eitaa logo
حائر
130 دنبال‌کننده
259 عکس
118 ویدیو
2 فایل
می‌نویسم؛شاید روزی میان کلمات پیدایت کنم. @Haer77
مشاهده در ایتا
دانلود
...بذار بگن دیوونه است من نمی‌تونم دعای اللهم احفظ قائدنا الامام خامنه‌ای رو از زبونم بردارم...
﷽ کتاب دشواری مبارک از زبان رزمنده حزب الله نوشته بود:《ماخیلی به سید حسن وابسته بودیم، درپیچیده ترین حالات جنگ ایمان داشتیم که سید حسن راه حلی برای این مخمصه پیدا می‌کند. خدا مارا با شهادت سید امتحان کرد، ماباید چشم‌مان به دهان ولایت باشد اما انگار درگیر شخصیت خود سید شده بودیم. خدا سید را از ما گرفت که امتحان‌مان کند، ببیند بارفتن او ناامید می‌شویم و خودمان را می‌بازیم یا نه.》 وقتی پشت سر آقا نماز جمعه نصر را خواندیم، وقتی همه‌ی فرماندهان نظامی از هدایت او درجنگ دوازده روزه گفتند، روز عاشورا که از در حسینه وارد شدند، روزی که ناوهای آمریکا را تهدید کردند و همه‌ی لحظاتی که از دیدن‌شان و شنیدن صدای‌شان حظ بردم ترسیدم، ترسیدم آن قدر خودمان را به او وابسته بدانیم که خدا ما را با رفتنش امتحان کند. حالا آن روز رسیده، نمی دانم از سر خبط و خطاهای‌مان است یا خدا می‌خواهد آزمایش‌مان کند. آقای عابدینی می‌گوید این مصیبت بلا نیست چون آقای ما تا روزهای آخر از مردم راضی بودند این آزمایش ملت است خداوند می‌خواهد کمال بالاتری را در مردم به وجود بیاورد. هر چه که باشد فقط می‌دانم که نمی‌توانم دست از مسیری که خون‌ او در آن ریخته بردارم. دست از آرزویش که رساندن ایران اسلامی به قله عظمت و شکوه بود، برای ما چیزی جز ایستادن نمانده است.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
سه شنبه دوازده اسفند شب چهارم جنگ شب سوم خونخواهی ﷽ مارا از چه می‌ترسانند هوا سرد بود. دور هم نشسته بودند، از موکب چای گرفته بودند و می‌خوردند. بهشان گفتم: بچه‌ها میشه ازتون عکس بگیرم؟ سریع کنار هم ایستادند، یکی‌شان عکسی که از آقا کنارش داشت را بالا گرفت. لبخند زدند، شاتر دوربین را زدم. این‌ها بچه‌های ما هستند؛ کفن پوش و با لبخند، در روزی که میدان رسالت قم موشک خورده به خیابان آمده‌اند. دشمنان‌ما، ما را از چه می‌ترسانند.
نوجوانان واحد رسانه محکم و جدی انگار ماموریتی داشته باشد از بین جمعیت رد شد، پله های چهارپایه را بالا رفت، نشست آن بالا و شروع کرد به عکس و فیلم گرفتن. این چند روز در تجمعات، نوجوان‌های دوربین به دست زیاد می‌بینم. حالا گوشی برایشان فقط اسباب بازی نیست. می‌دانند باید این روزها را ثبت کنند، دارند برای سرباز رسانه شدن تمرین می‌کنند.
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از کودکی ضربان قلب ما با ضرب دمام و حسین حسین تنظیم شده، ما برای جنگ با یزیدی‌ها تربیت شدیم.
نماهنگ گیسو.mp3
زمان: حجم: 6M
🎙 حاج محمود کریمی چون روضه مادرمون رو اقامه می‌کرد چون بهمون یاد داد زیر بیرق اباالفضل باشیم نه بیرق اجنبی
...کاش نیمه ماه رمضان امسال شاعرها از نزدیک ترین محل به حسینه امام خمینی برامون رجز می‌خوندن...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چهارشنبه سیزده اسفند شب پنجم جنگ شب چهارم خون‌خواهی ﷽ ازدیروز تا امروز امشب چهارمین شبی است که به خیابان می‌رویم. هوا سرداست، شب‌های قبل بچه‌هایم از سردی دست‌های‌شان شکایت می‌کردند امشب دستکش‌ به دست آمدند. در تمام مسیر راهپیمایی و تجمع حضور بچه‌های کوچک به چشم می‌آید. خانواده‌ها بچه‌ها را پتو پیچ می‌کنند و در کالسکه می‌گذارند یا مادرها زیر چادر پنهان‌شان می‌کنند. حالا که سرما به دست و بالم پیچیده، پاهایم گرفته، کمرم درد می‌کند و بچه‌ها تک سرفه می‌زنند دارم قدر نسلی که پیروزی انقلاب ۵۷ را به ما هدیه داد می‌دانم. روزهای منتهی به پیروزی انقلاب؛ یک ماه دوماه نمی‌دانم شاید بیشتر، هر روز در سرمای دی و بهمن از خانه بیرون آمدن، مادرها بچه به بغل، مسافت‌های طولانی راهپیمایی کردن، با ترس از دستگیری و شکنجه، روبه روی لوله تفنگ‌های مامورهای شاه ایستادن سخت است خیلی سخت؛ اما خون شهید آدم را گرم می‌کند، هل می‌دهد. محمود گلاب‌دره‌یی توی خاطراتش نوشته بود هر شهیدی که روی زمین می افتاد روی دست بلندش می‌کردند، دورش شور می‌گرفتند، سینه می‌زدند و می‌خواستند دست‌های‌شان را به خون او به تکه‌ای از لباس او تبرک کنند. شهیدشان را به خاک می‌سپردند و جوان‌های دیگری کفن می‌پوشیدند و جای او را پر می‌کردند. بعد از چهل و هفت سال نوبت ما رسیده، هر شب به خیابان می‌آییم. تابوت شهدا، عکس‌های آقای شهیدمان ما را دنبال خود می‌کشند هر چه قدر هوا سرد باشد و هر چه قدر سخت باشد.