eitaa logo
حدیث اشک
16.5هزار دنبال‌کننده
182 عکس
267 ویدیو
22 فایل
کانال رسمی سایت"" حدیث اشک"" http://hadithashk.com اینستاگرام: http://instagram.com/hadith_ashk ارتباط با ادمین @pourrajab70 @asgharpoor53 لطفا درخواست تبلیغات نفرمایید پیام رسان بله https://ble.ir/hadithashk تلگرام: http://t.me/hadithashk
مشاهده در ایتا
دانلود
من خیالْ آسوده ام آن دَم، اَجَل سر می رسد تا نَفَس هایم در این عالم به آخر می رسد بارها خواندم حکایاتِ رسول ترک را نوکری شد مُحتضر، ارباب از در می رسد اسمِ او برداشت از هر عبدِ آلوده عذاب لطفِ بی پایانِ او تا بَعدِ محشر می رسد دفن و کفْن نوکرانش را خودش گردن گرفت بر سرِ خُدّامِ خود، مولا و سرور می رسد چیست واجبتر زِ "روضه" موقعِ تلقین ما "یا حسین" گفتن به داد و آهِ نوکر می رسد اسمع افهم یا فُلان بن فُلان ، آرام باش آن امام مهربان مهر پرور می رسد لحظه ی تدفین،گریزِ روضه خوان ها بوریاست همزمان از آسمان، فریادِ مادر می رسد هر مسلمانی کَفَن شد بعدِ مرگِ خود، فقط بی کفن بودن به یک بابا و دختر می رسد @hadithashk
از هم اکنون که ماه شعبان است باید آماده ی حضور شوی باید از قبلِ موقفِ رمضان پاک گردی و غرق نور شوی بگذر از هر چه بیش و کم اکنون خیز و بردار یک قدم اکنون بگذر از دیگران تو هم اکنون تا پسندیده ی غفور شوی لحظه لحظه به یاد مُردن باش از هم اکنون به فکر رفتن باش  زودتر فکر توبه کردن باش عاقبت راهیِ قبور شوی گر شوی غافل از چنین رحمت عاقبت تو بمانی و حسرت حیف باشد اگر در این فرصت صرف تقصیر یا قصور شوی تا "تو" باشی چه جا برای "او"ست ؟! بگذر از خود رها شو از این پوست نرسی تا مقامِ قُربِ دوست مگر از نفسِ خویش دور شوی ادعا مثل حرف بسیار است کو کسی که فدایی یار است؟! اگر از تو امام تو خواهد ... میتوانی که در تنور شوی؟! شاید این ماه ماه آخر بود شاید آقایمان ظهور نمود آری ای منتظِر ز جا برخیز باید آماده ظهور شوی @hadithashk
از همان روزی که خالق قصد خلقت داشته مرتضی از سوی حق حکم ولایت داشته مهر حیدر پخش شد بر صفحه ی عالم ، سپس فاطمه بر این محبت ها نظارت داشته هر که از این مهر سهمی داشت قطعا فاطمه بر دلش کرده نگاهی و عنایت داشته فاطمه می‌خواند و بر لوحی ملک حک می‌نمود فاطمه ز این کارها قصد شفاعت داشته کار خلقت رفت تا آنجا که شد روز حسین آن که بر خون خدای خویش شهرت داشته آن که پیش از خلق آدم روضه اش در عرش بود آن که با مادر میان بطن صحبت داشته آن که آیات خدا را بر خلائق میگشود آن که روی نیزه هم قرآن تلاوت داشته روز میلادش که شد گفتم که در بیت علی شک ندارم خالقش قصد قیامت داشته وعده ای کرده است از بهر شفاعت شیعه را شیعه با این وعده قطعا مرگ راحت داشته یاد دارم مادرم میگفت فرزندم ، حسین از همان طفلی ز تو در دل محبت داشته برترین راه سعادت راه اجداد من است بر تو و آل تو ایل من ارادت داشته ای که بر حلقوم تو میداد بوسه مصطفی عصر عاشورا عیان گردید حکمت داشته روضه خوان می‌خواند قاتل تیغ بر رگها کشید روضه خوان میگفت قاتل قصد قربت داشته جان فدای خواهری که زیر شلاق ستم بوسه بر رگهات زد چون با تو بیعت داشته جان فدای خواهری که شام را ویرانه کرد جان فدای هر که در بزم تو غیرت داشته @hadithashk
