ای شاه شهید یا اباعبدالله
ای نور امید یا اباعبدالله
فرمایش تو نص کلام الله است
قرآن مجید یا اباعبدالله
من پارچه سیاه دیوار غمم
من را بخرید یا اباعبدالله
تو حرّ رجیم را نجاتش دادی
ای صبح سپید یا اباعبدالله
خیرات جهان پشت در خانه توست
دست تو کلید یا اباعبدالله
از داخل چاه یوسف از بهر نجات
فریاد کشید یا اباعبدالله
از خون شهیدان وطن در همه حال
نام تو دمید یا اباعبدالله
لعنت به جماعتی که چون گله گرگ
جسم تو درید یا اباعبدالله
تنها وسط سپاه گیر افتادی
مظلوم وحید یا اباعبدالله
افتاد به چنگ شمر و شد رنگ خضاب
آن زلف سفید یا اباعبدالله
افتاد به دست خیزران دندانت
در کاخ یزید یا اباعبدالله
#عزیزم_حسین_ع
#یا_ابا_عبدالله_الحسین
@hadithashk
عاشق به سرش فکر و خیالی دارد
هر لحظه دلم ز من سوالی دارد
تنها فقط آن سه ساله میداند که
جا مانده اربعین چه حالی دارد
#جاموندها
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
ای روضه ی تو آبروی عرش نشین ها
ای مقتل تو قبله ی مقبول زمین ها
ای پاک ترین کشته ی ناپاک ترین ها
دارم گله هایی به تو از دست همین ها
دیدم به تمام بدنت نیزه شکاندند
روی تن صد پاره ی تو اسب دواندند
دارند ز هم اغلب عشاق، نشانه
تا خیمه شدم با لگد و مُشت روانه
بعد تو شدم مردترین مرد زمانه
بر حنجر پُر زخم زدم بوسه شبانه
عریان شدی و روی تنت خاک کشیدم
چادر، به روی پیکر صد چاک کشیدم
زندانی گرگان کویری شده بودی
بی حرمت و بیکس، سر پیری شده بودی
صد پاره تر از پاره حصیری شده بودی
حیران بلایای اسیری شده بودی
عباس و تو رفتید، حواسم به نجف بود
ناموس تو با حرمله و شمر طرف بود
جایم وسط راه و گذر بوده برادر
جانم سپر چند نفر بوده برادر
سوغات سفر درد کمر بوده برادر
حالا تو بگو که چه خبر بوده برادر
با دیدن موهای گره خورده سرم سوخت
بر نیزه سر سوخته دیدم، جگرم سوخت
ای سر که شدی بر سر نی، قاری قرآن!
شد مرد مسیحی به نگاه تو مسلمان
ای سیب جنان! بسته شدی روی درختان
سنگی طرفت پرت شد و خورد به دندان
والله شکستند غرور قمرت را
از بسکه شکاندند لجوجانه سرت را
تو کعبه ما بودی از احرام گذشتیم
از دشت مغیلان، شبی آرام گذشتیم
با صورت سرخ از ملا ٕ عام گذشتیم
شد جامه ی ما پاره و از شام گذشتیم
کِی داشته ناموس علی کار به بازار
گردانده شدم بعد تو بازار به بازار
دیگر کسی اطراف تنت، نیزه پران نیست
رفتند همه، خواهر تو دل نگران نیست
راحت بغلت کرده ام اینجا، خفقان نیست
دورم لگد خولی و فریاد سنان نیست
شد خون تو با اشک من آمیخته اینجا
چون برگ خزان، قافله ات ریخته اینجا
سیراب شدیم و همه را داده عذاب آب
شد دور مزار تو پُر از ناله ی آب آب
آورده پس از داغ علی چشم رباب آب
در تشت که رفتی شدم از بوی شراب آب
از دیدن خشکی لبت نهر بهم ریخت
ای عشق رقیه! همه ی شهر بهم ریخت
مهمان شب آخر ماتمکده بودی
با دختر ویرانه نشین همرده بودی
با آن سر و وضعت چه شبی آمده بودی
ای کاش که یک شانه به مویت زده بودی
روح همه ی عرش، دم پر زدنش رفت
سر را که بغل کرد، دگر جان تنش رفت
#اربعین
#حضرت_زینب_س
#رضا_دین_پرور
@hadithashk
در جهان ماتمت چه نهضتی دارد
نوکرت بین خلق چه عزتی دارد
اربعین بعد از سه روز پیاده روی
