آنسوی اشارهام
به آبها، به اضطراب آفتاب
به چتر سبز و سیبها
به رشتهکوه و شانهها
تو ایستاده بودی و حواسِ پرتِ برگ را به آشیانِ جوجهی یتیم وصله میزدی.
تویی که جنگ را بدل به جیکجیک میکنی
بدل به رنج وزندار
بدل به سایهها، به شعر
تویی که گریه را گره به آستین صبر خسته میزنی
تفنگ را به خورد خاکهای مرده میدهی
درخت را شبی بساز میکنی
که ساز دست دختران بستهپای روستای ما شود
بگو که آن سرِ جهان
درخت را شبیهِ دار دیدهاند؟
#سحر_هادیان
@hadian_sahar
خدایا!
اگر در او برای من خیری هست
او را نصیب من کن؛
و اگر در او خیری برای من نیست
در او برای من خیری قرار بده
و او را نصیب من کن...🩷
#امروالقیس
@hadian_sahar
خوشبخت آن دلی که به دوری دچار نیست
بیچاره آن تنی که در آغوش یار نیست
#سحر_هادیان
@hadian_sahar
21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#سحر_هادیان در جمع نامزدهای اولین دوره جشنواره مستقل شعر کرج
جایزه علی کریمی کلایه (جایزه ملی غزل)
#بخش_اصلی_کتاب (مجموعه غزل)
تاریخ مراسم اختتامیه (در مهرماه) در اطلاعیه بعدی اعلام میگردد
#انجمن_شعر_کرج
#مجتمع_تجاری_فرهنگی_مهرادمال
#کانون_آگهی_و_تبلیغات_گلفام
#خانه_هنر_و_ادب_ریوار
@hadian_sahar
https://t.me/sherekaraj
https://t.me/hadian_sahar
عیش؟ نشنیدهام نمیدانم
لغت فارسیست یا عربی؟
#طالب_آملی
پناه بر شعر
@hadian_sahar
در آن قضیه که با ما به صلح باشد دوست
اگر جهان همه دشمن شود، چه غم دارم؟
#سعدی
@hadian_sahar
تمام هفته سه انگشتِ مانده لای درم
سهشنبهها خودمم، روشنم، زنم، سحرم!
#سحر_هادیان
@hadian_sahar
#برای_او
چراغ کوچک او آفتاب از آب درآمد
بدون چلهنشستن، شراب از آب درآمد
دهانهی دهنش دکّهی کتابفروشیست
که بین آن همه توزَرد، ناب از آب درآمد
درون آدم کمحرف، یک جهان بزرگ است
صدای گوشه نشسته، کتاب از آب درآمد
ندید عیب کسی را و رسم تازه در انداخت
به رسم زود گذشتن، شهاب از آب در آمد
برای دیگری آبی درون دیگ نجوشاند
برای هرکه بجز من سراب از آب درآمد
شب است؛ خواستم از او گناه مشترکی را
خوشا دعای سحر مستجاب از آب درآمد...
#سحر_هادیان
@hadian_sahar
«اللّهمَّ اجْعَل نَفْسی اوّلَ کَریمةٍ تَنْتَزِعُها مِنْ کَرائمی»
«خدایا از چیزهای ارزشمند زندگی، جانم اوّلین چیزی باشد که از من میگیری.»
حضرت امیر(ع)
پارهای از خطبهی ۲۱۵ نهجالبلاغه
@hadian_sahar