🔸ابن شاذان نقل می‌کند: روزی جناب علی‌اکبر علیه‌السلام از حضرت امام حسین علیه‌السلام در غیر فصلش انگور طلبید، حضرت دست بر ستون مسجد برده و مقداری انگور بیرون آورد و به فرزندش داد. ای زاهدِ پژمرده، بِدَر جامه‌ی پرهیز برخیز که جوشیده مِی از خاکِ رُطَب‌خیز سر با طَرَب آر و به تُرابش بِنَه، این مرد می‌آورد از سنگْ، رَز و باده‌ی لبریز * بر دربِ شفاخانه‌ی تو دردْ بهانه‌ست من آمده‌ام در طلبِ لحظه‌ی تجویز لطفِ تو وسیع است، به حدّی که بگویم: قلبِ منی و ، مهر و تولّای تو دهلیز هم از قِبَلِ وهم و خیالم گذری کن هم بر دلِ بی‌چاره‌ی تصویرِ رُخَت نیز در مملکتِ عشقِ تو چون نرم تَنان‌ام بُنیانِ من آهسته و نورِ نظرت تیز ای جان به فدایت نظری بر دلِ ما کن گردد به نگاهِ تو گُهَر ، ذرّه‌ی ناچیز @hadithashk
آمد مه شعبان و اعیاد در این باشد این ماه به میلاد انوار قرین باشد شد سوم شعبان و گردیده جهان خُرّم میلاد پر از نور سلطان مبین باشد چون داور و پیغمبر چون فاطمه و حیدر امشب حسن از میلادخوشحال ترین باشد "در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود کان شاهد بازاری وین پرده نشین باشد " در چارم شعبان هم بنگر بسر آمد غم کز مولد بوفاضل شاد اُمّ بنین باشد گفتا که ابالفضلم قربان بنی الزهرا آیین وفاداری والله همین باشد چون پنجم شعبان شد عالم شکرستان شد عیدانه فراوان شد تا باد چنین باشد تابید مه سجاد، شهبانو و شه بس شاد شهر بانو ی ایرانی مهر ست و مهین باشد در یازده شعبان تابید مهی تابان کز پرتو نور آن ، رخشنده زمین باشد مانند یل خیبر آمد علیِ اکبر هم قامت او محشر، هم ماه جبین باشد در نیمه بهار آمد، از راه نگار آمد برخیز که یار آمد، چون دُرِّ ثَمین باشد صاحب کرمی آمد، زیبا صنمی آمد انگشتری دین را آمد که نگین باشد شب رفت و سحر آمد،هنگام ظفر آمد کآن پرچم جاءالحق، بر قله دین باشد @hadithashk
ای ساقی هر سبو اباعبدالله ای بر دلم آرزو اباعبدالله ای دوست میان غصه هایت هرشب یک ذکر بگو ، بگو اباعبدالله @hadithashk
شام مارا سحر رسید امشب آسمان را قمر رسید امشب می به ما بیشتر رسید امشب که علی را ثمر رسید امشب عشق اینجا قدم قدم آمد حضرتِ صاحبِ علم آمد بنویسید او ابالادب است او به خلق تمام ما سبب است از دم او مسیح در عجب است شیر غران حیدری نسب است در کرمخانه کار او بذل است مرحبا هر که با ابالفضل است ذکر هر روز ما ابوفاضل درد هارا دوا ابوفاضل شاه مشگل گشا ابوفاضل کاشف الکرب یا ابوفاضل عالمی غرق در جمال تو باد شیر ام البنین حلال تو باد مرد میدان ما جگر دارد رزم حیدر در او اثر دارد مالک از خشم او خبر دارد وای اگر که نقاب بردارد کیست او؟ اینقدر مثال علیست که در او عزت و جلال علیست آمده اقتدا به یار کند لشگر کفر تار و مار کند یک به یک صید را شکار کند لشگر از خشم او فرار کند بین میدان رزم شد غوغا بی پسر مانده بود ابوشعثا ای دلیر نبرد ها عباس غیرت شاه کربلا عباس ساقی علقمه اَلا عباس دست ما بگیر یا عباس گرچه دستی نمانده بر تن تو دستهای همه به دامن تو @hadithashk
حیوان صفتی دعوی انسان میزد در خون جوانان وطن نان میزد آن شب که وطن زخم به پیشانی داشت پسمانده پهلوی فراخوان میزد بی شک که دل اهل دعا را سوزاند او قلب تمام شهدا را سوزاند آنکس که لباس کینه پوشید آن شب آرامگه سبزقبارا سوزاند این بارگران شانه مارا سوزاند همسایه کاشانه مارا سوزاند میخواست شرابخانه تاسیس کند آن دست که میخانه مارا سوزاند @hadithashk
