تو روم میخندن پشت سرم چه حرفا که نمیزنن و پنهون نمیکنن هی روزگار ما هر چی با دل میایم جلو اونا با عقل...:)
از چرخش روزگار دگر پیر شدم
از روز و شبم خسته و دلگیر شدم
مرگم نمیگیری سراغی از من؟!
به گمانش که جوانم به خدا پیر شدم
#نوشتهدوست
𝓱𝓲𝓬𝓱
دیگر هرگز به جایی که ترک کردهام؛ باز نخواهم گشت، حتی اگر خودم را جای گذاشته باشم...
«نبایدچون بیرون سرده،
برگردی به خونهای که آتیش گرفته.»