eitaa logo
{نیمـہ اے از قلبم✨}
52 دنبال‌کننده
13 عکس
1 ویدیو
0 فایل
«بـہ نام چشم هاے زیبایش» رمانے پر از احساس هایے خآص❤️ | رمان نیمـہ اے از قلبم | °ـ؋ـصل اول° با شخصیت هایے خاص✨ بـہ قلم:مهلا
مشاهده در ایتا
دانلود
پیام ناشناس✨ ... پرفکت 😭 ❤️✨ آوین:قربونت مهلا:
پیام ناشناس ✨ ... عالیههههههااه ❤️✨ آوین:محشرهههههههه مهلا:
پیام ناشناس✨ ... پارت بعدی لطفااااا ❤️✨ آوین:باش مهلا:
پیام ناشناس ✨ ... چخبرررر ❤️✨ آوین:هیچی مهلا:
پیام ناشناس ✨ ... ۶ روز دیگهههه مدرسههههه ❤️✨ آوین:اصن عالیه مهلا:
★Roman nime I AZ ghalbam★ Part:15 Fasl:1 ارش:بعید میدونم حامی:چه خبر ارش:حرف تو حرف میاری حامی:ای بابا ارش:سلامتی تو خوبی خانواده خوبن حامی:مرسی دادا ارش:چه خبر از مهراد حامی:مهراد خبری ازش ندارم ارش:اهنگ جدید نداری حامی:دارم ولی فعلا تکمیل نیست ارش:موفق باشی حامی:فداتشم ارش:خب من برم حامی:کجا ارش:برم کار دارم حامی:با کی ارش:😳😁 حامی:تلافی ارش:دیگه قدرتت رو نشون میده حامی:قویم ارش:خدافظ حامی:به سلامت در بسته شد حامی نشست رو مبلا تو اکسپلور می‌گشت پی ام اومد از طرف ناشناس به حامی پیام:سلام شما غلط کردی رفتی با زن من بیرون میری کافه اش..دیگه نبینم دور و برش فهمیدی حامی:این چی میگه و بهش گفت: سلام زن شما؟ پیام:بله زن من دیگه هم پیام نده حامی خیلی دلش گرفت ناراحت شد نمیدونست چیکار کنه به اوین پیام داد: سلام خوشگلم ..تو شوهر داری اوین سریع پیام دید:نه چطور حامی:چون یکی بهم گفت دیگه نرو کافه زنم اوین:وای این پسر عمومه حامی:چیکارس اوین:اومده خواستگاریم حامی:خب اوین:من دلم باهاش نبود بابام اسرار کرد دید من نمیخوامش دست از سرم برداشت و به بابام که ترو گفتم قبول کرد همون لحظه رضا:اوین اوین:بله رضا:خواستگارت کی بود اوین:حامی رضا:اون بدرد تو نمیخوره اوین:ولی بابا رضا: همینه که گفتم عموت ناراحت میشه
شبتون بخیر ❤️✨