#طبیبانه۱۱: چرا احساس سرما می کنیم....
کانالهای یونی خاصی مانند کانالهای TRPدر فرآیند حس دما نقش دارند.مثلا TRPM8 توسط دماهای سرد و منتول فعال میشود، در حالی که TRPV1 توسط گرما و کپسایسین (ماده فلفل که باعث مزه تندی می شود) فعال میشود. این محرکها باعث باز شدن کانال ها می شوند و به یونها( کلسیم و سدیم) اجازه میدهند به داخل سلول جریان پیدا کنند و پتانسیل عمل ایجاد کنند که از طریق رشتههای عصبی به مغز میرود و به عنوان احساس سرما یا گرما تعبیر میشود.
حساسیت TRPM۸ به تغییرات دما به دلیل وجود بقایای اسید آمینه خاص و موتیف های ساختاری است که به انرژی حرارتی پاسخ می دهند. این عناصر ساختار کانال را در پاسخ به تغییرات دما تغییر می دهند و باز و بسته شدن آن را تسهیل می کنند.
پتانسیلهای عمل تولید شده توسط گیرندههای حرارتی از طریق رشتههای عصبی به نخاع میروند و سپس به نورونهایی منتقل میشوند که اطلاعات را به مغز میفرستند. سیگنالها به تالاموس میرسند که به عنوان ایستگاه رله عمل میکند و سپس قشر حسی جسمی (Somatosensory Cortex)در مغز فرستاده میشوند و به عنوان احساس گرما یا سرما تفسیر میشوند.
گیرندههای حرارتی پایانههای عصبی آزاد هستند، به این معنی که در کپسول نیستند و به سرعت به تغییرات دما پاسخ میدهند. این گیرندهها به طور نابرابر در سراسر بدن توزیع شدهاند و در نواحی صورت و دستها تراکم بیشتری دارند، بنابراین این نواحی نسبت به تغییرات دما حساستر هستند. حس حرارتی با سایر سیستمهای حسی مانند درد و لمس همکاری دارد.
با تشکر از آقای حسین صفوی بابت تهیه این مطلب
#طبیبانه۱۲:سفید٬ سیاهِ نو است
این روز ها٬ مردم کادرسلامت رو به روپوش سفید میشناسن و دانشجوها٬ وقتی روپوش سفید به تن میکنن٬ یشتر از هر زمانی خودشون رو به این حرفه گره خورده میبینند. پس شاید جالبه بدونید در سده های قبل از قرن بیستم٬ رنگ پزشک٬ سیاه بود. سیاه٬ گواهی از کار سخت و جدی و مهم پزشکان بود. مگه این کار الان هم جدی و مهم نیست؟ پس چی باعث تغییر رنگ از مشکی به سفید شد؟ عکسی که میبینید (جلد کتاب رفرنس جراحی لاورنس) نقاشی مربوط به قرن نوزدهمه. اون زمان٬ خیلی از جراحی ها موجب مرگ بیمار میشدن٬ بنظرتون چرا؟…
برخلاف این روزا که بیماران٬ اول از همه برای درمان سراغ طبیب میروند٬ قبلا پزشکی همیشه نجات دهنده نبود و پزشک٬ آخرین دست آویز بیمار قبل از مرگ بود. اواخر قرن۱۹ تغییرات رخ داد. یکی این بود که جراح بریتانیایی٬ جوزف لیستر٬ متوجه شد که میتونه با استفاده از کاربولیک اسید٬ وسایلش رو استریلیزه کنه و ریسک عفونت و مرگ بعد از جراحی رو از ۴۵ به ۱۵ درصد کاهش داد -تصویر-
این تغییرات موجب شدن که درهای دانش٬ به روی پزشکی بیش از پیش باز بشه و در این زمان٬ دانشمندان٬ خیلی بیشتر از پزشکان (که کارایی مثل رگزنی -تصویر- انجام میدادن) مورد اعتماد مردم بودن. این تغییر رنگ روپوش٬ از رنگ پزشکی سنتی به رنگ دانشمندان (سفید)٬ به بیماران نشون از این تحول و ورود دانش به پزشکی رو میداد.
دکتر آرنولد گلد سال ۱۹۹۳ اولین جشن روپوش سفید رو برگزار کرد که همین مسئولیت دانشجویان حوزه سلامت و طبابت رو یادآوری کنه.
با تشکر از آقای عباس دهقانیان بابت تهیه این مطلب
46.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#فیلم_های_علمی۱۷:ویروسدرمانی و ژن درمانی سرطان در ایران
، کارآزمایی بالینی ژن درمانی و ویروس درمانی سرطانهای لاعلاج با استفاده از ویروسهای مهندسی و دستورزی شده ضد سرطان (آنکولایتیک)
6.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#آداب_دانشجویی۳۷:رمز و رازهای دیگری نیز هست...
در محیطی خلوت و آرام متن زیر را مطالعه کنید منبع هم در لینک زیر هست...
🔻نیم ساعت تمام به امام اصرار میکرد که اعلامیه تان را پس بگیرید! اما ناگهان گوشی تلفن را رها کرد و در گوشه اتاق نشست...
🔻ماجرا این بود که دولت اعلام کرده بود که ۲۱بهمن حکومت نظامی است.
اما «امام(ره) در پاسخ، اعلامیه داده بود که مردم در خانههای خود نمانند و به حکومت نظامی اهمیت ندهند.»
🔻حالا آقای طالقانی میگفت: «امام مدت ۱۵ سال از ایران دور بودهاند و توجه ندارند که این دژخیمان رژیم چه بیرحم هستند. اگر مردم بیرون بریزند، همه را قتل عام میکنند؛ بنابراین صلاح در آن است که در منازل و خانهها بنشینیم».
🔻اطرافیان بعد از اینکه آیتالله طالقانی گوشی را گذاشته بود تصور کرده بود که از دست امام دلخور شده....
🔻اما آقای طالقانی گفت: « نه؛ اصلاً مسأله این نیست. من اصرار کردم و امام هرچه میگفت، من قانع نمیشدم؛ در آخر فرمود: «آقای طالقانی! اصرار نکن! اگر خود آقا فرموده باشند چه میگویید؟» تا امام این جمله را گفت، من به خود لرزیدم و بیاختیار گوشی را گذاشتم و حالم دگرگون شد.»بعدها معلوم شد بنا بوده در عصر ۲۱ بهمن، حکومت با کشتار وسیع و انفجار محل حضور امام، انقلاب را بهطور خونینی پایان دهند....
منبع:https://B2n.ir/h05329
#طبیبانه۱۳: پدر درماتولوژی ایران
پدر و مادر او سالها صاحب فرزند پسر نمیشدند و یا فرزندانشان بعد از تولد میمردند. وقتی که او به دنیا آمد روحانی روستا به پدر پیشنهاد کرد که برایش نام «یحیی» را برگزینند. او به پدر خاطرنشان کرد که: «یحیی» به معنی حی است. یعنی زنده خواهد ماند و اینکه تو نیز هم چون «زکریای» نبی در کهنسالی صاحب فرزند پسری مبارک شدی، پس نامش را «یحیی» بگذار. دست روزگار پیشبینیهای روحانی روستا را جامه عمل نشاند و او زنده ماند».