سیاهی بود و ایمان در دل ظلمت عصا می زد
جهالت راهبر می شد خودش را نور جا می زد
نمی بارید غیر از غم، نمی رویید غیر از یأس
گل ریحانه در گور حماقت دست و پا می زد
زمین تا مرز عصیان رفته بود از جرم آدم ها
زمان در خواب بود و فتنه ناقوس عزا می زد
خدا از سنگ بود و داشت شیطان در دل دنیا
به شادی دست در خلق هزاران ماجرا می زد
برای ختم این کابوس جانفرسای مرد افکن
زمین دست توسل رو به درگاه خدا می زد
خدا آورد ابراهیم را در هیبتی دیگر
نسیم نور و رحمت را برای امتی دیگر
زمین خوردند بتها با قدومش تا جهان فهمید
که نبض خلق عالم بوده دست قدرتی دیگر
زبان پادشاهان لال شد کسری ترک برداشت
به سردی رفت آتشگاه و رو شد آیتی دیگر
خدا از عرش، احمد را زمین آورد تا دنیا
بفهمد طعم عشق و نور و شور و رحمتی دیگر
سیاهی مُرد و دنیا زنده شد از هُرم لبخندش
محمد(ص) آمد و آورد با خود دولتی دیگر
رسولِ دین رحمت شد جهان غرق سعادت شد
به ما بخشید با قرآن و عترت شوکتی دیگر
زمین جای قشنگی شد برای زندگی وقتی
که او با آل خود بخشید بر آن قیمتی دیگر
#شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص
#محمدجواد_منوچهری
@hadithashk
جهان اگرچه پر از سایههای تکراریست
هنوز گوشهی چشمت شروع بیداریست
هنوز از نفست، عطرِ صبح میآید
هنوز یادِ تو در کوچههای دل جاریست
هنوز پنجرهها رو به آسمان باز_اند
اگرچه شهر گرفتارِ رنجِ اجباریست
تو را نه در کلماتِ بلند باید جست
که شان و مرتبت از وصف واژهها عاریست
خدا به آینهی خاک، خویش را بخشید
سپس به آینهی روی تو جهان را دید
تو را چگونه سرایم که واژه کم باشد
برای وصف تو باید، زمان قلم باشد
خدا به حرمت روی تو عرش را آراست
به هر کجا که تو روی آوری، حرم باشد
هزار جامهی تقوی و دامنِ پرهیز
به پیش زهدِ ِتو پیرایهی عدم باشد
اگر تمام جهان را ورق زند خورشید
وگر چه نور در این راه، هم قدم باشد
نمیتوان که به گردِ براق تو برسد
و یا به آینههای رواق تو برسد
تو آمدی و جهان غرق نور و رویا شد
حیات عشق به جانها دوباره احیا شد
تو آمدی و جهان، از خودش فراتر رفت
زمانه با نَفَسِ نور وحی، معنا شد
شکست هیبتِ پوشالیِ بت و بتگر
حقیقت از دلِ جهل و جُمود پیدا شد
شکوه اشهد ان لاالهالاالله
به روی ماذنههایِ زمان، شکوفا شد
همیشه کوچه پر از یاد و نام تو بادا
سرودِ عشق عیان در کلام تو بادا
َشب از ستاره گرانبار و ماه میتابید
شهود، روی فضای سکوت میبارید
کلام، پنجرهای رو به آسمان وا کرد
حرا، حضور خدا را به چشمِ دل میدید
طنینِ روشنِ «اقرأ و ربک الاکرم»
به گوش و هوشِ جهان، تا همیشه درپیچید
سکوتِ غار به یکباره رنگِ معنا یافت
شکفت از دلِ تنگش، شکوفهی توحید
خدا کند که بشر عاشقِ خدا بشود
و از تکثر بتهای، خود رها بشود
#شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص
#محمد_مهدی_ناصری
@hadithash
از راه تا رسید به تن جان اضافه شد
آیه در آیه سوره به قرآن اضافه شد
اشکش چکید در برهوت و به این کتاب
آیه در آیه سوره باران اضافه شد
از راه تا رسید به اوراق سررسید
تاریخ رستگاریِ انسان اضافه شد
روی لبش شکوفه لبخند تا شکُفت
باخنده اش به شوق بیابان اضافه شد
پوشاند خنده اش به تن دشت رخت سبز
در پهنه کویر گُلستان اضافه شد
