eitaa logo
فخرروحانی| مدیریت راهبردی
11.1هزار دنبال‌کننده
733 عکس
200 ویدیو
61 فایل
انتشار آموخته ها و تجارب در رابطه با #مدیریت و #توسعه_فردی ***حسین فخرروحانی*** مدیر سابق مرکز امور نخبگان حوزه‌های علمیه کشور monh.ir و مدیرعامل سابق بنیاد خیرین حوزه‌های علمیه bkh.ir ادمین کانال: @Administr
مشاهده در ایتا
دانلود
فخرروحانی| مدیریت راهبردی
. گاهی یک تصمیم کوچک، بحرانی بزرگ می‌آفریند. بسیاری از بحران‌های یک مجموعه، با تصمیم‌هایی بزرگ و پرسر‌وصدا آغاز نمی‌شوند. گاهی یک تصمیم کوچک، در ظاهر کاملاً منطقی و حتی ضروری به نظر می‌رسد؛ اما چون در نقطه‌ای حساس از سازمان گرفته شده، به‌تدریج آثار خود را در بخش‌های دیگر نشان می‌دهد. ممکن است برای حل یک مسئله ی فوری، مسئولیت یک نیروی کلیدی را جابه‌جا کنیم؛ جلسه‌ای را که محل هماهنگی بخش‌هاست حذف کنیم؛ اختیار مسئول میدان را محدود کنیم؛ یا پاسخ به یک درخواست مهم را به تأخیر بیندازیم. شاید هرکدام از این تصمیم‌ها در لحظه ساده به نظر برسند، اما در یک مجموعه به‌هم‌پیوسته، هیچ تصمیمی تنها باقی نمی‌ماند. ❌به دومینو توجه کنید: یک جابه‌جاییِ نیرو می‌تواند انگیزه ی آن نیرو را کاهش دهد. کاهش انگیزه، پیگیری کار را کند می‌کند. کندی کار، اعتماد مخاطب یا حامی را آسیب می‌زند؛ و آن آسیب، در نهایت به مسئله‌ای تبدیل می‌شود که حل آن زمان، انرژی و هزینه‌ای چندبرابر می‌خواهد.‼️ 🔸این همان «اثر دومینو» در مدیریت است؛ حرکت یک مهره، مهره‌های بعدی را نیز به حرکت درمی‌آورد. مدیر غیر حرفه‌ای معمولاً فقط به حل مسئله امروز فکر می‌کند و می‌پرسد: «چه کاری سریع‌تر این موضوع را جمع می‌کند؟» اما ، پیش از انتخاب راه‌حل، زنجیره پیامدها را نیز بررسی می‌کند. او می‌پرسد: - این تصمیم چه رفتاری را در مجموعه تقویت می‌کند؟ - چه کسانی و کدام بخش‌ها از آن اثر می‌پذیرند؟ - مسئله را حل می‌کنیم یا فقط آن را به نقطه‌ای دیگر منتقل می‌کنیم؟ - اگر این روند ادامه پیدا کند، چند ماه بعد کجا خواهیم بود؟ - پس از حرکت این مهره، کدام مهره‌ها ناخواسته فرو می‌ریزند؟ 🔹خدای متعال می‌فرماید: «... وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» ... و هرکس بنگرد که برای فردای خود چه پیش فرستاده است. (سوره حشر، آیه ۱۸) این آیه به ما یادآوری می‌کند که تصمیم و اقدام را نباید در مرزِ امروز محدود کنیم. مسئولیت‌پذیری فقط به این نیست که برای مسئله فعلی پاسخی پیدا کنیم؛ باید ببینیم این پاسخ، برای فردای مجموعه چه چیزی به‌جا می‌گذارد. البته هیچ مدیری نمی‌تواند همه پیامدهای آینده را پیش‌بینی کند؛ اما این ناتوانی، مجوز عجله در تصمیم‌گیری نیست. گاهی بهترین تصمیم، سریع‌ترین تصمیم نیست. گاهی لازم است پیش از جابه‌جایی یک مسئول، گفت‌وگو کنیم؛ پیش از حذف یک فرآیند، کارکرد پنهان آن را بشناسیم؛ و پیش از صدور یک دستور، اثر آن را بر اعتماد، انگیزه و هماهنگی مجموعه بسنجیم. مدیریت راهبردی یعنی تصمیم را فقط در اندازه ظاهری‌اش نبینیم. بعضی تصمیم‌ها کوچک‌اند، اما در نقطه‌ای حساس قرار گرفته‌اند؛ درست مانند اولین مهره دومینو که با یک حرکت، مسیر افتادن بقیه را تعیین می‌کند. پیش از حرکتِ اولین مهره آخرین سقوط را باید دید... 🆔@H_FakhrRouhani