خوشحال تر از ملائک، حتی فطرس مدیون تو بیشتر منم یا فطرس هرکس سمتی گرفته در خانه تو من هم شده ام سفیر تو با فطرس @hadithashk
با اذن زهرا ای مسلمانان در میدان مردانه باید ماند پای پرچم ایران امروز روز تفرقه در بین امت نیست دنیای ما روشن شده، حرفی ز ظلمت نیست امروز باید حامی حزب خدا باشیم ما سوره فتحیم، باید یکصدا باشیم خون به ناحق ریخته در یادمان باشد "لا تَقتُوُلوا نفس التی" فریادمان باشد ثابت شده در جنگ با صهیون نمی بازیم از خونشان در عرصه میدان کفن سازیم صهیون خبر از غیرت این مردمان دارد از غرش سجیل ترس بی امان دارد او خوب می‌داند که غیرت در سرشت ماست او خوب می‌داند شهادت سرنوشت ماست جان دادن در راه حق راه نجات ماست آری شهادت تازه "آغاز حیات" ماست ما منتظر تا باز هم حکم ولی آید فرمان حمله از سوی سید علی آید فرمان دهد این بار اسرائیل نابود است این "آتش غیرت" میان کاخ نمرود است چیزی نمانده تا که دنیا در امان باشد دنیا به کام مهدی صاحب زمان باشد پایان رسیده ظلم اسرائیل و آمریکا چیزی نمانده تا نماز مسجدالاقصی @hadithashk
سلام و ارادت سایت حدیث اشک بخاطر قطع اینترنت بین‌المللی در دسترس نیست ان شاالله به محض برقراری نت به سایت و اشعار دسترسی خواهید داشت مورد آخر اینکه ما هیچ تبلیغاتی انجام نمیدیم لطفا درخواست تعرفه نکنید
رسید وقت جنونم ، پیاله دست شدم تهی از آنچه که بود و از آنچه هست شدم به لطف ابروی یارم ، قمر پرست شدم نگاه من به نگاهش گرفت و مست شدم بریز باده ببین امشبم چه جذاب است شب وصال و ظهور جناب ارباب است خبر دهید به فطرس پناه آمده است از این کویر به امواج راه آمده است به جلوه های الهی گواه آمده است بگو به گوش غلامان که شاه آمده است هزار جن و ملک نوکران و رعیت اوست تمام عالم امکان برای حضرت اوست ابوتراب به سینه تراب میگیرد به دست های نبی طفل ، خواب میگیرد حسن به او چو "عزیزم" خطاب میگیرد خدا ز اهل جهنم عذاب میگیرد ندا رسید ز عرش این ، به جانب احباب تمام آب جهان وقف طفل مادر آب چقدر در بغلش باده و عسل دارد ردیف های دو ابروی او غزل دارد حدیث عشق و جنون ریشه در ازل دارد خدا برای خودش حال یک بدل دارد شرف گرفته زمین ، آبرو گرفته سما رسید خون خدا در جمال ثارالله به پشت خانه ی مولا مسیح را دیدند کلیم و نوح و خلیل و ذبیح را دیدند همینکه خنده ی ناز و ملیح را دیدند چقدر سوره و نص صریح را دیدند نشانه های خداوند راستین دارد هزار یوسف مصری به آستین دارد به یمن آمدنت آسمان به بارش کرد تمام رزق زمین از رخ تو تابش کرد خدا به دست تو جنات را نگارش کرد حبیب گفت بمیرم ، دو بار خواهش کرد میان چشم عوالم ، کنار طفل صغیر بگفت جؤن: امیری حسینْ نعم الامیر حسین ای همه ی علت حیات بشر طلوع و وقت غروب و مساء و ظهر و سحر حسین ، نام تو شیرین تر از نبات و شکر ز لحظه های نبودن به خیمه ی تو ، حذر نبود روح مناجات ، اگر حسین نبود! شرف نداشت سماوات ، اگر حسین نبود! رسیده باز گدایت گدای هر سالی دلش گرفته از این عمر و این سبک‌بالی عجیب نیست چنین حال ناخوش احوالی چنین شبی حرمت... آه ... جای ما خالی! "دلم برای تو تنگ است" این مشخصه ام دمی است در به در مذبح المقدسه ام چه مقتلی ، چه امیری ، چه جسم بی جانی چه قاتلی ، چه سنانی ، چه حال خندانی نماند زیر لگد نه لبی ، نه دندانی میان این همه کشته چرا تو عریانی؟! هر آنچه رفت زیادم ، نرفت این از ییاد چقدر نیزه سنان جای آب خوردت داد @hadithashk