eitaa logo
𝓱𝓲𝓬𝓱
77 دنبال‌کننده
267 عکس
71 ویدیو
0 فایل
_بسم رب علی«ع» شاید نوشته های یه رفیق...؛) حرفایی که حق و ناحق باهمِ:) اینجا؟! هرچه به دل بنشیند/ کپی؟! راحت باش سید..
مشاهده در ایتا
دانلود
همزمان هم دلم میخواد بلند شم واسه آینده ام بجنگم هم دلم میخواد خودم رو از روی پشت بوم پرت کنم پایین میفهمی چی میگم؟
بعضی موقع ها از خودم خیلی میترسم؛ مثلا وسط جمع بین بگو بخند ها ،یجور بلند تر از همه میخندم انگار نه انگار تا دو دقیقه پیش نفس نمیتونستم بکشم!
تمام خانه سکوت ُ تمام شهر صداست ! از این سکوت گریزان ، از آن صدا بی‌زار . .
عاشقِ یک احتمالم در کلاسِ زندگی: احتمالِ این که او هم دوست می‌دارد مرا...
اگه آدمای رومخ نبودن کسی قدر آدمای خوبو نمیدونست...
روزها با فکرِ او دیوانه ام ، شب بیشتر ! هر دو دلتنگ ِهمیم اما من اغلب بیشتر . .
دلم بدون تو غمگین و با تو افسرده است ، چه کرده‌ای که ز بود و نبودت آزرده است ؟!
گاهی نگاه میکنم به کسانی که خود را دوست خطاب می کنند اما حسادت در وجودشان آمیخته...
یه‌ ‌ مرحله‌‌ از‌ زندگی‌ هم ‌هست که بهش میگن : بی تفاوتی ناشی ‌ از‌ صبر بیش ‌ از‌ حد . اینجوریه که دیگه مثل گذشته واسه نبودن ها بی قراری نمیکنی ، بابت دیر جواب دادن ها ناراحت نمیشی ، حساسیت هات کمتر میشه و قبول میکنی که گاهی وقتا آدما رو باید تنها بذاری .
۸٠ تا نشیم؟!🤍🫂
تزریق داروی بیهوشی با دوز پایین مثل فرورفتن در مه بود. همه‌چیز آهسته محو می‌شد، و سردم شده‌ بود. هشیار شدم. پرستار نامم را پرسید، گفتم. رفت. شک کردم، اسمم همین است؟ به دست‌هایم نگاه کردم. یاد صدایی افتادم: دست حافظه داره و تو پوست من رو فراموش نمی‌کنی. خیالم راحت شد. گرم شدم.
دنیا ؟ مضحکه‌ای گریه‌انگیز است .. !