. دو نگاه به ظاهر متفاوت از مخاطبان، اما یک دغدغه مشترک: تصمیم‌گیریِ درست در میدان مدیریت در رابطه با پست قبل چندین پیام رسید اما دو مورد به نظرم جالب توجه آمد: یکی از تجربه تلخِ تصمیمی گفت که آثارش آرام‌آرام در انگیزه و اعتماد مجموعه ظاهر شده بود؛ و دیگری به یک واقعیت مهم اشاره کرد: گاهی در دل بحران، فرصت تحلیل‌های طولانی نداریم و باید سریع تصمیم بگیریم. مدیریت راهبردی یعنی نه آن‌قدر شتاب‌زده تصمیم بگیریم که فردای مجموعه را فراموش کنیم، و نه آن‌قدر در تحلیل بمانیم که فرصتِ اقدام از دست برود. دقیقاً هنر مدیر همین پیدا کردنِ تعادل میان این دو است: تصمیمِ به‌موقع؛ با نگاه به پیامدهای فردا. سعی می کنم روزهای آینده در این رابطه بیشتر بنویسم. از همراهان دغدغه‌مند کانال که با نگاه و تجربه‌شان به کامل‌تر شدن بحث کمک می‌کنند، صمیمانه ممنونم. 🆔@H_FakhrRouhani
. تصمیم درست در زمان غلط، نتیجه غلط می‌دهد! بسیاری از شکست‌های مدیریتی ناشی از تصمیماتِ اشتباه نیست، بلکه حاصلِ تصمیمات درستی است که در زمانِ اشتباه اتخاذ شده‌اند. این یکی از ظریف‌ترین و در عین حال سخت‌ترین بخش‌های مدیریت است: تشخیصِ «لحظه‌ طلایی» برای اقدام یک تصمیمِ درست (مثلاً تعدیل نیرو، تغییر استراتژی مجموعه یا جابه‌جایی بودجه) اگر پیش از آمادگی مجموعه انجام شود، تنها اضطراب و مقاومت ایجاد می‌کند. همان تصمیم، اگر با تأخیرِ بی‌دلیل انجام شود، فرصت‌ها را می‌سوزاند و هزینه ی عبور از بحران را چندبرابر می‌کند. خداوند در قرآن می‌فرماید: «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» ما هر چیزی را به اندازه و تقدیری آفریدیم. (قمر، ۴۹) تفسیر «قدر»، نظمِ دقیق و حساب‌مندی امور است. در عالم خلقت، هر پدیده‌ای زمانِ رشد و زمانِ ظهورِ خاص خود را دارد. دانه در زمستان بهار نمی‌شود و میوه در فصلِ سرد نمی‌رسد. این «قانونِ اندازه» در سازمان هم جاری است. مدیر راهبردی کسی است که «قدرِ» امور را می‌شناسد. او پیش از اقدام، از خود می‌پرسد: 🔸 آیا مجموعه برای این تصمیم آمادگیِ روانی و ساختاری دارد؟ 🔸 آیا این تصمیم، زنجیره‌ای از آشفتگی‌ها را در یک زمان نامناسب ایجاد می‌کند؟ 🔸 آیا صبر کردن، فرصت را از بین می‌برد یا پختگیِ تصمیم را بیشتر می‌کند؟ گاهی هنر مدیر، «صبرِ استراتژیک» است؛ نه به معنی تنبلی یا تعلل، بلکه به معنای انتظار برای رسیدنِ زمانِ درست. و گاهی شجاعتِ «اقدامِ فوری» است؛ پیش از آنکه زمانِ طلایی از دست برود. مدیر راهبردی فقط «راه» را نمی‌شناسد؛ «زمانِ حرکت» را هم می‌داند. 🆔@H_FakhrRouhani