کربلایی شدن چه لذتی دارد
#اربعین
#میثم_صدقی
@hadithashk
گدای روضه ام این منصب افتخار من است
اگر که دیده شد ابر خزان بهار من است
رقابتی ست در این کیمیای بزم عزا
که هر چه کار کنم بیشتر عیار من است
رفاقتی که تو کردی همیشه در حقم
فراتر از عملم بیش از انتظار من است
بیا و ظرف دلم را بزن زمین بشکن
چرا که وصل تو در وقت انکسار من است
بگیر گرد و غبار دل مرا ارباب
مگر خود تو نگفتی دلت مزار من است
مرا ببر حرم از روزگار خسته شدم
همیشه کرببلا مقصد قرار من است
من از پدر، پدرم از پدربزرگ شنید
محبت تو گره خورده بر تبار من است
از این جهان فقط این دستمال گریه من
تبرکی است که مخصوص احتضار من است
به روضه عمه سادات روضه خوان من است
بهشت، مادر سادات هم جوار من است
حسین جان بخدا طرز سر بریدن تو
دلیل اصلی قلب جریحه دار من است
کجا برات بگویم چه آمده سر من
که هر کجا بروم شمر هم کنار من است
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#عزیزم_حسین_ع
@hadithashk
تا ماه سر زد از شب حیرت رها شدیم
راهی شدیم، راهی این جادهها شدیم
حسی غریب در دلمان شعله میکشید
تا اینکه با غریبی او آشنا شدیم
با اَلرَّحیلِ قافله از خود برآمدیم
از هر چه داشت رنگ تعلق جدا شدیم
دیدیم کعبه سر به بیابان گذاشته
دیگر نپرس تشنۀ رفتن چرا شدیم؟
از مسجدالحرام گذشتیم و در طواف
با جان تشنه راهی خاک منا شدیم
باران گرفت و خاک پر از بوی سیب شد
باران گرفت و تشنهتر از کربلا شدیم
باران تیر بود و عطش ناگزیر بود
در آن میانه تشنۀ یا لیتنا شدیم
دیدیم ماه، تشنه گذشت از کنار آب
در منزل نخست شهید وفا شدیم
خورشید، غرق خون وسط آسمان رسید
محو قنوت روشن خون خدا شدیم
وحی از فراز منبر نی میوزید و ما
آیه به آیه شیعۀ آن چشمها شدیم
بعد از هزار سال پر از عطر و بوی توست
با جادههای تشنه اگر همنوا شدیم
حب الحسین یجمعنا، رود رود رود
دریا شدیم و غرق طواف شما شدیم
#مشایه
#اربعین
#یوسف_رحیمی
@hadithashk
چهل منزل سراسر گریه کردم
ز داغ تو برادر گریه کردم
کسی اما ندیده اشک من را
فقط از پشت معجر گریه کردم
نبودی حرمله فریاد می زد
به یاد آب آور گریه کردم
پریشانیِ رأست را که دیدم
به یاد جسم اکبر گریه کردم
چهل منزل مرا دشنام دادند
کم آوردم..سرآخر گریه کردم
تو رفتی و غرورم را شکستند
مرا با ریسمان کهنه بستند
ندیدی خواهرت بد حال بوده؟
کنارش عده ای رَجّال بوده
به ظاهر چلّه از داغت گذشته
برای من ولی صدسال بوده
به من گفتی که می مانی کنارم
قرارم با تو تا گودال بوده؟؟؟
نگاهم تار بود از گریه هایم
شنیدم بر سرت جنجال بوده…
دو چشمم کور میشد کاش اما
نمیدیدم تنت پامال بوده
حدودا ساعت سه تا اذان بود
تنت بازیچه ی شمر و سنان بود
همان وقتی که سوزانده سرت را
دوباره کشت خولی مادرت را
خودت ای کاش میدادی عزیزم
به دست ساربان انگشترت را
سرت در طشت بود و چوب میزد
ندیدی التماس دخترت را…
خرابه،کربلا شد آن زمان که
زمین کوبید پیش او سرت را
حلالم کن..نیاوردم برادر
به همراهم گل نیلوفرت را
به واللهِ کتک خوردم برایش
ولی ای کاش می مردم به جایش
#آرمان_صائمی
#اربعین
#مشایه
@hadithashk
تشنه توی حسرت دریا من
مثل مجنونی پی لیلا من
چشم تو داد برات همه رو...
