eitaa logo
حدیث اشک
15.9هزار دنبال‌کننده
173 عکس
262 ویدیو
21 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی چیست؟ زائر تو شدن می‌رسد کی به من حواله‌ی تو؟ تازه چشمم به اربعینت دید: چه شرابی‌ست در پیاله‌ی تو شاهراه بهشت نیست مگر غم عشقِ هزار ساله‌ی تو دل ما خون و چشمْ مجنون شد با تماشای دشت لاله‌ی تو مقتل آتش گرفت و اشک نوشت: آه! صد پاره شد رساله‌ی تو آه! ای چشمِ بازِ سوی خیام! آید از قتلگاه ناله‌ی تو... نشکند تا که در غل و زنجیر گِرد آیینه‌هاست هاله‌ی تو دید خورشید را در آغوشش فاتح شام شد سه ساله‌ی تو منتظر ایستاده‌ایم هنوز، می‌رسد جمعه‌ای سُلاله‌ی تو... @hadithashk
به زبان آمده ام با کلماتی که تویی برده ام نام تو را با صلواتی که تویی زندگی با نفس سبز تو جریان دارد زنده‌ام زنده به آن آب حیاتی که تویی وسط هر چه دوراهی دل خود را دادم به‌همین راه ؛ همین راه نجاتی که تویی سالیانی‌ست کنار تو اقامت دارم که اقامه کنم آن روح صلاتی که تویی کشته‌ی اشک،بمیریم الهی که خداست مرثیه‌خوان قتیل العبراتی که تویی روضه‌ی باز مقاتل لب خشکیده‌ی توست تشنه ام تشنه‌ی آن آب فراتی که تویی @hadithashk
شرمنده کردی بار دیگر این گدا را شکر خدا دیدم دوباره کربلا را من مانده ام بیدار یا خوابم حسین جان یعنی تو مهمان کرده ای این بی نوا را ؟! جز کربلا جایی به این نوکر نسازد جز کربلا اصلا بگو دارم کجا را جان خودت ، جانم به لبهایم بیاید از من اگر گیرند این دارالشفا را من از خودم شرمنده گشتم تا که دیدم موکب به موکب نوکران بی ریا را من مانده ام دیده چه در این زندگانی آن که ندیده این زمین با صفا را هر اربعین بر تشنگانت می چشانی یک قطره از آن رحمت بی انتها را تو شاهدی هر جا که رفتم یاد کردم جامانده ها ، جامانده ها ، جا مانده ها را @hadithashk
عقل مات است از مقاماتش صبر یعنی نزول آیاتش جان بقربان احتراماتش عرش تا فرش از عنایاتش.. همه مستند مست جام حسین اهل ذکرند ذکر نام حسین کیست بانی روضه ها زینب کیست زهرای کربلا زینب کاروان را گره گشا زینب نوحه ی گریه دار ما زینب عمّه پیر و قدکمان زینب غصه ی صاحب الزمان زینب ما گدایان سر بزیر تواییم جان عباس ما فقیر تواییم همه جاروکش مسیر تواییم تو امیری و ما اسیر تواییم این اسیران خویش را دریاب السلام ای مفتح الابواب ما چهل روز گریه آوردیم تا حسین تو را صدا کردیم مثل برگ خزان اگر زردیم دور افتادگان پر دردیم کاش میشد که کربلا باشیم در حرم زائر شما باشیم ای که از راه شام برگشتی وه چه با احترام برگشتی عالمی را تو کربلا کردی چه حسینیه ای به پا کردی زائرانی که خسته آمده اند همگی دلشکسته آمده اند با نسیم عزا زمین خوردند از روی ناقه ها زمین خوردند مثل گلبرگ لاله افتادند یاد طفلی سه ساله افتادند آه با این نگاه راه برو تا دم قتلگاه راه برو دیگر ای رنج برده روضه بخوان با دلی زخم خورده روضه بخوان یاد کن بالجراح خورد