. خستگیِ بی‌حاصل‼️ چرا سخت کار می‌کنیم اما پیشرفت نمی‌کنیم؟ بزرگ‌ترین خطر برای یک مدیر جهادی، غرق شدن در روزمرگی‌هاست. ما اغلب تصور می‌کنیم چون صب تا شب در حال دویدن، پاسخ به تلفن‌ها، شرکت در جلسات پی‌درپی و پیگیری جزئیات هستیم، پس داریم «مدیریت»می‌کنیم. اما حقیقت این است که «مشغول بودن» با «مؤثر بودن» دو دنیای متفاوت‌اند. مدیریت راهبردی، هنرِ «انتخابِ تمرکز» است، نه هنرِ «انجامِ همه کارها». بسیاری از مدیران، به‌جای حل کردنِ مسائل کلیدی، خود را با کارهای کم‌اهمیت خسته می‌کنند؛ کارهایی که انجام دادن‌شان هیچ تغییری در مسیر کلانِ مجموعه ایجاد نمی‌کند. این همان حالتی است که در قرآن به آن اشاره شده؛ تلاش فراوان اما بی‌نتیجه: عامِلَةٌ ناصِبَة (در حالی که) کار کرده‌اند و خسته شده‌اند (اما بهره‌ای از آن نبرده‌اند). این آیه هشداری است برای ما که در مدیریتِ راهبردی، نباید به «صِرف فعالیت» دلخوش باشیم. تلاش جهادی وقتی ارزشمند است که باشد. مدیرِ معمولی می‌گوید: «ببینید چقدر کار کردیم!»؛ اما مدیرِ راهبردی می‌پرسد: این کار، چه گرهی از اهدافِ اصلی باز کرد؟ اگر در پایان روز، کوهی از کار انجام داده‌اید اما در مسیرِ اهداف اصلیِ مجموعه تغییری ایجاد نشده، شما فقط «مشغول» بوده‌اید، نه «مدیر». مدیرِ راهبردی معتقد است: ۱. «نه» گفتن به کارهای کم‌اهمیت، به اندازه «بله» گفتن به اهدافِ بزرگ، شجاعت می‌خواهد. ۲. تفویضِ مسئولیت، هنر رها کردنِ جزئیات برای تمرکز بر کلیات است. ۳. سنجشِ خروجی، مهم‌تر از «ساعت‌های حضور» است. مدیریت، «سخت کار کردن» نیست؛ بلکه «هوشمندانه کار کردن» است. 🆔@H_FakhrRouhani
. ⚠️مدیریتِ تک‌نفره؛ تله‌ی مرگِ سازمان بزرگ‌ترین سوءتفاهم در مدیریت این است که «کنترل مطلق» را با «مدیریت موفق» اشتباه بگیریم. در مدیریت تک‌نفره، تمام تصمیم‌ها، اطلاعات، مسئولیت‌ها و قدرت حرکت، در یک نقطه؛ یعنی شخص مدیر، متمرکز می‌شود. این روش در ظاهر نظم و دقت ایجاد می‌کند؛ اما در باطن، آغاز مرگ تدریجی سازمان است. وقتی مجموعه‌ای به یک نفر وابسته باشد، دیگر یک«نهاد» نیست؛ بلکه امتداد شخصیت اوست. اگر مدیر خسته شود، خطا کند یا از مجموعه فاصله بگیرد، کل ساختار آسیب می‌بیند. مدیریت تک‌نفره، سازمان را در برابر دو بحران بی‌دفاع می‌کند: ۱. بحران ظرفیت: هر مدیر، هرچقدر توانمند باشد، محدود به زمان، انرژی و دانش خودش است و مجموعه هرگز بزرگتر از ظرفیتِ مغز و بازوی مدیرش نخواهد شد. ۲. بحران تداوم: سازمانی که بر شانه یک نفر می‌چرخد، با رفتن او متوقف می‌شود و یک ساختار ماندگار نیست! حضرت موسی(ع) با وجود مقام والای نبوت، برای انجام مأموریت بزرگ خود از خداوند یاری خواست: «وَاجْعَلْ لِي وَزِيرًا مِنْ أَهْلِی هَارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِی «برای من دستیاری از خاندانم قرار ده؛ هارون، برادرم را. پشتم را به او استوار کن و او را در کارم شریک ساز.» این یعنی حتی مأموریت الهی نیز با منطقِ هم‌افزایی، تقسیم مسئولیت و تقویتِ پشتوانه پیش می‌رود؛ نه با تک‌روی. اگر حضور شما باعث حرکت نیروهاست، مدیر هستید؛ اما اگر نبودِ شما کل مجموعه را متوقف می‌کند، به گلوگاه سازمان تبدیل شده‌اید. از مدیریت تک‌نفره خارج شوید؛ پیش از آنکه مجموعه زیر وزنِ یک نفر فروبریزد. 🆔@H_FakhrRouhani
