با من طوری رفتار کردند که انگار دلِ من، چیزِ مهمی نبود؛و عجیب است که هنوز هم نمیتوانم با دلِ هیچکس، آنطور بیملاحظه باشم.
تو نمی خواهی عزيزت بشوم زور كه نيست!
يا نگاهم بكند چشم تو مجبور كه نيست
شده يكبار بيايي به دلم سر بزنی؟
با توام! خانه تنهايی من دور كه نيست
آنكه با شاخه گلی حرف دلش را می زد
پر درد است ولی مثل تو مغرور كه نيست
خواستم دل بكنم از تو ولی حيف نشد
لعنتی غير تو با هيچ كسی جور كه نيست
مشكل اينجاست نگفتی تو به من، ميدانم
تو نمی خواهی عزيزت بشوم زور كه نيست.🫧