هدایت شده از عمارت سوخته؛
موشک عزیزم، من در انتظار تو نشسته ام تا به سمت من بیایی و مرا با خود ببری. من هراس دارم از خرداد ننگین که باید با او رو درو شوم، او هرسال در راهم ظاهر میشود و مرا زجر میدهد.
ای موشک عزیزم، بیا، بیا و مرا با خود به اعماق جهنم ببر! برایم دیگر مهم نیست که فردی خوب بوده ام یا نه! حال تنها تفکرم این است که چگونه از خرداد فرار کنم. پس بیا و کارم را تمام کن، بیا و تمامش کن که دیگر انگیزه ای برای بقا در سوپرگیم بقا در ایران ندارم.