eitaa logo
{نیمـہ اے از قلبم✨}
38 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
«بـہ نام چشم هاے زیبایش» رمانے پر از احساس هایے خآص❤️ | رمان نیمـہ اے از قلبم | °ـ؋ـصل اول° با شخصیت هایے خاص✨ بـہ قلم:مهلا
مشاهده در ایتا
دانلود
استایل آوین 🖤
پیام ناشناس✨ ... آفرین درست گفتی 🙂من نازگلم🌀 ❤️✨ آوین:😌 مهلا:بح بحح
پیام ناشناس ✨ ... اینقدر عالییی بود که استرسی شدم😂 ❤️✨ آوین:به به 😂🤣 مهلا:😂✨
بابا آمارو ببین 🥹🥹
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:7 Fasl:1 حامی و اوین روی نیمکت های پارک نشسته بودن حامی:راستی شما فن پیج من هستید؟ اوین:بله حامی:حالا شاید فن پیج باشید ولی در اون حد من رو دوست نداشته باشید اوین:اخه این چه حرفیه حامی:ببینید من از روز اول تو کافه عاشق شما شدم ولی نمیدونم شما حستون به من چیه اوین:خب من همیشه شما رو دوست داشتم و خواهم داشت میشه بیشتر توضیح بدید حامی:اوین خانم بی زحمت شماره مادر گرامی تون رو بدید بدم به مادرم برای امر خیر اوین شوکه شد بغض کرده بود از خوشحالی اوین:ب..باشه** * 0913 حامی: مرسی فقط چرا ناراحت شدید بغض کردین اوین:من شوکه شدم اخه حامی:بی زحمت همراه من بیاین اوین و حامی رفتند دم ماشین حامی در عقب رو باز کرد اوین همچین انتظاری نداشت یهو. با یه دسته گل رز قرمز رو برو شد حامی:ب.سفرمایید🙂 اوین:ای..این برا منه؟۴ک حامی:بله برای عشق زندگیم اوین:اوخیی حامی اوین رو رسوند خونه خودش هم به سمت خونه مامان لیلا راه افتاد از ذوق نمیدونست چیکار کنه زنگ در رو زد بابا‌حمید:کیه حامی:بابا منم در باز شد حامی از پله ها بالا رفت رسید به در در رو جانا باز کرده بود حامی:سلامم جانا:سلام چقدر انرژی داری تو حامی:چشم نکنی😌 مامان لیلا:سلام حامی:سلام باباحمید:سلام حامی:سلام حامی نشست رو مبل حامی:یه خبر خوب مامان لیلا:چیشده حامی:مامان یه شماره میدم زنگ میزنی مامان لیلا:برای چی حامی:واسه ی.....
دسته گلی که حامیم به آوین داد 🤍
پیام ناشناس✨ ... خیلی ذوق کردممممم خدا از این شانسا به ماهم بده 😭😅 پارت بعدی رو بده پلیززززز 🥹 ❤️✨ آوین:آخییی،باش 😂 مهلا:هعیی...چشم🌱🤍
پیام ناشناس✨ ... وییییییی 😭😭😭😭😭😭 ❤️✨ آوین:آخیییی🌕 مهلا:🙃🤍
پیام ناشناس✨ ... بابا به به 😭🥺 ❤️✨ آوین:آخیییییی مهلا:😉🙃