پارت ۱۹
حامی : ام اصلا یه فکری بیا بریم خونه ی مامانم اینا
ستاره رو گرفتم وا تا طبقه ی بالا دستشو کشیدم
ستاره : عه حامی ولم کن حامی( جیغ)
حامیم : نق نق نکن وگرن...
ستاره : وگرن چی اقای صالحی
ستاره : وگرن این خانم محمدی 😌( ب. غ. ل. ش کردم و دویدم)
ستاره : حامییییییییییییییی ( جیغ)
حامی : عه جیغ نزن اون دفعه که جیغ زدی هیچی نگفتم
ستاره : انتظار داشتم بگی چون همسایه ها خوابن جیغ نزن چون ساعت ۱۲ شب هست 😐😐😐😐🤭
حامیم : عزیزم.... 😐😐الان از اینجا مارو می کنن بیرونن
ستاره : ببخشید بریم خونه ی مامانت اینا
حامی : بریم ( از ب. غ. ل. م گذاشتمش پایین)
ستاره : رفتم تو اتاق شروع کردم به ارایش کردن که حامی اومد گفت
حامیم : برایه کی انقدر خوشکل میکنی ( ریملو ازش گرفتم)
ستاره : بدش من وگرن قهل میکنم
حامی : نه بیا ق. لط کردم 😅😶
ستاره : افرین پسر خوب ( ریملو گرفتم)
حامیم : داشتم نگاه می کردم به ستاره که صدایه گوشیه ستاره اومد
ستاره : میبینی چیه
حامیم : باشه،
رفتم دیدم
ادامه دارد...... ❤