فخرروحانی| مدیریت راهبردی
. مسئولیت بدون اختیار؛ کارخانه‌ی فرسودگی نیروها 🔻 کاری را که اختیارش را نداده‌اید، از کسی مطالبه نکنید. یکی از رایج‌ترین خطاهای مدیریتی این است که به یک نفر بگوییم: «این کار با توست؛ باید نتیجه بده!» اما هم‌زمان، حق انتخاب مسیر، دسترسی به منابع، امکان هماهنگی با افراد، یا قدرت تصمیم‌گیری لازم را از او بگیریم. این یعنی: مسئولیت را واگذار کرده‌ایم، اما اختیار را نه.‼️ در چنین ساختاری، نیروی سازمان نه واقعاً مسئول است و نه واقعاً توانمند؛ او فقط به حلقه‌ای برای انتقال فشار تبدیل می‌شود: فشار از بالا می‌آید، اما چون اختیار در جای دیگری متمرکز است، امکان حل مسئله وجود ندارد. نشانه‌های مسئولیتِ بدون اختیار اگر این جمله‌ها در مجموعه‌تان زیاد شنیده می‌شود، باید نگران شوید: - «من مسئول این کارم؛ ولی بدون تأیید مدیر نمی‌توانم هیچ اقدامی کنم.» - «نتیجه را از من می‌خواهند، اما بودجه و نیرو دست من نیست.» - «باید پاسخ‌گو باشم، ولی اجازه ندارم با واحدهای دیگر مستقیم هماهنگ شوم.» - «برای کوچک‌ترین تصمیم، باید چند امضا بگیرم.» این وضعیت، در ظاهر نظم ایجاد می‌کند؛ اما در واقع، سازمان را به مجموعه‌ای کند، وابسته و فرسوده تبدیل می‌سازد. چرا این مدل، نیروها را فرسوده می‌کند؟ ۱. پاسخ‌گویی بدون قدرت، احساس بی‌عدالتی می‌آورد وقتی فرد بابت نتیجه‌ای بازخواست می‌شود که ابزار ساختن آن نتیجه را در اختیار ندارد، به‌تدریج حس می‌کند قربانیِ ساختار است، نه عضو مؤثر آن. ۲. ابتکار عمل را از بین می‌برد نیرویی که می‌داند هر تصمیمش ممکن است متوقف یا نقض شود، دیگر فکر نمی‌کند، پیشنهاد نمی‌دهد و ریسکِ سازنده نمی‌پذیرد. او یاد می‌گیرد فقط بپرسد: «دستور چیست؟» ۳. مدیر را به گلوگاه سازمان تبدیل می‌کند وقتی همه‌ی تصمیم‌ها حتی تصمیم‌های کوچک باید از یک نقطه عبور کند، مدیر به جای درگیر امور روزمره و تأییدهای خرد می‌شود. نتیجه؟ هم مدیر فرسوده می‌شود، هم نیروها، هم کارها معطل می‌مانند.🚫 ۴. فرهنگِ بهانه‌سازی می‌سازد وقتی اختیار روشن نیست، مرز مسئولیت هم مبهم می‌شود. هر کس می‌تواند بگوید: «من می‌خواستم کار را انجام دهم؛ اما اجازه ندادند.» و گاهی هم این جمله کاملاً درست است. ✴️ مشورت؛ مقدمه‌ی تصمیمِ روشن خداوند به پیامبر اکرم ص می‌فرماید: «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» «و در کارها با آنان مشورت کن؛ پس هنگامی که تصمیم گرفتی، بر خدا توکل کن.» (آل‌عمران، ۱۵۹) در این آیه، یک الگوی مهم مدیریتی وجود دارد: شنیدن، بررسی‌کردن، تصمیم‌گرفتن و سپس حرکت‌کردن. سازمانی که دائم در چرخه‌یِ «اجازه بگیر، صبر کن، دوباره تأیید بگیر» بماند، نه فرصت رشد به نیرو می‌دهد و نه سرعت عمل خواهد داشت. البته اختیار دادن، به معنای رهاکردن نیست؛ بلکه یعنی مدیر، حوزه‌ی تصمیم و مرز پاسخ‌گویی را روشن می‌کند. مدیر راهبردی چه می‌کند؟ برای خروج از این تله، سه اصل را اجرا کنید: ✅ مسئولیت و اختیار را هم‌زمان واگذار کنید. هر وظیفه باید همراه با سطح مشخصی از اختیار، دسترسی و منابع باشد. ✅ سقف تصمیم‌گیری را شفاف کنید. نیرو باید بداند در چه مواردی مستقل تصمیم می‌گیرد، در چه مواردی مشورت می‌کند و چه زمانی موضوع را به مدیر ارجاع می‌دهد. ✅ نتیجه بخواهید، نه کنترلِ لحظه‌به‌لحظه. شاخص، زمان تحویل و خروجی مطلوب را تعیین کنید؛ سپس اجازه دهید مسئول کار، مسیر اجرا را مدیریت کند. 🛑 یادمان باشد: واگذاریِ کار بدون واگذاریِ اختیار، اعتمادسازی نیست؛ انتقالِ فشار است. اگر می‌خواهید نیروهایتان رشد کنند، فقط وظیفه به آن‌ها ندهید؛ به آن‌ها حق تصمیم‌گیری متناسب هم بدهید. 🆔@H_FakhrRouhani
. «دست و پای آدم را می‌بندند، بعد می‌گویند چرا خوب شنا نکردی؟!» این پیام یکی از چندین بازخوردِ همراهانِ کانال ذیل پست اخیر است؛ توصیفی واقعی و دردناک از آن‌چه در لایه‌های زیرین بسیاری از سازمان‌ها می‌گذرد.‼️ وقتی مدیری حاضر نیست بخشی از «حق تصمیم‌گیری» را به نیروها واگذار کند، عملاً دو فاجعه هم‌زمان رخ می‌دهد: ۱. مدیر تبدیل به گلوگاه می‌شود: تمام کارهای خرد و کلان پشت درِ اتاق او صف می‌کشند و سازمان قفل می‌شود. ۲. نیروها دچار انفعال آموخته‌شده می‌شوند: افراد یاد می‌گیرند دیگر فکر نکنند، مسئولیت نپذیرند و فقط منتظر «دستور مستقیم» بمانند تا فردا توبیخ نشوند. امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در عهدنامه‌ی مالک اشتر قاعده‌ای دقیق برای ساختاردهی و سپردن کارها بیان می‌فرمایند: «وَاجْعَلْ لِرَأْسِ كُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِكَ رَأْساً مِنْهُمْ، لَا يَقْهَرُهُ كَبِيرُهَا، وَلَا يَتَشَتَّتُ عَلَيْهِ كَثِيرُهَا» > «برای هر بخش از کارهایت، مسئولی از میان آنان بگمار که بزرگی کار بر او چیره نشود و فراوانی آن او را پریشان نسازد.» (نهج‌البلاغه، نامه ۵۳) واگذاری راهبردی یعنی به جای نظارت بر تک‌تک حرکاتِ نیرو، «سرپرستِ توانمند» تعیین کنید و برای اداره‌ی آن بخش به او اختیار و پشتیبانی بدهید؛ سپس نتیجه و خروجی را مطالبه نمایید. 📌 یک اصل طلایی برای مدیران: اگر از نیرو پاسخ‌گویی می‌خواهید، باید متناسب با همان پاسخ‌گویی به او «اختیار اقدام» بدهید. واگذاری وظیفه بدون اختیار، مدیریت نیست؛ انتقالِ بی‌رحمانه‌ی فشار به زیرمجموعه است. 🆔@H_FakhrRouhani