بسکه ملیح بود و سرآمد ملاحتش
از شدّتش به شور نمکدان اضافه شد
وقتی نسیم شانه به زلف رسول زد
موجی وزید در شن و طوفان اضافه شد
زلفش که تاب خورد به گهواره ناگهان
صدها هزار سلسله جُنبان اضافه شد
از شوق سجده ریخت به پایش مدائن و
صدها تَرک به گُرده ایوان اضافه شد
با پیشه شبانی اش اعجاز خلقت است
در این غزل به قافیه "چوپان "اضافه شد
کُفر هُبل درآمد و نرخ بُتان شکست
کم کم درون مکّه مسلمان اضافه شد
در مکّه بود هرچه که گِلدان به گِل نشست
در مکه گُل شکفته به گلدان اضافه شد
روزی برای دیدن روی نبی شتافت
هر لحظه که گذشت به سلمان اضافه شد
چرخید روی گندمی اش سمت شوره زار
در خوانِ خَلق رزق فراوان اضافه شد
"باور کنیم سکّه به نام محمّد است "
هر آینه به شهرت سلطان اضافه شد
سامان گرفت شعرم و آشفتگی برفت
وقتی علی به نظم پریشان اضافه شد
مقبول شد چکامه شاعر به آخرش
یک بیت از قصیده حسّان اضافه شد
"وَ ما فَقَد اَلماضونَ مِثلَ مُحَمّدِِ
وَ لا مِثلُهُ حَتّی القیامَه یَفقَدُ" ۱
حسّان شدند از کرمش خیل شاعران
هی موجی از قصیده به دیوان اضافه شد
#شعر_ولادت_حضرت_محمد_ص
#ناصر_دوستی
@hadithashk
۱_بیتی از قصیده حسان ابن ثابت شاعر عصر پیامبر ص
مست از سبوی چشم تو انگور ناب هم
مخمور باده های تو حتی شراب هم
گر پرده از رخت بکشی کم بیاورد
از نور روی ماه شما آفتاب هم
از عطر زلف شب شکنت مست میشوند
اسپند و عود و عنبر و مشک و گلاب هم
بر سرخی لبان شما غبطه میخورد
حتی عقیق سرخ یمن در رکاب هم
جبریل و جن و انس و ملک عبد درگهت
این را شنیدهام ز لب بوتراب هم
هر صبح خود به نام تو آغاز میکنم
حتی اگر که نشنوم از تو جواب هم
من تا همیشه نام تورا جار میزنم
میخوانمت به عرصهی صبح حساب هم
دم میزنم فقط ز تو و خاندان تو
حتی اگر شود ز غمت دل کباب هم
آقا مرا به جان بتولت محل بزار
تلخ است کام من، تو به کامم عسل بزار
مقصود عشق، حب نبی در غزل بوَد
صل علی محمد و آلش عسل بوَد
در پیچ میم اسم تو عشاق ماندهاند
الکن ز وصف نام تو شیخ اجل بود
شمس و قمر ز نور رخت گشته منجلی
یک انشعاب خال لب تو زُهَل بود
امضای حب ناب نبی در ید علیست
پس بی علی، حب نبی بی محل بود
خیر و العمل صراط و توو راه حیدر است
عالِم بدون حب علی بی عمل بود
آن زاهد زمانه و آن شیخ راه هم
بی عشق مرتضی به خدا که دغل بود
آن کس که مِهر پاک علی در دلش نرفت
در بحث پاک زادگیِ او خِلَل بود
محشر اگر که کار به دست پیمبر است
این مرتضی علیست که میزان محشر است
#حضرت_رسول_اکرم_ص
#حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#محمد_قانع
@hadithashk
رویید چو عطر گل حیاتی دیگر
در مکه و یثرب، برکاتی دیگر
بر خاتم انبیا محمد صلوات
بر حضرت صادق صلواتی دیگر
#میثم_مومنی_نژاد
@hadithashk
سنگ حَجَر نشانه ی خال او
باغ بهشت است به دنبال او
زمزمه ام هفده ماه ربیع
سلام بر "محمد و آل" او
###
از عرش پیام سرمدی آوردند
به به چه مَه زبانزدی آوردند
در روز ولادت " امام صادق "
یک دسته گل محمدی آوردند
#محمدحسن_بیاتلو
@hadithashk
شده خورشید و به جان ظلمات افتاده
لرزه بر هیمنه ی لات و منات افتاده
چشمه ی عشق تو جاوید کند هستی را
خضر بیهوده پی آب حیات افتاده
نه فقط شعر، که شور از هیجان میرقصد
