ای ستارهها که بر فراز آسمان
با نگاه خوداشارهگر هستید
ای ستارهها که از ورای ابر ها
بر جهان ما نظارهگر نشستهاید
آری این منم که در دل سکوت شب
نامه های عاشقانه پاره میکنم
ایستاره ها اگر به من مدد کنید
دامن از غمش پر از ستاره میکنم
با دلی که بوئی از وفا نبرده است
جور بیکرانه و بهانه خوشتر است
در کنار این مصاحبان خود پسند
ناز پ عشوههای زیرکانه خوشتر است
ای ستارهها چه شد که در نگاه من
آن نشاط و نغمه و ترانه مرد ؟
ای ستارهها چه شد که بر لبان او
آخر آن نواب عاشقانه مرد ؟
جام باده سرنگوت و بسترم تهی
سر نهادهام به روی نامه های او
سر نهادهام که در میان این سطور
جستجو کنم نشانی از وفای او
فروغ فرخزاد ؛