فقط ول کن این قضیه خز رو، واقعا زشته بعد یکسال کاری میکنی تو کانالم اینو بهت بگم تا بلکه دست برداری راهی نذاشتی دیگه
من تقدیمی ها رو دو پارت کردم، پارت اول امشبه پارت دوم فردا، به ترتیب لینک هایی که فرستادید
_فرانکنشتاین — مری شلی 📚 «هیولاها همیشه با چهره‌ای زشت متولد نمی‌شوند؛ گاهی آن‌ها را انسان‌ها می‌سازند، و بعد از دیدن آنچه ساخته‌اند، از آن‌ها می‌ترسند.» _سوره فجر، آیه ۱۴ 💌 «إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصَادِ» «همانا پروردگار تو در کمینگاه است.» _بلاد تاریکی 🪄 می‌گویند در سرزمینی که خورشید هرگز بر آن طلوع نمی‌کرد، مردم شب‌ها درهای خانه‌هایشان را هفت بار قفل می‌کردند؛ نه برای آن‌که هیولاها نتوانند وارد شوند، بلکه برای آن‌که چیزی درون خانه بیدار نشود. پیران آن سرزمین باور داشتند هر انسانی سایه‌ای دارد که از خودش قدیمی‌تر است. اگر نیمه‌شب نامت را از پشت سرت شنیدی، نباید برمی‌گشتی؛ زیرا آنچه صدایت کرده بود، دیگر سایه‌ات نبود. می‌گفتند کسانی که برمی‌گشتند، صبح روز بعد هنوز زنده بودند... اما از آن پس، هیچ‌کس نمی‌توانست مطمئن شود کدام‌یک واقعا انسان است. برای: https://eitaa.com/Mis0Nyc
_جهان سوفی — یوستین گوردر 📚 «هرچه بیشتر به جهان عادت کنیم، کمتر شگفت‌زده می‌شویم؛ و شاید بزرگ‌ترین راز همین باشد که چرا جهان برایمان دیگر عجیب نیست.» _سوره آل‌عمران، آیه ۱۹۱ 💌 «رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا» «پروردگارا، این را بیهوده نیافریده‌ای.» _افسانه‌ی «جعبه‌ی پاندورا» 🪄 می‌گویند روزی جعبه‌ای به پاندورا سپرده شد و از او خواستند هرگز درِ آن را نگشاید. اما کنجکاوی، آرام‌تر از ترس و قوی‌تر از فرمان بود. درِ جعبه که گشوده شد، بیماری و رنج و اندوه به جهان گریختند و تنها امید در ته آن باقی ماند. پاندورا بعدها فهمید که بعضی درها را نمی‌توان برای همیشه بسته نگه داشت؛ زیرا گاهی آدمی باید ناشناخته را بگشاید تا بفهمد جهان درونش چه پنهان کرده است. به: https://eitaa.com/Vgostonia
_شازده کوچولو | آنتوان دو سنت‌اگزوپری 📚 «آدم فقط با قلبش می‌تواند درست ببیند؛ آنچه اساسی است، با چشم دیده نمی‌شود.» _سوره انشراح، آیه ۵ 💌 «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» «پس یقیناً با سختی، آسانی است.» _دختر و درخت شکوفه‌های ماه 🪄 می‌گویند دختری در دهکده‌ای دور زندگی می‌کرد که با آدم‌ها کمتر حرف می‌زد، اما هر صبح کنار درختی می‌نشست و با مدادهای رنگی‌اش برای آن نقاشی می‌کشید. هیچ‌کس نمی‌دانست چرا هر شب یکی از شکوفه‌های درخت روی کاغذ او ظاهر می‌شود. شبی که ماه کامل شد، دختر آخرین شکوفه را کشید و آرام خوابید. صبح که بیدار شد، دید تمام نقاشی‌هایش از کاغذ بیرون آمده‌اند؛ پرنده‌ها در اتاق پرواز می‌کردند، رودخانه‌ای باریک از میان حیاط می‌گذشت و روی دیوار، جنگلی از نور روییده بود. پیرزن دهکده گفت:بعضی آدم‌ها برای اینکه دنیا را به خودشان نشان بدهند، حرف نمی‌زنند؛ آن را نقاشی می‌کنند. به: https://eitaa.com/rahan_home
