حسین ستودهنماهنگ این رسم دنیا نیست.mp3
زمان:
حجم:
1.7M
_این رسم دنیا نیست،
انگاری هیچکس مثل من اینجوری تنها نیست(:
حــَدیــد.
ولی هرجا که خراب کردم بدون رو تو حساب کردم...
همیشه مشکل من را تو رفع میکردی
ببخش زحمت محضم ببخش سربارم.
هربار به ديدنِ عمويش ميرفت
عباس به احترام او پا ميشد
صد حيف نشد بماند و رشد كند
ميماند اگر زينب كبري ميشد (: 🖤
حــَدیــد.
هربار به ديدنِ عمويش ميرفت عباس به احترام او پا ميشد صد حيف نشد بماند و رشد كند ميماند اگر زينب كبري
روضه هایت ذره ذره آب کرده نوکرت را!
در میان مناجات ،وقتی واژهها از دهان دعا بالا میرفتند و به آستان بینام آسمان میرسیدند،من میان دو سکوت ایستاده بودم.سکوت زمین، و سکوت آنسوی فهم.
دستم به دامان خواهش بود،اما دل در حاشیهی اشک نامی را زمزمه میکرد که هم دعا بود و هم درد.انگار عشق پیش از آنکه به زبان بیاید،در مسیر نیایش متولد میشد.جایی میان لرزش صدا و فرو ریختن.او رو به قبلهای نامرئی
چنان از خود میگذشت که گویی تن، تنها سایهایست بر دیوارحضور.و من در آن میانه،نه دعا را از یاد میبردم و نه نگاهش را که هر دو، به یک نقطه ختم میشدند
جایی که خدا بیصدا از میان کلمات عبور میکند. شب مثل پارچهای سنگین بر شانهی زمان افتاده بود و ستارهها آیات پراکندهای بودند که آسمان از تلاوتشان خسته نمیشد. گاهی عشق، شکل دعاست و دعا چهرهی آشکار عشق و من میان این دو آیینهی بیانتها، خودم را گم کردم.
تا شاید در یافتن او، راهی به خویشتن روشنتر بیابم.
هیچ معترف،بنده خدا:
مهدی!
حاضرم همهی جونو مالو پدر و مادر و زن و بچه و زندگیو همه دار و ندارم رو بدم که فقط بهم بگن دروغه روضههات. نمیشه.. سیلی و سهساله نمیتونه تو یه جمله بیاد.
کلنجار میرم و هرکاری میکنم غمت نمیشه باورم.
پای أبيعبدلله رسیده به کربلا.. فرمود
این خاک امن نیست برای مخدرات،عباسجان تو از کنار محمل زینب تکان نخور..