در دلش قاصدکی بود خبر میآورد
دخترت داشت سر از کار تو در میآورد
غصه میخورد ولی یاد تو تسکینش بود
هر غمی داشت فقط نام پدر میآورد
او که میخواند تو را قافله ساکت میشد
عمه ناگه به میان حرف سفر میآورد
دختر و این همه غم؟! آه سرم درد گرفت
آن طرف یک نفر انگار که سر میآورد
آن طرف یک نفر انگار که سر در گم بود
مادری دختر خود را به نظر میآورد
زن غساله چه میدید که با خود میگفت
مادرت کاش به جای تو پسر میآورد!!
- کاظم بهمنی
کسی چه میدونه؟
شاید بالشت توی زندگی قبلیش یه" آدم امن" بوده!
موقع خوشحالی بغلش میکنی و از ته دل قهقهه میزنی.
موقع ناراحتی سرتو رو شونش میذاری و هق هق میکنی.
موقع عصبانیت با مشت هات به جونش میفتی و کیسه بوکس احساساتت میشه.
موقعی هم که هیچکس نیست؛ اون هست تا اشکاتو پاک کنه، بدون منت!
تازه توقعی هم نداره و تغییر شکل هم نمیده. مثل پتو نیست که مدام باز و بسته بشه!
گاهی هم باید از بالشتم بابت تموم بغل های امن و گرمش، سنگ صبور بودنش و پاک کردن اشکام تشکر کنم!
سید محمدرضا نوشه ورenc_16929084663832690037337.mp3
زمان:
حجم:
1.8M
محشره رقیه..
بهترین اسم دختره رقیه..🖤
محمد ابراهیمی اصلenc_16989271762548325552639.mp3
زمان:
حجم:
4M
دنیا قشنگ نبود
کربلا نبود✨