همه رو بُردی حرم اِلّا من
من فقیری پُرِ آه و افسوس
تو کرامتت قدِ اقیانوس
زندگیم پر شده از دلتنگی
بطلب منم برای پابوس
منو از فیض حضورم ننداز
نیگا به کوه غرورم ننداز
یه روزی شاید به دردت خوردم
منِ بیچاره رو دورم ننداز
از تو بهتر چه رفیقی دارم؟
عاشقم ؛ عشق حقیقی دارم
ظاهرم خوبه ولیکن آقا
رو دلم زخم عمیقی دارم
خون به این قلب صبورم کردن
غصه ها زنده به گورم کردن
از غم فاصله ها غمگینم
آخه خیلی از تو دورم کردن
پیش تو سختی کشیدم؟ هرگز
طعم بدبختی چشیدم؟ هرگز
همیشه منو تحمل کردی
از تو جز خوبی ندیدم هرگز
آفتابی پسِ ابره دوری
بخدا قاتل صبره دوری
به ستوه اومدم از دلتنگی
بدتر از عذاب قبره دوری
#اربعین
#مشایه
#بهمن_عظیمی
@hadithashk
شبایی که خسته و بی قرارم
تربتت و روی چشام میزارم
میگم امام حسین مهربونم
من که به جز تو کسی و ندارم
کنار تو هیچ کسی غم نداره
غلام خونه ات چیزی کم نداره
فدای اون ضریح شیش گوشِ تو
هیچکی شبیه تو حرم نداره
دلم میخواد برای تو جون بدم
آقا توو کربلای تو جون بدم
چه خوبه مثل اون غلام سیاهت
منم یه روز رو پای تو جون بدم
خوبه که این چنین برات بمیرم
خسته و دل غمین برات بمیرم
اگه نشد شهید بشم چه خوبه...
تو راه اربعین برات بمیرم
هر کی توو راهه تو بمیره عشقه
توو نوکرات اونی که «پیره» عشقه
با تو بودن تا آخرش قشنگه
مشایه آخرش مسیره عشقه
خستگیه مسافرات و عشقه
تاول پای زائرات و عشقه
زیارت اربعینت خاطره است
با تو مرور خاطرات و عشقه
اون پیر مردی که عصا گرفته
به دل هوای کربلا گرفته
میگه براته اربعین و امسال
از دستای سبز رضا گرفته
هر کی زیارت کنه کربلا رو
انگار زیارت میکنه خدا رو
رو سردرِ دلم نوشتم آخر
با طلا این حرف امام رضا رو
تشنه ام و تو چشمه حیاتی
اما خودت تشنه لب فراتی
«آمدم ای شاه نجاتم بده»
حسینی و سفینه النجاتی
آهای سفیه النجاه عالم
خودت بیا ببین شکسته بالم
حال دلم کنار تو چه خوبه
بی تو ولی چقد خرابه حالم
روضه بگم روضه ی سخت گودال
نیزه میخوردی و میرفتی از حال
لحظه ی آخر زیر دست و پاها
به فکر زینبی و فکر خلخال
#محمد_قانع
#اربعین
#مشایه
@hadithashk
ابری ست دلم هوای باران دارد
با تو دل من حرف فراوان دارد
افسوس نشد بیایم اما ارباب
جا مانده تو قبله تهران دارد
#بهمن_ترکمانی
@hadithashk
صدبار اگر باز سر از خاک بر آرم
جز درگه تو جای دگر سر نگذارم
یک لحظه غمت را به دو عالم نفروشم
هرچند در ان لحظه اگر جان بسپارم
من زنده از آنم که برای تو بمیرم
از زندگی ام خواسته ای جز تو ندارم
از بس که به سینه زده ام سنگ حرم را
شش گوشه تراشیده ام از این دل زارم
گیرم که مرا خلق نخواهد، تو بخواهی...
کافیست که در خلق سر فخر برآرم
از اوج مقامات در این عالم خاکی
من غبطه بر آن وصله نعلین تو دارم
یک لحظه ز دستم نکشی دامن خود را
بر دامن خود فرض کن اصلا که غبارم
بهتر که شود کاسه خون دیده خشکم
چشمی که نگرید به تو ، آید به چه کارم
هر جا که دلی رفت همانجا وطن اوست
من ساکن یک گوشه ز شش گوشه یارم
#شعر_مناجات_سیدالشهدا_ع
#موسی_علیمرادی
@hadithashk
اربعین شد دوباره حیرانم
میروم یا دوباره میمانم
با گناهان سر زده از من
کربلا میبرد ؟ چه میدانم؟
شب سوم چه گریه ای کردم
پاره شد آن شبی گریبانم
روضه خوان روضه ی خرابه خواند
از همان شب چه شد نمیدانم
دائم الذکر و دائماً گریه
یارقیه ... رقیه میخوانم
گر نگاهی به ما کند بانو
گر بگوید فقط.... پدر جانم؟؟؟؟
دختر شاه اگر شود ضامن
پس یقیناً که جا نمی مانم
#حضرت_رقیه_س
#مشایه
#اربعین
#رسول_عسگری
@hadithashk