زمین از روی ذوالجناح خورد زمین یاد کن ناله ی حزینش را روی این خاکها جبینش را نعل مرکب به پهلویش که گرفت تیغ بر کتف و بازویش که گرفت می گرفتی عزای آقا را می شنیدی صدای زهرا را با لب تشنه یاد سقّا بود بی علی اکبرش چه تنها بود نفسش که زیاد و کم میشد یا به چپ یا به راست خم میشد با همان حال ، آه برمیگشت به سوی خیمه گاه برمیگشت تا نگاهی به بانوان نخورد عزّت این حرم تکان نخورد راستی از غمی تمام بگو کمی از ماجرای شام بگو عزّت این حرم تکان که نخورد؟! راه بانو به این و آن که نخورد؟! @hadithashk
خواهرت از سفر اومد عزیزم شب هجرون به سر اومد عزیزم اینجا بود صدای پهلوت در اومد اگه گریه‌مون در اومد عزیزم میون اونهمه جنجال یادمه اینجا بود که رفتی از حال یادمه ذوالجناحت برامون خبر آوورد که زمین خوردی توو گودال یادمه یادته چقدر برات ناله زدم برا ضعف دست و پات ناله زدم نیزه خوردی جای آب توو قتلگاه تا رسید بهم صدات ناله زدم من با این دل حزین چیکار کنم حال و روزم و ببین چیکار کنم لحظه ی جداییمون گریه داره حالا بعد اربعین چیکار کنم من عجب غم علمداری دیدم روز بدتر از شب تاری دیدم منی که سایه م و همسایه ندید آخرش چه کوچه بازاری دیدم داره انگار بوی مادرم میاد بوی موی علی اکبرم میاد پاشو عمّه جان ازم حالی بپرس قدّ خم ببین به پیکرم میاد؟ رو دلم غم یه دنیا رو ببین روضه دختر و بابا رو ببین این سفر رقیه ت و ازم گرفت نمک زیارت ما رو ببین خمیده خمیده از راه اومدم آخ که با غمای جانکاه اومدم زیر خاک گذاشتمش با پیرهنش به یاد خرابه با آه اومدم غم زیاده ازم از یه غم نپرس بعضی چیزارو زیاد و کم نپرس دل شاه لافتی را خون نکن از توی کاخ یزید ازم نپرس @hadithashk
دمت كجاست مسيحا، منم، مسيحا من مباد زندگي بي توأم ، مبادا من سر مزار خودم زار میزنم یا تو؟ ((تویی که در دل این خاک خفته ای یا من؟)) به ابر، اشك و به صبر استقامتم آموخت شکوهِ كوه منم شکوه های دریا ، من تو در حماسهء خون جز خدا نمی دیدی و آنکه در نظرش این غم است زیبا ، من از آن شبی که رقیه به دامنم جان داد خجالت است برایم که مانده صد دامن سپر شدم که عزیز تو کعب نی نخورد تنی سیاه نشد مثل کعبه الا من چه کرد بی کسی زینب و حرم با تو چه کرد همسفر ناکسان شدن با من به نعل تازه زند اتهام پنجهء شمر چه شد لباس تو، مبهوت از اين معما من تنت به خاک و سرت در تنور ،پس حق داشت نمی شناخت تو را هر که دید، حتی من حصير كهنه چرا ،چادرم مگر كه نبود بجای که بغلت کرده است- آیا من؟ ظهور منتقم تو چه نذرها دیده است هر آنكه تحفه ای آورد ،اربعين را من @hadithashk
من آیه ی تطهیر را بر خاک دیدم بر روی آیه پنجه ی ناپاک دیدم دیدی گریبان دلم را چاک کردم؟ چون بر لب قرآن ناطق چاک دیدم @hadithashk
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کیست بانی روضه ها زینب کیست زهرای کربلا زینب کاروان را گره گشا زینب نوحه ی گریه دار ما زینب عمّه پیر و قدکمان زینب غصه ی صاحب الزمان زینب @hadithashk