و کلاه از سر مست کلمات افتاده
تو رسیدی و زمین پر شده از رایحه ات
گل به گل باغ پی این نفحات افتاده
روی هر واژه سیاه است اگر در خور نیست
قلم از خشکی ذوقش به دوات افتاده
تا مگر مهر قبولی بزنی بر این شعر
دست هر بیت به پای صلوات افتاده
#حضرت_رسول_اکرم_ص
#حسن_میرزانیا
@hadithashk
عجب شمیم بهاریست در هوای حجاز
هَزار ها همه مشغول نغمه و آواز
به روی خلق بود باب رحمت حق باز
شکست طاق و خموش آتش از چنین اعجاز
به روی عالمیان لطف حق هویدا شد
همین که چشم محمد به آمنه وا شد
نگشته است کسی از مقام او آگاه
عذار چون قمرش طعنه میزند بر ماه
نظر چو کرد عمویش به صورتش آنگاه
ربود دل ز ابوطالب او فقط به نگاه
عجب روی نمکینی چه جلوه ای دارد
به مقدمش ز سما هم ستاره میبارد
شده زمین و زمان بر مدار او تنظیم
تمام کون و مکان پیش امر او تسلیم
هر آنچه هست خدا کرد بر نبی تقدیم
کند فرشته ی حق در برابرش تعظیم
که احمد است بهانه تمام خلقت را
تمام کرده خدا با شما نبوت را
به عصر جاهلیت داده ای تمدن را
ز دوده ای حسد و شرک و ظلمت از دنیا
شکسته اند به دست تو لاتَ وَ الْعُزیٰ
همیشه محو صدای شماست غار حرا
بخوان به صوت حجازی دو آیه از قرآن
بخوان که با نفست اهرمن شود انسان
بگو به مردم عالم ره صواب علیست
خلیفه کیست ز بعد نبی جواب علیست
به وقت ذکر، یقین ذکر مستجاب علیست
کسی که گشت به راه تو انتخاب علیست
«قسم به اشهد ان لا اله الا الله
تو آمدی که بگویی علی ولی الله »
محب حیدرم و جان فدای اولادش
کسی که خصم شما گشته سوخت بنیادش
فدای صادق و ایل و تبار و اجدادش
منابر است که زینت گرفته با یادش
حدیث اوست که شیعه دیار عاشق هاست
و زنده شیعه به صادق و قال صادق هاست
رئیس مذهب من صادق است و جعفری ام
به لطف همت صادق همیشه حیدری ام
پدر بزرگ رضا میکند چه دلبری ام
به نطق حضرت صادق از آن دو تن بری ام
نگین حب علی مثل در نایاب است
نکرد هرکه برائت از آن دو کذاب است
میان شادی و عشق و میان شور و ترب
شب ولادت و قلبم مدینه رفت امشب
به یاد گنبد خضرا و نام تو بر لب
به یاد صحن خراب بقیع دل در تب
که آتش است دل «عابس» از فضای بقیع
هنوز غرق به خاک است آن مزار رفیع
#شعر_ولادت_حضرت_محمد_س
#حضرت_امیرالمومنین_علی_ع
#شعر_ولادت_حضرت_امام_صادق_ع
#علی_ثابت_نیا
@hadithashk
سراسر غم و درد و رنجم ولی تو
به هر درد و رنجی طبیبی محمد
رفیقی چنان تو کجا می توان یافت
حبیبی حبیبی حبیبی محمد
شود از شمیم تو جنت معطر
به زیر قدم هات تربت معطر
روایات تو بی نهایت معطر
تو خوشبوتر از عطر سیبی محمد
تو حقی و هر چه به غیر از تو باطل
ز شان تو همسایه ات بود غافل
به تو ناسزا گفت و تو در مقابل
جوابی ندادی، نجیبی محمد
تو بالاتر از جمع دانشورانی
چو خورشید در بین پیغمبرانی
حریف تمامی جنگاورانی
تو از هر نظر بی رقیبی محمد
تو اهل کرم بوده ای بی بهانه
به مردم نگاه تو بود عاشقانه
سخن گفته ای با همه صادقانه
کسی را ندادی فریبی محمد
به هر گویش و هر زبان آشنایی
بدون تکلف بدون ریایی
تو زیباترین بیت شعر خدایی
فصیحی بلیغی ادیبی محمد
به مظلومی تو ندیده است دنیا
تو را زهر از پا در آورده اما
چگونه شهیدت نخواندند جانا
بمیریم خیلی غریبی محمد
#شعر_ولادت_حضرت_محمد_س
#علی_ذوالقدر
@hadithashk