_آلیس در سرزمین عجایب | لوئیس کارول📚 «اگر نمی‌دانی به کجا می‌روی، مهم نیست از کدام راه بروی.» _سوره ضحی، آیه ۳ 💌 «مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَىٰ» «پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم قرار نداده است.» _روباه و ستاره 🪄 می‌گویند روباهی جوان هر شب از تپه‌ای بالا می‌رفت تا ستاره‌ای را که از همه کم‌نورتر بود تماشا کند. حیوانات دیگر مسخره‌اش می‌کردند و می‌گفتند: «این همه ستاره، چرا همین یکی؟» روباه چیزی نمی‌گفت. فقط هر شب همان‌جا می‌نشست و به ستاره نگاه می‌کرد. تا شبی که ستاره ناپدید شد، روباه تمام جنگل را گشت و سرانجام آن را افتاده میان علف‌ها پیدا کرد. ستاره کوچک‌تر از آن بود که نورش راه را نشان دهد، اما روباه آن را برداشت و به بالای تپه برد. از آن شب به بعد، هرکس از جنگل می‌گذشت، می‌گفت ستاره‌ی بالای تپه کمی روشن‌تر از بقیه است. و روباه هیچ‌وقت نگفت چه کسی آن را دوباره به آسمان رسانده است. به: کالبد شکاف روانی
_صد سال تنهایی | گابریل گارسیا مارکز 📚 «جهان آن‌قدر تازه بود که بسیاری از چیزها هنوز نام نداشتند.» _سوره ملک، آیه ۳ 💌 «فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ» «پس دوباره نگاه کن؛ آیا هیچ شکافی می‌بینی؟» _آتلانتیس 🪄 می‌گویند شهری باشکوه در جایی میان جهان ساخته شده بود؛ شهری که مردمش آن‌قدر به قدرت و ثروت خود دل بسته بودند که گمان می‌کردند هیچ نیرویی نمی‌تواند آن را از میان ببرد. اما یک شب زمین لرزید و آب‌ها برخاستند. صبح که رسید، از شهر چیزی جز خاطره‌ای دور باقی نمانده بود. قرن‌ها گذشت و جست‌وجوگران بسیاری به دنبال آن گشتند؛ بعضی می‌گفتند آتلانتیس نابود شده، بعضی می‌گفتند هنوز جایی در تاریکیِ آب‌ها نفس می‌کشد. و شاید راز آتلانتیس همین باشد؛ بعضی جهان‌ها گم نمی‌شوند، فقط از چشم کسانی پنهان می‌مانند که دیگر به جست‌وجو ادامه نمی‌دهند. به: آتلانتیس گمشده
_ماجراهای تام سایر | مارک تواین 📚 «تام گفت: «این کار آن‌قدرها هم بد نیست؛ فقط باید بلد باشی چطور وانمود کنی که از انجام دادنش لذت می‌بری.» _سوره ضحی، آیه ۱۱ 💌 «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» «و اما نعمت پروردگارت را بازگو کن.» _پیتر پن 🪄 می‌گویند در سرزمینی دور، پسری زندگی می‌کرد که نمی‌خواست بزرگ شود. شب‌ها از پنجره‌ها بیرون می‌رفت و به جایی می‌رسید که کودکان می‌توانستند پرواز کنند و ستاره‌ها آن‌قدر نزدیک بودند که می‌شد خیال کرد با دست لمسشان کرد. در آن سرزمین، ماجراها هیچ‌وقت تمام نمی‌شدند؛ هر روز دزدان دریایی، پری‌ها و جنگل‌های ناشناخته منتظر بودند تا کسی پیدایشان کند. اما عجیب‌ترین قانون نورلند این بود که هرکس برای لحظه‌ای کودکیِ خودش را فراموش می‌کرد، راه بازگشت را گم می‌کرد. به: https://eitaa.com/hikari2008