هجران عاشقانهء ما مستدام شد فجر سپید طالع ما رو به شام شد آن بانویی که مرجع حوّا و مریم است با زادهء زیادِ لعین همکلام شد از برکت قدوم عزیزانت ای عزیز بازار شهر شام پر از ازدحام شد وقتی سر مطهر تو بین سفره بود برمن طعام و آب گوارا حرام شد دیدار ماه روی تو بالای نیزه ها بر زخم های پلک ترم التیام شد با حکم قتل نفس زکیه به کربلاء اسلام را نصیب و جزا والسلام شد این داستان ما که هزار و چهل شب است امروز نزد خاک شریفت تمام شد
بزارید گریه کنم ، دلم گرفته بی حساب شاید آروم بگیرم ، بعدِ یه دنیا اضطراب دلخوشیِ زندگیم رقیه ی تو بود حسین گوشه ی خرابه خواهرت شده خونه خراب بعد دیدن تنت رو خاک گرم کربلا خاطرات غارت خیمه منو میده عذاب از همون لحظه که اصغرت رو لب تشنه زدن هیشکی آب نمیخوره جلوی چشمای رباب جگرم میسوزه و مُردنم آرزوم شده از همون دم که دیدم سرت رو تو طشت شراب هرجا رفتم این روزا، همه منو نشون دادن انگاری که خنده کردن به اسیر داره ثواب مَحرمام که جون دادن ، حرمت من شکسته شد آخه هیچ کسی دیگه برام نمیگیره رکاب پشت نیزه ی سرت ، بر سرمون داد میزدن دست بچه ها و زینبت رو بستن با طناب بعد عباسِ علمدار و علیِ اکبرم منو بردن توی کوچه و بازارا بی نقاب حرفامو باهات زدم میرم که وقت رفتنه این جدایی از تو ، قلب زینب و کرده کباب @hadithashk
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
همه مستند مست جام حسین اهل ذکرند ذکر نام حسین @hadithashk
برخیز آمدم ز سفر نور دیده ام آقا سلام ، زینب قامت خمیده ام شرح سفر بخوان تو ز رنگ پریده ام دیگر مپرس آنچه که در شام دیده ام ای جان فدای زمزمه ی آخرین تو از ره رسیده قافله ی اربعین تو ای داغدار داغ تو گردون حسین من باشد جراحتت ز حد افزون حسین من ای قلب من چو روی تو پرخون حسین من «ای کشته ی فتاده به هامون» حسین من بر زخم های سینه ی زینب تو مرهمی با خستگانِ راه ، بگو خیر مقدمی با دست بسته راه به هر فتنه بسته ام سرو است قامتم اگر از پا نشسته ام کی تازیانه می کند از عشق خسته ام ؟ گفتی شبیه مثل مادر پهلو شکسته ام زخمی دلم ز کوچه ی نحس یهودی است سر تا به پا تمام تن من کبودی است مردانه داد بر سر بیداد می زدم با خطبه نیش بر دل جلاد می زدم دیدی اگر که ناله و فریاد می زدم او چوب بر لبان تو من داد می زدم ای ماه پاره زینت طشت طلا شدی داغی دوباره بر دل بریان ما شدی ماموریت دقیق شد انجام ، السلام کار عدو رسید به اتمام ، السلام ای سرجدا مجاهد اسلام السلام برگشته زینب از سفر شام السلام طفل رباب آن گل بی خار در کجاست آزاد گشته آب ، علمدار در کجاست حالا که آمدم ز اسیری برادرم با من نگو شکسته و پیری ، برادرم داریم در خرابه سفیری برادرم از دخترت سراغ نگیری برادرم پر زد کنار رأس تو روحش ز تن حسین شد چادر سکینه برایش کفن حسین @hadithashk