سلاماول از همه چه نذر قشنگی کردی
و اینکه من الان دهم تجربیم و ماز هم ثبت نام کردم من خیلیییییی اهمال کارم)؟( بعد اینجوریم که تا دیر نشه شروع نمیکنم و این خیلی بده الان فقط دست و پا میزنم که به پرسش و امتحانای فردا برسم اونم به زور و اینکه اصلاااا ماز رک نمیتونم ببینم یعنی از یک مهر به این ور اصلا نگاه کردم و تست هم اصلا نزدم و همینطوری هی کم و کم دارم عقب میفتم
🪼ممنونم. ببین اهمال کاری یعنی تو کارای فرعی میکنی اما سراغ کار اصلیت نمیری نه اینکه کلا هیچ کاری نکنی اون دیگه میشه تنبلی اتفاقا خیلی ها که اهمال کار ان خیلی فعال ان و کار مختلف زیاد انجام میدن اما کار درستش رو نه بعد اهمال کاری دلایل مختلف داره ببین سر چی پشت گوش میندازی مثلا کمال گرایی که چون شرایط ایده ال نیست عقب میندازی و منتظر یه زمان خوب برای شروعی یا مثلا مضطربی و کلا از شروع کردن و خارج شدن از محدوده امن ات ترس داری و سراغ کارت نمیری ولی چون میگی حتما باید وقتت کم بشه بعضی ها جوری ان که تحت فشار میرن سراغ یه کاری پس به غیر زمان میتونی یه عامل دیگه رو تعیین کنی که این فشار و اجبار رو برات بوجود بیاره مثلا به یه نفر بگی که پیگیرت باشه مثلا مامانت و وقتی میبینه کارت رو انجام نمیدی بهت یادآوری کنه همین طور کتاب خونه رفتن هم کمک میکنه چون بقیه درس میخونن تو هم داخل جوش قرار میگیری. بعد وقتی درست رو نمیخونی با خودت منطقی فکر کن که الان اوکی من دارم یه لذتی میبرم اما ارزشش رو داره بعدا حسرت نمیخورم پشیمون نمیشم که چرا درس نخوندم یه لحظه به عواقب اش فکر کن ناخودآگاه یه عذاب وجدانی میگیری که میتونه محرکت باشه اما اگه با وجود اون عذاب وجدان هنوز هم نمیری سراغش یعنی هدفت اونقدر برای تو پر رنگ نیست باید دلیل محکم داشته باشی چون ذهن آدم راحت طلبه اگه تو مختارش کنی معلومه میره سمت کار آسون تر مثلا با خودت میگی کلی هنوز وقت هست میتونم بعدا هم انجامش بدم چرا به خودم زحمت بدم الان یا یه پونزده دقیقه دیگه هم داخل گوشی بچرخم و بعد برم و خودت باید با اون دلیل محکم یه اراده ای بسازی که بتونه با این افکار مقابله کنه و به اصطلاح داخل زمین ذهنت بازی نکنی معمولا هم یه سری افکار مشخص ان که این موقع ها داخل ذهنمون میاد اینا رو بشناس و به محض اینکه امد یه حالتی باشه برات که انگار یه آژیر قرمز روشن شده که تو الان قراره یه مسیر اشتباه بری و جلوش رو بگیری. سبک زندگی هم خیلی تأثیر داره سعی کن به غیر درس خوندن برای خودت عادت هایی بسازی که نیاز به تداوم و نظم دارن مثلا ورزش کردن اینکه صبح از خواب پا شدی سی دقیقه نرمش انجام بدی. بعد برنامه ریزی حتما داشته باش اگه نداشته باشی سردرگمی که الان باید چیکار کنم و به اضطراب ات هم اضافه میکنه و با برنامه ریزی یه نظم کلی ذهنت پیدا میکنه برنامه ریزیت هم رویایی نباشه که چون سخته کلا نری سراغش اتفاقا هر چی کار هات کوچک تر باشه راحت تر متمایل میشی مثلا بگو یه بیست دقیقه زیست این سه صفحه رو میخونم اول و بعد سه صفحه بعدی هم بیست دقیقه دیگه تا اینکه بگی من امروز باید سه ساعت زیست بخونم و حتما زمان برای اتمام تعیین کن که تا ساعت نه من اینو باید تموم کنم. از آدمایی هم که اهمال کار ان دوری کن ترجیحا چون یه خوش خیالی بهت میدن که اونا هم مثل منن و چیزی نمیشه و همین طور سعی کن درس خوندن رو جذاب کنی حقیقتا سخته ولی علایقت رو یه جوری ربط بده بهش و درس خوندن رو واسطه رسیدن به اون بکن و اگه انجام ندادیش خودت رو ازش محروم کن
سر عقب افتادن هم اول مشخص کن چه مباحثی مونده و باید بخونی و اولویت بندی کن براشون برحسب تسلطی که داری یا مثلا فیزیکت نسبت به بقیه درسا ضعیف تره زمان بیشتری میبره پس جز اولویت های اولت برای جبران باشه و یه برنامه ریزی شخصی بنویس ماز هم ببین واقعا نیاز نیست الان بشینی فیلم های همه درسا رو ببینی شاید خودت هم یاد گرفتی چون حالا سر مدرسه یه آمادگی نسبی داری و مبحثی واقعا نیازته ببین. طبیعتا یکم باید بیشتر بخونی که همه به مدرسه برسی هم به عقب افتادگی ایت ولی قابل جبرانه چون اول ساله و اینکه الان هر چی معلم هات درس میدن اینا رو ول نکنی چون قبلی ها رو میخونی الان دیگه اینا رو نخونی باز به مطالبی که عقب افتاده اضافه میشه سر همین زمان مطالعه ات رو بخش بندی کن مثلا 4 ساعت برای درسای الان و 3 ساعت برای جبران عقب افتادگی ها این بخش بندی هم باز بستگی به خودت داره
اکنون
سلاماول از همه چه نذر قشنگی کردی و اینکه من الان دهم تجربیم و ماز هم ثبت نام کردم من خیلیییییی اهمال
بعد من شناختی از شما ندارم ولی خب گاهی یه سری عوامل روانی هم اثر دارن مثلا اضطراب افسردگی و خب در این موارد یه جلسه با یه مشاور و تراپیست هم داشته باشی میتونه کمک کنه