. ⭕️ ما به امام صادق (علیه‌السلام) خیلی بدهکاریم... امروز ۱۷ ربیع‌الاول، سالروز میلاد پیامبر اعظم (ص) و رئیس مذهب حقه، حضرت امام جعفر صادق (ع) است. اما شاید یک غفلت تاریخی همواره تکرار می‌شود؛ مقارن شدن میلاد این دو نور عظیم باعث شده تا در میان شور و جشن نبوی، آن‌گونه که شایسته است به ابعاد بی‌نظیر وجودی و حق عظیمی که امام صادق (ع) بر گردن تک‌تک ما دارند، پرداخته نشود. واقعیت این است که ما امروز تمام هویت دینی، فقهی و حتی احساسی‌مان را به صادق آل‌محمد (ع) بدهکاریم: 🔹 شناسنامه شیعه با کلام او زنده است: اگر نگاهی به جوامع روایی اصلی مانند وسائل‌الشیعه بیندازید، شگفت‌زده می‌شوید؛ نزدیک به شش‌هفتم روایات فقهی، اعتقادی و اخلاقی ما از لسان مبارک امام صادق (ع) صادر شده است. این یعنی اگر میراث کلامی ایشان را برداریم، عملاً بخش اعظم فقه و شریعت شیعه بی‌صدا می‌شود. مذهب ما به نام «جعفری» شناخته شد، چون ایشان اقیانوس معارف اهل‌بیت را تدوین و تثبیت کردند. 🔸 معجزه دانشگاه ۴۰۰۰ نفری در اوج خفقان و تقیه: برخلاف تصور خیلی از ما، دوران حضرت ابداً دوران راحتی نبود؛ ایشان در میان جابجایی دو حکومت ستمگر اموی و عباسی، زیر شدیدترین فشارهای امنیتی، تقیه و مراقبت‌های اطلاعاتی منصور دوانیقی زیستند. دستور فراوان امام صادق ع به تقیه، گواه همین است که اهمیت آن ضروری بوده است. اما با یک نبوغ و راهبری الهی، در همان شرایط خفقان، بیش از ۴۰۰۰ شاگرد از مذاهب و تفکرات گوناگون تربیت نمودند که بزرگ‌ترین جهاد علمی تاریخ اسلام رقم خورد. 🔹 احیاگر نام و مزار امیرالمؤمنین (ع): بیش از یک قرن مزار مطهر امیرالمؤمنین علی (ع) از بیم نبش قبر دشمنان مخفی بود. این بیان مداوم فضائل و تثبیت جایگاه علوی توسط امام صادق (ع) بود که افکار عمومی جهان اسلام را آماده کرد تا سرانجام مزار مخفیِ مولا در نجف اشرف آشکار و زیارتگاه عاشقان شود. 🔸 ما عشق به حسین (ع) و زیارت را از ایشان داریم: تقریباً تمام متون زیارتی ناب، روایات ثواب اشک بر سیدالشهدا، فضیلت تربت کربلا و آداب زیارت امام حسین (ع) از سرچشمه کلام امام صادق (ع) به ما رسیده است. اگر امروز در فراق یا وصال کربلا می‌سوزیم، این شور حسینی را مدیون شعور و روایتگری صادق آل‌محمدیم. 🔹 مرزباریکِ برائت و توهین؛ هندسه تمدنی امام: در عصری پر از فتنه‌های مذهبی، ایشان دقیق‌ترین مرزبندی را میان «برائت از دشمنان اهل‌بیت علیهم‌السلام » و «پرهیز از سبّ و توهین به مقدسات دیگران» ترسیم فرمودند. ایشان به شیعیان آموختند که چگونه در عین پایبندی تمام‌عیار به ولایت و خط برائت، با حضور در جماعات و رعایت ادب اجتماعی، حبل وحدت مسلمین را حفظ کنند و زینت اهل‌بیت باشند که «کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لَا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً» ‼️حیف و صد افسوس که امام صادق (ع) در میان پیروانش نیز کمتر از آنچه باید شناخته شده است... میلاد پربرکت پرچمدار فکری و عاطفی مکتب تشیع، شیخ الائمه حضرت امام جعفر صادق (ع) و پیامبر رحمت (ص) بر همه پویندگان راه حق مبارک باد. 🌿🌷 🆔 @H_FakhrRouhani