Green forest
تا اطلاع ثانوی من: شام شادام شام
نانا نانا نانا نانا ناع ناع ناع
نانا نانا نانا نانا ناع ناع ناع
نانا نانا نانا نانا ناع ناع ناع
کونگارا شون دوی
هلپ می پیلیزززززز
Green forest
به تو، که هنوز در قلبمی... ٢٠ سال گذشته... از آخرین باری که دیدمت، از آخرین باری که دستهامو توی د
به کسی که هنوز نیومده...
نمیدونم این نامه رو کی میخونی، یا اصلاً میخونی یا نه. فقط میدونم که دیگه طاقتم تموم شده. این انتظار، مثل یه سایهست که هر جا میرم باهامه. مثل یه ساعت خراب که فقط تیکتاک میکنه، ولی هیچوقت نمیرسه به لحظهای که باید برسی.
هر روز، هر شب، با خودم میگم شاید امروز .. شاید الان... شاید یه پیام، یه صدا، یه نشونه. ولی هیچچی نیست جز سکوت. سکوتی که داره توی گوشم فریاد میزنه.
خستهام. از شمردن روزها، از مرور خاطرهها، از ساختن آیندهای که نمیدونم هستی توش یا نه. خستهام از اینکه هر بار چشمم به در میافته، دلم یه لحظه میلرزه، بعد دوباره آروم میگیره، نه از اومدن تو، از نبودنت.
اگه هنوز جایی هستی، اگه هنوز به یاد منی، بیا. یا حداقل یه نشونه بده که بدونم این همه صبر، بیدلیل نبوده.
منتظرم... ولی نه مثل قبل. این بار، با یه دل شکسته، با یه امید کمرنگ، با یه خستگی عمیق.
با احترام و دلی پر از دلتنگی
کسی که هنوز چشم به راهه
بازم من موندم خاطره هات زیربارون
بازم من بودم و تنهایی زیر بارون
پس کی میشه دوتایی بشیم؟
Green forest
نانا نانا نانا نانا ناع ناع ناع نانا نانا نانا نانا ناع ناع ناع نانا نانا نانا نانا ناع ناع ناع کونگ
شوت شوت شوت شوت
شوت شوت شوت شوت شوت
شوت شوت شوت شوت