آوا دَر حَنجَرهِ حامی پارت 13✨🤍
پیروزی در کنسرت بزرگ، برای حامی و آوا به معنای آرامش نبود؛ بلکه آغازِ نبردی در ابعاد بزرگتر بود. سیستم فاسدی که آرش بخشی از آن بود، با حذفِ او از بین نرفته بود؛ بلکه حالا حامی و آوا را به عنوان «تهدیدِ شماره یکِ» منافعِ خود میدیدند.
یک هفته پس از آن کنسرت حماسی، حامی متوجه شد که تمامِ پلتفرمهایِ پخشِ آنلاین، دسترسیِ کاربران به آثارِ جدیدِ او را محدود کردهاند. الگوریتمها تغییر کرده بودند و آهنگهایِ او به سختی به گوش مخاطبان میرسید. در دنیایِ مدرن، اگر دیده نشوی، عملاً وجود نداری.
آوا در دفترِ جدیدشان که حالا به «خانه امنِ هنر» تبدیل شده بود، با لیستی از اسامیِ ناشناس روبهرو شد. او به حامی گفت: «حامی، اونا دارن ما رو از فضای مجازی حذف میکنن. انگار که هیچوقت نبودیم. این دیگه کارِ آرش نیست؛ این کارِ کساییه که آرش براشون کار میکرد. ما داریم با یک غولِ بیچهره میجنگیم.»
در همین زمان، اتفاق عجیبی افتاد. نوازندگان و خوانندگانِ مستقلی که حامی الهامبخشِ آنها شده بود، شروع به اعتصابِ هنری کردند. آنها در خیابانها، متروها و پارکها بدونِ هیچ واسطهای ساز میزدند و پیامِ «آزادیِ صدا» را پخش میکردند. این جنبشِ مردمی، که حالا نامش «نوایِ برهنه» بود، در حال تبدیل شدن به یک جریانِ سیاسی و اجتماعیِ غیرقابلِ کنترل بود.
حامی که همیشه در خلوتِ خودش به دنبالِ حقیقت میگشت، حالا مجبور بود نقشی را ایفا کند که هرگز نمیخواست: یک رهبرِ شورشی. او و آوا باید تصمیم میگرفتند:
۱. عقبنشینی استراتژیک: به حاشیه بروند، هویتشان را مخفی کنند و موسیقیشان را به صورتِ زیرزمینی و نامنظم منتشر کنند تا از تیررسِ قدرت دور بمانند.
۲. حمله مستقیم: به جایِ پنهان شدن، یک «شبکهیِ پخشِ موازی» راه بیندازند که کاملاً خارج از کنترلِ غولهایِ تکنولوژی و شرکتهایِ بزرگ باشد (یک نوع اینترنتِ هنریِ خصوصی).
۳. نفوذ از درون: یکی از آنها (مثلاً آوا) باید واردِ سیستم شود و با هویتِ جعلی، از درون شروع به هک کردن و تغییرِ پروتکلهایِ پخش کند تا آثارِ حامی دوباره آزادانه پخش شود.