امام صادق علیه السلام:
🔹الْحَيَاءُ وَ اَلْإِيمَانُ مَقْرُونَانِ فِي قَرَنٍ فَإِذَا ذَهَبَ أَحَدُهُمَا تَبِعَهُ صَاحِبُهُ.
🔸حياء و ايمان را با يک ريسمان به هم بستهاند. چنانچه یکی از آنان برود ديگرى نیز خواهد رفت.
📚 مستدرک الوسائل (باب الثامن)
جلد ۸ صفحه ۴۶۱
📚 @HadithNegar
💠 طمع
🔸 امام باقر(علیه السلام):
بدترین انسان آن بنده اى است که طمعى داشته باشد که آن طمع بر گردنش بپیچد.
📚 کافى/ج2/ص320
✍🏼 در روایت دیگری رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) طمع را تشبیه به فقری کرده که همواره همراه انسان است. چون آدم طمع کار مثل گدایی است که دنبال طلب مال است و هیچ وقت سیر نمی شود.
📚 @HadithNegar
📌 «آغاز هفته وحدت»
♦️ لزوم حفظ وحدت میان مسلمین از جمله اموری است که همواره مورد توجه بزرگان و رهبران مذهبی مسلمان قرار گرفته است.
🔸امام خمینی (ره) با توجه به اینکه دو مذهب تشیع و تسنن از پیروان زیادی در سراسر جهان برخوردار هستند، به هر اندازه بتوانند دیدگاههای خود را بهیکدیگر نزدیک کنند، تاثیر ارزشمندی در اعتلاء و سربلندی مسلمانان در جهان کنونی خواهند داشت و نهایتا توطئههای هر روزه دشمنان را نقش بر آب خواهند کرد. لذا روزهای دوازدهم تا هفدهم ربیع الاول که مصادف با دو قول مشهور ولادت پیامبر اکرم است را «هفته وحدت» نامگذاری کردند.
🔻آشنایی پیروان مذاهب با عقاید یکدیگر، اگر همراه با هتک به معتقدات سایر مذاهب نباشد، نهتنها موجب تفرقه نمیشود، بلکه مانع از اتهام و دروغپردازی دشمنان اسلام و مسلمین میشود.
🔹مقام معظم رهبری نیز در این باره میفرماید:
«این هفته وحدت، این هفته مشترک الاحترام بین مسلمین را قدر بدانید. همه سعی کنند وحدت و اتحاد نیروها و در یک جبهه قرار گرفتن نیروهای مسلمین را که رمز سعادت و مایه سربلندی مسلمین و بزرگترین حربه ملتها در مقابل استکبار جهانی است، مغتنم بشمارند و قدر بدانند.»
#تقویم_تاریخ
#۱۲_ربیع_الاول
#آغاز_هفته_وحدت
📚 @HadithNegar
#داستان_آموزنده
🔆اتّفاقى عجيب از لطف امام زمان (عجل الله تعای فرجه )
در يكى از روستاهاى كاشان دخترى از خانواده مذهبى و سادات ، به بيمارى سختى مبتلا شد دستها و پاهايش فلج گرديد و...او را به بيمارستان بردند و تحت نظر پزشكان متعدّد قرار گرفت ولى خوب نشد، او را به روستا برگرداندند، همچنان بسترى بود و آثار بيمارى او را از تحرك باز داشته بود.
او قبل از بيمارى و بعد، اهل عبادت و توسّل بود، و از بانوان محترمى بود كه همواره به محمّد (صل الله علیه وآله و سلم ) و آل آنحضرت (ع ) توجه داشت و آنها را در خانه خدا واسطه قرار مى داد.
و از امام زاده عبداللّه بن على (علیه السلام ) كه در روستا بود، در اين راستا كمك مى گرفت ، و از آنها مى خواست از خدا بخواهند تا او بهبودى خود را بدست آورد.
ساعت يك و نيم بعد از ظهر روز پنجشنبه (16 خرداد1370 و 22 ذيقعده 1411) بود او با اينكه در روز نمى خوابيد اندكى در بستر خوابش برد، ناگهان در عالم خواب ديد امام زمان حضرت مهدى (سلام اللّه عليه ) به بالين او آمد، پرسيد حالت چطور است ؟
او عرض كرد: سرم درد مى كند، گلويم گرفته به طورى كه وقتى مى خواهم سخن بگويم ، بغض مرا فرا مى گيرد و گريه مى كنم .
امام دست مرحمت بر سر و پيشانى او كشيد، همين لطف خاص امام موجب شد كه بيمارى از جان او رفت و او سلامتى خود را باز يافت .
اين بانوى علويّه هنگامى از خواب بيدار شد، خود احساس فلجى نمى كرد جريان خواب خود را براى بستگان و حاضران تعريف كرد، گريه شوق سراسر مجلس را فراگرفت ، او از بستر برخاست و حركت كرد تا در حياط خانه وضو بگيرد. بستگان او ناباورانه به همديگر مى گفتند: مراقب باشيد نكند كه او به زمين بيفتد، ولى ديدند او باكمال سلامتى و بدون كمك ديگران وضو گرفت و به اتاق بازگشت و دو ركعت نماز خواند و سپس به سوى بارگاه امام زاده عبد اللّه بن على (ع ) روانه شد، چرا كه با اين جريان عجيب ، خواهر او در خواب ديده بود، حضرت امام زاده عبد اللّه بن على ، نزد او آمد و فرمود: خواهرت خوب شد بيا اندكى از پارچه سبز را كه روى ضريح من است ببر و به بازوى خواهرت ببند، آن بانو به اين دستور نيز عمل كرد.
مردم از جريان مطّلع شدند، نقّاره خانه امام زاده به صدا در آمد، مؤ منين و مؤ منات گروه گروه آمدند و شادى مى كردند و به بيمار و بستگان او مبارك باد مى گفتند، نگارنده به اميد به الطاف خاص تو اى امام و اى محبوب خاصّان درگاه خدا گويد:
هر چند پير و خسته دل و درمانده شدم * هر گه كه ياد روى تو كردم جوان شدم
آيا شود پيام رسانى به من ز لطف * خوش دار، من ز عفو گناهت ضمان شدم
📚داستان دوستان، جلد پنجم، محمد محمدى اشتهاردى
📚 @HadithNegar